استاندارد حسابداري شماره 8 حسابداري موجودي مواد و كالا

استاندارد حسابداري شماره 8
حسابداري موجودي مواد و كالا

استاندارد حسابداري شماره 8
حسابداري موجودي مواد و كالا
فهرست مندرجات
شماره بند

• مقدمه 1
• دامنه كاربرد 2
• تعاريف 3


4 – • اندازه گيري موجودي مواد و كالا 5
6 – • بهاي تمام شده موجودي مواد و كالا 20
7 – − مخارج خريد 8
9 – − مخارج تبديل 16
17 – − ساير مخارج 20
• بهاي تمام شده موجوديها در واحدهاي خدماتي 21
• بهاي تمام شده توليد كشاورزي برداشت شده از داراييهاي زيستي 21 – مكرر
22 – • روشهاي محاسبه بهاي تمام شده 35

36 – • خالص ارزش فروش 40
41 – • ملاحظات مربوط به تعيين خالص ارزش فروش 44
• موارد كاربرد خالص ارزش فروش 45
46 – • شناخت موجودي مواد و كالا به عنوان هزينه 47
48 – • افشا 52
• تاريخ اجرا 53
• مطابقت با استانداردهاي بين المللي حسابداري 54

استاندارد حسابداري شماره 8
حسابداري موجودي مواد و كالا
اين استاندارد بايد با توجه به ” مقدمه اي بر استانداردهاي حسابداري “مطالعه و
بكار گرفته شود.

مقدمه
1 . موجودي مواد و كالا، بخش عمده اي از داراييهاي بسياري از واحدهاي تجاري را تشكيلمي دهد. بنابراين ، ارزشيابي و انعكاس موجودي مواد و كالا اثر با اهميتي در تعيين و ارائهوضعيت مالي و عملكرد مالي واحدهاي تجاري دارد.

دامنه كاربرد
2 . اين استاندارد، نحو ه ارزشياب ي و انعكا س موجود ي موا د و كالا در صورتها ي مالی را تشریح  می كند
و موارد زير را دربر نمي گيرد:
الف . كار در جريا ن پيشرف ت پيمانها ي بلندمد ت (رجوع شود ب ه استاندارد حسابدار ي شمار ه 9 ب ا عنوان
” حسابداري پيمانهاي بلندمدت “ ).
ب . ابزارهاي مالي پيچيده .

ج . موجودي محصولا ت جنگل ي و معدن ي در موارد ي ك ه اي ن اقلا م در صن ايع مربو ط ب ه خال ص
ارزش فروش اندازه گيري مي شود، و
د . توليدات كشاورزي در زمان برداشت و داراييهاي زيستي غيرمولد مربوط به فعاليت
كشاوزي (رجوع شود به استاندارد حسابداري شماره 26 با عنوان ”فعاليتهاي كشاورزي“).
تعاريف
3 . اصطلاحات ذيل در اين استاندارد با معاني مشخص زير بكار رفته است :
• موجودي مواد و كالا : به داراييهايي اطلاق مي شود كه :


الف . براي فروش در روال عادي عمليات واحد تجاري نگهداري مي شود،
ب . به منظور ساخت محصول يا ارائه خدمات در فرايند توليد قرار دارد،
ج . به منظور ساخت محصول يا ارائه خدمات ، خريداري شده و نگهداري مي شود، و
د . ماهيت مصرفي دارد و به طور غيرمستقيم در جهت فعاليت واحد تجار ي مصر ف
مي شود.
استاندارد حسابداري شماره 8
حسابداري موجودي مواد و كالا

خالص ارز ش فرو ش : عبارت اس ت از بها ي فرو ش (بعد از كسر تخفيفا ت تجار ي ول ي قب ل ازتخفيفات مربوط به تسويه حساب ) پس از كسر:

 

الف . مخارج براوردي تكميل ، و
ب . مخارج براوردي بازاريابي ، فروش و توزيع .
• بهاي جايگزين ي: عبارت اس ت از مخارج ي ك ه بايد برا ي خريد يا ساخ ت ي ك قل م موجود ي كاملاً
مشابه تحمل شود.
اندازه گيري موجودي مواد و كالا
4 . موجودي موا د و كالا بايد برمبنا ي ” اقل بها ي تما م شد ه و خال ص ارز ش فرو ش“ ت ك ت ك اقلا م يا
گروههاي اقلام مشابه ، اندازه گيري شود.

5 . موجودي مواد و كالا، به بهاي تمام شده اندازه گيري مي شود. چنانچه نتوان به طور معقول
انتظار داشت كه براي بازيافت اين دارايي ، درآمدهاي آتي كافي وجود داشته باشد (مثلاً
درنتيجه خراب شدن ، نابابي يا كاهش در ميزان تقاضا )، مبالغ غير قابل بازيافت به عنوان
هزينه كاهش ارزش موجودي مواد و كالا به سود و زيان منظور مي شود. از اينرو، موجودي
مواد و كالا به اقل بهاي تمام شده و خالص ارزش فروش انعكاس مي يابد.

بهاي تمام شده موجودي مواد و كالا
6 . بهاي تمام شده موجودي مواد و كالا بايد دربرگيرنده مخارج خريد، مخارج تبديل و ساير
مخارجي باشد كه واحد تجاري در جريان فعاليت معمول خ ود، براي رساندن كالا يا
خدمات به مكان و شرايط فعلي آن متحمل شده است .
مخارج خريد
7 . مخارج خريد شامل بهاي خريد و هر گونه مخارج ديگري از قبيل حقوق و عوارض
گمركي و حمل است كه مستقيماً به خريد مربوط مي گردد. تخفيفات تجاري از بهاي
خريد كسر مي شود.
استاندارد حسابداري شماره 8

حسابداري موجودي مواد و كالا

8 . برخي مخارج به شرح زير در صورت احراز شرايط مربوط ، قابل احتساب در مخارج
خريد است :

الف . مخارج تأمين مالي واردات مواد و كالا به صورت اعتباري از نوع يوزانس به شرطآنكه به موجب مقررات موضوعه ، واردات مزبور به صورت نقدي مجاز نباشد.ب . در شرايط استثنايي طبق الزامات استاندارد حسابداري شماره 16 باعنوان تسعي ر ارز،مابه التفاوتهاي ريالي مورد مطالبه ناشي از افزايش قابل ملاحظه نرخ رسمي ارز (مثلاً
از شناور به صادراتي )، به شرط اينكه تخصيص آ ن به آحاد بهاي خريد مواد و كالاي
مربوط امكانپذير باشد.

مخارج تبديل
9 . مخارج تبديل شامل مخارجي است كه مستقيماً به اقلام توليدشده مربوط مي گردد (مانند
كار مستقيم ). مخارج تبديل همچنين شامل سربار توليد (اعم از ثابت و متغير ) است كه
براي تبديل مواد اوليه به محصول يا ارائه خدمات واقع مي شود.

 

 

10 . سربار توليد اعم از ثابت و متغير با روشي سيستماتيك به محصولات تخصيص مي يابد .
سربار ثابت توليد، آن بخش از مخارج غيرمستقيم توليد است كه عليرغم تغيير در حجم
توليد نسبتاً ثا بت مي ماند، مانند استهلاك و مخارج نگهداري ساختمان و تجهيزات كارخانه
و مخارج مديريت كارخانه . سربار متغير توليد آن بخش از مخارج غيرمستقيم توليد است
كه متناسب با تغيير حجم توليد تغيير مي يابد، مانند مواد و دستمزد غيرمستقيم .

11 . سربار ثابت توليد برمبناي ظرفيت معمول فعاليت واحد تجاري تخصيص مي يابد. ظرفيتمعمول بيانگر متوسط محصولي است كه انتظار مي رود در شرايط عادي (با در نظر گرفتنتوقفات توليد ناشي از تعميرات و نگهداري برنامه ريزي شده ) طي چند دوره يا فصل ، توليدشود. براي تخصيص هزينه هاي سربار ثابت توليد مي توان از سطح واقعي توليد استفادهكرد به شرط آنكه سطح مزبور تقريباً نزديك به سطح معمول فعاليت واحد تجاري باشد .بايد توجه داشت عامل تعيين كننده در تخصيص سربار ثابت توليد برمبناي سطح معمولاستاندارد حسابداري شماره 8

 

حسابداري موجودي مواد و كالا

فعاليت ، اين است كه مخارج مربوط به ظرفيت بلااستفاده بايد در دوره وقوع به عنوان
هزينه عملياتي و پس از سود ناخالص در صورت سود و زيان منعكس شود.
12 . جهت تعيين سطح معمول فعاليت واحد تجاري عوامل زير را بايد درنظر داشت :
الف . ميزان توليد م ورد نظر طراحان دستگاههاي توليدي و مديريت واحد تجاري ، تحت
شرايط كار حاكم در طول سال (مثلاً يك نوبت كاري يا دونوبت كاري )،
ب . بودجه سطح فعاليت سال تحت بررسي و سال بعد از آن ، و
ج . سطحي از توليد كه واحد تجاري در سال تحت بررسي و نيز در سالهاي گذشته
عملاً به آن دست يافته است .

اگر چه تغييرات موقت در سطح فعاليت را مي توان ناديده گرفت ، با اين حال تغييرات
مداوم بايد به تجديد نظر در آنچه قبلاً معمول شناخته شده منجر شود.
13 . يكي از دلايلي كه گاه در رابطه با عدم شمول مخارج سربار خاصي در بهاي تمام شده
عنوان مي شود، لزوم اتخاذ برخورد محافظه كارانه در ارزشيابي موجودي مواد و كالا است .
چنانچه تعيين مبلغ موجودي مواد و كالا در شرايط واحد تجاري مستلزم اعمال احتياط
باشد، احت ياط لازم در تعيين خا لص ارزش فروش و نه از طريق حذف مخ ارج سر بار
خاصي از بهاي تمام شده اعمال مي شود.

 

14 . در فراي ند تول يد ممكن است همزم ان بيش از يك محص ول تول يد ش ود. براي م ثال ،اين وضعيت زماني مصداق دارد كه محصولات مشترك يا يك محصول اصلي همراه بايك محصول فرعي توليد مي شود. در مواردي كه مخارج تبديل هر محصول جداگانه قابلتشخيص نباشد، اين مخارج برمبنايي منطقي و يكنواخت به محصولات تخصيص مي يابد .براي مثال ، ممكن است از ارزش نسبي فروش هر محصول در مرحله اي از فراي ند توليد كه
محصولات به طور جداگانه قابل تشخيص باشد و يا در زمان تكميل توليد، به عنوان مبناي
تخصيص استفاده ش ود. در اغلب م وارد، محص ولات فرعي ماهي تاً كم اهميت اس ت ،

استاندارد حسابداري شماره 8

حسابداري موجودي مواد و كالا

از اين رو اين محصولات به خالص ارزش فروش اندازه گيري و مبلغ حاصل شده از بهاي
تمام شده محصول اصلي كسر مي شود. در نتيجه مبلغ دفتري محصول اصلي با بهاي
تمام شده آن ، تفاوت با اهميتي ندارد.

15 . روشهاي هزينه يابي معمولاً چنان طراحي مي گردد تا اطمينان حاصل شود كليه مخارج مربوط
به مواد مستقيم ، كارمستق يم و ساير مخارج مستقيم به نحوي مناسب ، مشخص و بر مبنايي
منطقي و يكنواخت به حساب گرفته شود . اما در تخصيص مخارج سربار، مسائلي بروز مي كند
ك ه معمولاً مستلزم اعمال قضاوتهاي شخصي در انتخاب يك قاعده مناسب است .

16 . همچنين در تخصيص مخار ج دواير خدماتي مركزي ، ممكن است مسائلي بروز كند . مبناي
تخصيص چنين مخارجي بايد ميزان خدماتي باشد كه در رابطه با عمليات مختلف ارائه
مي شود. براي مثال ، دايره حسابداري معمولاً در خدمت عمليات زير است :
الف . توليد (از طريق پرداخت حقوق و دستمزد مستقيم و غيرمستقيم توليدي ، كنترل خريد
و تهيه صورتهاي مالي ادواري براي واحدهاي توليدي )،

ب . بازاريابي و توزيع (از طريق تجزيه و تحليل فروش و كنترل دفتر يا كارتهاي معين
فروش )، و
ج . مديريت عمومي (از طريق تهيه گزارشهاي داخلي خاص مديريت ، صورتهاي مالي و
بودجه هاي سالانه ، كنترل منابع نقدي و برنامه ريزي سرمايه گذاريها).
از كل مخارج دايره حسابداري ، تنها آن بخش بايد در محاسبه مخارج تبديل منظور شود
كه بتوان آن را به گون هاي منطقي به عمليات توليد تخصيص داد.

ساير مخارج
17 . ساير مخارج تنها تا ميزاني كه آشكارا به رساندن موجودي مواد و كالا به مكان و شرايط
فعلي آن مربوط است به عنوان بخشي از بهاي تمام شده موجوديها منظور مي شود.
استاندارد حسابداري شماره 8

حسابداري موجودي مواد و كالا

18 . موارد زير، نمونه هايي از مخارجي است كه در بهاي تمام شده موجوديها منظور نمي شود و
در دوره وقوع به عنوان هزينه شناسايي مي گردد:
الف . مبالغ غيرعادي مربوط به ضايعات مواد، دستمزد و ساير مخارج توليد (ضايعات
قابل كنترل ).
ب . مخارج انبارداري باستثناي مخارجي كه در فرايند توليد براي انبارداري محص ولاتي
كه نياز به پردازش بيشتر دارند، انجام مي شود.
ج . سربار اداري كه در رساندن موجوديها به مكان و شرايط فعلي نقشي ندارد.
د . مخارج فروش .

19 . مخارج مديريت عمومي ، برخلاف مديريت عملياتي ، مستقيماً به توليد جاري مربوط نمي شود
و لذ ا نبايد در مخارج تبديل (و درنتيجه ، در بهاي تمام شده موجودي مواد و كالا ) منظور
گردد. در مورد واحدهاي تجاري كوچك تر كه مديريت معمولاً در اداره روزانه هر يك از
عمليات مختلف نقش دارد، ممكن است در تفكيك مخارج سربار مديريت عمومي ، مسايل
خاصي در عمل بروز كند .

در چنين واحدهايي ، مخارج مديريت را مي توان با استفاده از
مباني مناسب ، به گونه اي منصفانه به عمليات توليد، بازاريابي ، فروش و اداري تخصيص داد.
20 . در شرايطي خاص ، مخارج تأمين مالي را مي توان در بهاي تمام شده موجود يها منظور كرد .
اين شرايط در استاندارد حسابداري شماره 13 با عنوان حسابدار ي مخار ج تأمي ن مال ي
مشخص شده است .

بهاي تمام شده موجوديها در واحدهاي خدماتي
21 . بهاي تمام شده موجوديها در واحدهاي خدماتي اساساً دستمزد و ساير مخارج كاركناني كه
مستقيماً در ارائه خدمات مربوط مشاركت داشته اند و نيز سربار قابل تخصيص را دربر مي گيرد .
دستمزد و ساير مخارج مربوط به كاركنان اداري و فروش در بهاي تمام شده خدمات ارائه
شده منظور نمي شود بلكه در دوره وقوع به عنوان هزينه شناسايي مي گردد.

استاندارد حسابداري شماره 8
حسابداري موجودي مواد و كالا

بهاي تمام شده توليد كشاورزي برداشت شده از داراييهاي زيستي
21 مكرر. طبق استاندارد حسابداري شماره 26 ، با عنوان فعاليتهاي كشاورز ي توليدات كشاورزي كه
توسط واحد تجاري از داراييهاي زيستي برداشت مي شود، در شناخت اوليه به ارزش
منصفانه پس از كسر مخارج برآوردي زمان فرو ش اندازه گيري مي شود . براي بكارگيري
اين استاندارد، اين مبلغ، بهاي تمام شده موجودي در آن تاريخ است.

روشهاي محاسبه بهاي تمام شده
22 . براي محاسبه بهاي تمام شده موجودي مواد و كالا روشهاي مختلفي با آثار متفاوت به كار
گرفته مي شود. اين روشها از جمله شامل موارد زير است :
الف . اولين صادره از اولين وارده ،
ب . ميانگين موزون ،
ج . شناسايي ويژه ،
د . اولين صادره از آخرين وارده ،
ه . موجودي پايه ، و
و . خرده فروشي .

23 . اولين صادره از اولين وارده عبارت است از محاسبه بهاي تمام شده موجودي مواد و كالا
براين اساس كه تعداد موجود، بيانگر آخرين خريدها يا آخرين توليدات است .

24 . ميانگين موزون عبارت از محاسبه بهاي تمام شده موجودي مواد و كالا براساس اعمال
بهاي متوسط در مورد واحد موجودي است . ميانگين موزون از تقسيم مجموع بهاي
تمام شده واحدهاي موجودي به مجموع تعداد واحدهاي آن موجودي محاسبه مي گردد و
مي توان از طريق محاسبه دايمي (ميانگين موزون متحرك ) يا محاسبه ادواري (ميانگين
موزون سالانه ، شش ماهه و…) به آن دست يافت .
استاندارد حسابداري شماره 8
حسابداري موجودي مواد و كالا


25 . شناسايي ويژه روشي است كه در آن مخارج مختص هر يك از اقلام موجودي به آن قلم
اختصاص مي يابد. اين روش براي اقلامي مناسب است كه صرفنظر از فرايند خريد يا
توليد قابل تشخيص هستند . اما كاربرد اين روش در مواردي كه اقلام متعددي از موجودي
مواد و كالا از يكديگر قابل تفكيك نباشند، مناسب نيست .

 

 

26 . اولين صادره از آخرين وارده عبارت است از محاسبه بهاي تمام شده موجودي مواد و كالا
براين اساس كه تعداد موجود بيانگر اولين خريدها يا اولين توليدات است .
27 . موجودي پا يه ع بار ت است از بهاي تمام شده موجودي مواد و كالا براين اس اس ك ه
يك ارزش واحد ثابت به بخشي از موجوديها كه تعداد آن از پيش تعيين شده است نسبت
داده مي شود و موجوديهاي اضافه براين تعداد به روش ديگري ارزشيابي مي گردد. اگر تعداد
واحدهاي موجود، كمتر از حداقل از پيش تعيين شده باشد، ارزش واحد ثابت در مورد كل
تعداد موجودي اعمال خواهد شد.

 

 

28 . روشهاي مورد استفاده جهت تخصيص بهاي تمام شده به موجودي مواد و كالا بايد چنان
انتخاب شود كه براي مخارجي كه واحد تجاري براي رسا ندن كالا به مكان و شرايط فعلي
آن واقعاً متحمل شده است ، منصفانه ترين تقريب ممكن را فراهم آورد.

 

29 . بهاي تما م شد ه موجود ي موا د و كالا بايد با استفاد ه از روشهاي ” شناسايي ويژه “، ” اولين صادر ه
از اولين وارده “ يا ” ميانگين موزون “ محاسبه شود.

 

30 . روشهايي از قبيل ” موجودي پايه “ و ” اولين صادره از آخرين وارده “ معمولاً جهت
ارزشيابي موجودي مواد و كالا مناسب نيست . زيرا كاربرد آنها اغلب منجر به مبالغي بابت
موجودي مواد و كالا در ترازنامه خواهد گرديد كه هيچ رابطه اي با سطح اخير مخارج
ندارد. در صورت استفاده از روشهاي مذكور، نه تنها مبالغ منعكس شده بابت داراييهاي
جاري گمراه كننده است بلكه اگر سطح موجوديها كاهش و قيمتهاي قديمي تر به سود و
زيان راه يابد، نتايج بعدي نيز به طور بالقوه مخدوش خواهد شد.

 

استاندارد حسابداري شماره 8
حسابداري موجودي مواد و كالا

31 . تكنيكهايي مانند روش هزينه يابي استاندارد براي محاسبه بهاي تمام شده محصولات يا
روش خرده فروشي براي كالاها، هنگامي مي تواند به خاطر سهولت كار مورد استفاده قرار
گيرد كه نتايج حاصل از بكارگيري آن همواره با نتايجي كه طبق بند 29 به دست مي آيد،
تقريباً يكسان باشد.

 

32 . هزينه يابي استاندارد عبارت است از محاسبه بهاي تمام شده موجودي مواد و كالا براساس
هزينه هاي از پيش تعيين شده براي هر دوره كه برمبناي تخمين هاي مديريت درخصوص
سطوح مورد انتظار هزينه ها و عمليات ، كارآيي عملياتي و مخارج مربوط محاسب ه مي گردد.
33 . در مورد واحدهاي خرده فروشي كه تعداد زيادي كالاهاي متفاوت و سريعاً در حال تغيير
دارند، كالاهاي موجود در محوطه واحدهاي مزبور اغلب برحسب قيمت فروش به كسر
درصد معمول براي سود ناخالص منعكس مي شود.

 

 

 

در چنين شرايط خاصي ، اين روش را
(كه به روش خرده فروشي موسوم است ) مي توان به عنوان تنها روش عملي براي رسيدن
به رقم تقريبي بهاي تمام شده ، قابل قبول دانست .

 

34 . در اغلب موارد، نمي توان مخارج را به هريك از واحدهاي مشخص موج ودي مواد و كالا
نسبت داد . در تعيين نزديك ترين تقريب براي بهاي تمام شده ، واحد تجاري با دو مسئله
مواجه مي گردد:
الف . انتخاب روش مناسب براي تخصيص هزينه ها به موجودي مواد و كالا (مانند روشهاي
هزينه يابي سفارش كار، هزينه يابي مرحله اي و هزينه يابي استاندارد)، و
ب . انتخاب روش مناسب براي محاسبه بهاي تمام شده مربوط در مواردي كه تعدادي
اقلام مشابه در زمانهاي مختلف خريداري يا ساخته شده است (مانند روش ميانگين
موزون يا اولين صادره از اولين وارده ).

 

35 . در انتخاب رو شهايي كه در رديفهاي (الف ) و (ب ) بند 34 ذكر شد، مديريت بايد با اعمال
قضاوت ، اطمينان حاصل كند كه روشهاي انتخاب شده ، منصفانه ترين تقريب ممكن را براي

 

استاندارد حسابداري شماره 8

 

 

حسابداري موجودي مواد و كالا

 


بهاي تمام شده فراهم مي آورد. به علاوه ، در صورت استفاده از روش هزينه يابي استاندارد ،
مبالغ حاصل از اين روش بايد به منظور حصول اطمينان از وجود رابطه اي معقول بين اين
مبالغ و بهاي تمام شده واقعي در دوره مالي مربوط ، مكرراً تجديد نظر شود.

 

خالص ارزش فروش
36 . همان گونه كه در بند 4 ذكر شده است ، موجودي مواد و كالا بايد به ” اقل بهاي تمام شده
و خالص ارزش فروش “ ارزشيابي و در صورتهاي مالي منعكس شود .

 

”خالص ارزش
فروش “ عبارت است از بهاي فروش اقلام موجودي مواد و كالا پس از كسر تمام مخارج
مربوط بعدي تا مرحله تكميل و كليه مخارجي كه واحد تجاري در رابطه با بازاريابي ،
فروش و توزيع كالا متحمل خواهد شد و مستقيماً به اقلام مورد نظر مربوط مي شود.

 

37 . از آنجا كه مقايسه جمع كل خالص ارزش فروش موجوديها با جمع كل بهاي تمام
شده مي تواند به عمل غيرقابل قبول تهاتر بين زيانهاي قابل پيش بيني و سود تحقق
نيافته منجر شود، مقايسه بين بهاي تمام شده و خالص ارزش فروش بايد به طور
جداگانه در مورد هريك از اقلام موجودي انجام شود . چنانچه اين كار عملي نباشد،
بايد گروههاي كالا و يا كالاي مشابه را جمعاً درنظر گرفت .

 

به طور مثال ، اقلامي از
موجودي كه مربوط به خط توليد يكساني بوده و اهداف يا كاربردي مشابه داشته
باشد، در ناحيه جغرافيايي واحدي توليد و فروخته شود و نتوان آن را عملاً جدا از
ساير اقلام خط توليد ارزيابي كرد، نمونه اي از اقلامي است كه به طور گروهي مورد
ارزيابي قرار مي گيرد. بنابراين ، ارزيابي گروهي مبتني بر طبق ه بندي موجوديه ا مث لاً
ارزيابي موجودي كالاي ساخته شده يا كل موجوديهاي يك صنعت يا كل موجوديهاي
يك ناحيه جغرافيايي ، مناسب نخواهد بود.

 

38 . هرگاه شرايطي كه قبلاً منجر به انعكاس ارزش موجوديها به مبلغي كمتر از بهاي تمام شده
گرديده ، ديگر برقرار نباشد، ارزش موجودي انتقالي از دوره قبل بايد تا مبلغ خالص ارزش
فروش جديد (حداكثر تا حد ميزان كاهش قبلي ) افزايش داده شود.

 

 

استاندارد حسابداري شماره 8
حسابداري موجودي مواد و كالا

39 . در شرايط استثنايي ، هنگامي كه تعيين خالص ارزش فروش موجوديها به دلايل مختلف
از قبيل نوسان در قيمتهاي فروش ، به گونه اي قابل اتكا امكان پذير نباشد و احتمال رود كه
بهاي جايگزيني در حد متعارفي كمتر از خالص ارزش فروش باشد، بهاي جايگزيني
مي تواند تقريبي قابل قبول براي خالص ارزش فروش تلقي شود.

 

40 . در مواردي كه خالص ارزش فروش موجودي مواد اوليه كمتر از بهاي تمام شده آن است ،
به شرطي كه كالاهايي كه از مواد مزبور ساخته مي شود (بعد از منظور كردن قيمت خريد
مواد در بهاي تمام شده كالا ) هنوز بتواند با سود به فروش رسد، مبلغ دفتري مواد اوليه
كاهش نمي يابد.

 

ملاحظات مربوط به تعيين خالص ارزش فروش

 

41 . براي محاسبه اوليه ذخيره كاهش ارزش موجودي مواد و كالا از ” بهاي تمام شده به خالص
ارزش فروش “، اغلب مي توان از فرمولهايي استفاده ك رد كه بر معيارهاي از پيش تعيين شده
متكي است . در اين فرمولها معمولاً عمر كالا، گردش كالا در گذشته ، گردش آتي مورد
انتظار و ارزش اسقاط تخميني كالا، بنابه اقتضاي مورد، منظور شده است .

 

با وجودي كه
استفاده از چنين فرمولهايي ، مبنايي براي ايجاد ذخيره فراهم مي آورد كه مي تواند به طور
مستمر اعمال گردد، با اين حال باز هم لازم است كه نتايج حاصل شده در پرتو شرايط
خاصي كه نمي توان در فرمول پيش بيني كرد (از قبيل تغيير ميزان سفارشات ) مورد بررسي و
تجديد نظر قرار گيرد.

 

42 . در مواردي كه براي كاهش ارزش كالاهاي تكميل شده به كمتر از بهاي تمام شده نياز به
ذخيره باشد، موجودي قطعات منفصله و نيمه ساخته اي كه به منظور ساخت چنين
محصولاتي نگهداري مي شود بايد همراه با موجودي قطعات تحت سفارش خريد بررسي
تا نسبت به لزوم ايجاد ذخيره براي اين اقلام نيز تصميم گيري شود.

 

استاندارد حسابداري شماره 8
حسابداري موجودي مواد و كالا

43 . چنانچه قطعات يدكي نگهداري شده براي فروش ، بخشي از موجودي پايان سال را تشكيل
دهد، لازم خواهد بود كه عوامل مذكور در بند 41 ، در چارچوب موارد زير به طور اخص
مورد ملاحظه قرار گيرد:

 

الف . تعداد محصولات مربوط كه تاكنون به فروش رسيده است ،
ب . فاصله زماني تعويض قطعه يدكي ، به طور تخميني ، و
ج . عمر مفيد مورد انتظار محصول مربوط (يعني محصولي كه قطعه يدكي در رابطه با
آن به فروش مي رسد).

 

از عوامل مذكور در بند 41 ، تنها ” عمر مفيد “ و ” گردش آتي مورد انتظار “ از موارد
” الف “ تا ” ج “ فوق تأثير مي پذيرد. بدين ترتيب كه عمر مفيد قطعه يدكي بايد با درنظر
گرفتن مورد ” ب “ و گردش آتي مورد انتظار بايد با درنظر گرفتن هر سه مورد ” الف “ و
” ب “ و ” ج “ تخمين زده شود.

 

44 . خالص ارزش فروش نبايد براساس نوسانات موقتي قيمت فروش براورد شود، بلكه بايد بر قابل
اتكا ترين شواهد موجود در زمان براورد مبلغ خالص ارزش فروش موجوديها مبتني باشد.

 

موارد كاربرد خالص ارزش فروش

 

45 . موارد اصلي كه احتمال مي رود خالص ارزش فروش كمتر از بهاي تمام شده باشد،
مواردي است كه شرايط زير در آن حكمفرماست :
الف . افزايش هزينه ها يا كاهش قيمت فروش،
ب . خراب شدن موجودي،
ج . ناباب شدن محصولات،
د . تصميم شركت مبني بر ساخت و فروش محصولات به زيان (به عنوان بخشي از
استراتژي بازاريابي شركت )، و
ه . وقوع اشتباهاتي در توليد يا خريد.

 

استاندارد حسابداري شماره 8
حسابداري موجودي مواد و كالا

به علاوه ، در صورت نگهداري موجوديهايي كه فروش آن ظرف دوره معمول گردش
كالاي شركت غير محتمل است (يعني موجودي اضافي )، تأخير در فروش موجوديها، خطر
وقوع موارد ” الف “ تا ” ج “ را افزايش مي دهد و لذا بايد در ارزيابي خالص ارزش فروش
در نظر گرفته شود.

 

شناخت موجودي مواد و كالا به عنوان هزينه

 

46 . مبلغ دفتر ي موجود ي موا د و كالاي فروخت ه شد ه بايد در دور ه اي ك ه درآمد مربو ط شناساي ي
مي گردد، به عنوان هزين ه شناساي ي شو د. مبلغ كاه ش ارز ش موجود ي موا د و كالا ناش ي از اعما ل
قاعده ” اقل بها ي تما م شد ه و خال ص ارز ش فرو ش“ و كلي ه زيانها ي مرتبط با موجودي مواد و كالا
را بايد در دور ه كاه ش ارز ش يا وقو ع زيانها ي مربو ط ب ه عنوان هزين ه ش ناسايي كر د.

 

در مورد
موجوديهايي ك ه در دور ه قب ل ب ه مبلغ ي كمتر از بها ي تما م شد ه ارزياب ي شد ه اس ت و در دور ه
جاري ب ه دليل افزاي ش در خال ص ارز ش فرو ش ، ب ه مبلغ بيشتر ي ارزياب ي گردد، هرگون ه افزايش ي
از اي ن باب ت در دور ه جار ي بايد ب ه عنوان د رآمد يا كاه ش هزين ه دور ه جار ي (حداكثر تا حد
جبران كاهش قبلي ) شناسايي شود.

 

47 . شناخت مبلغ دفتري موجوديهاي فروش رفته به عنوان هزينه ، تابع فرآيند تطابق درآمد و
هزينه است . برخي موجوديها ممكن است به ساير حسابهاي دارايي تخصيص يابد. براي مثال
مي توان از موجودي مواد و كالاي بكار رفته در ساخت دارايي ثابت مشهود توسط واحد
تجاري نام برد . موجوديهايي كه به ساير حسابهاي دارايي تخصيص مي يابد، طي عمر مفيد
دارايي مربوط به عنوان هزينه شناسايي مي شود.

 

افشا
48 . رويه هاي حساب داري مربو ط ب ه موجود ي موا د و كالا بايد با توج ه ب ه الزاما ت استاندارد
حسابداري شماره 1 با عنوان ” نحوه ارائه صورتهاي مالي “، در يادداشتهاي توضيحي تشريح شود.

 

استاندارد حسابداري شماره 8
حسابداري موجودي مواد و كالا


 

49 . رويه هاي حسابداري مربوط به مبالغ مندرج در صورتهاي مالي بابت موجودي مواد و كالا
(شامل روش تعيين بهاي تمام شده ) بايد طي يادداشتي شرح داده شود . چنانچه براي انواع
مختلف موجوديها، رويه هاي حسابداري متفاوتي اتخاذ شده باشد، ارائه مبلغ هريك از
انواع موجودي ، ضروري است .

 

50 . مبلغ مندر ج در ترازنام ه باب ت موجو دي موا د و كالا بايد در يادداشتها ي توضيح ي ب ه گون ه اي
طبقه بندي شود ك ه متناس ب با ماهي ت فعالي ت واحد تجار ي باشد و اي ن طبق ه بندي ، مبل غ ه ر ي ك
از گروههاي عمده موجوديها را نشان دهد.

51 . ارائه مبالغ مربوط به طبقات مختلف موجوديها و ميزان تغ ييرات آن از يك دوره به دوره ديگر
اطلاعات مفيدي دراختيار استفاده كنندگان صورتهاي مالي قرار مي دهد. از اين رو موجودي
مواد و كالاي مندرج در ترازنامه بايد در يادداشتهاي توضيحي به گونه اي طبقه بندي شود كه
مبالغ مربوط به هر يك از طبقات عمده موجوديها به شرح زير نشان داده شود:

 

الف . مواد اوليه ،
ب . كار در جريان پيشرفت (شامل كالاي در جريان ساخت و كارهاي خدماتي در
جريان تكميل )،
ج . كالاي ساخته شده و كالاي خريداري شده براي فروش ،
د . مواد و كالاي در راه (لازم به يادآوري است كه در شناخت اين موجوديها، مقطع
زماني انتقال مالكيت آن بايد ملاك عمل قرار گيرد) ،
ه . ساير اقلام مصرفي (از قبيل قطعات ولوازم يدكي ماشين آلات ، ملزومات و مواد
غير مستقيم )، و
و . اقلام ي كه به طور معمول و با توجه به شر ايط ايجاد شده به منظور فروش نگهداري
مي شود (از قبيل ضايعات توليد، داراييهاي ثابت بركنار شده و اقلام اسقاطي ).
استاندارد حسابداري شماره 8
حسابداري موجودي مواد و كالا

 


52 . موارد زير نيز بايد افشا شود :
الف . مبلغ هزين ه كاه ش ارز ش موجوديها ناش ي از اعما ل قاعد ه اق ل بها ي تما م شد ه و خال ص

ارزش فروش پ س از كسر هرگون ه افزاي ش ناش ي از اعما ل قاعد ه فو ق د ر مورد
موجوديهاي انتقالي از دوره قبل ،
ب . بهاي تمام شده موجوديهاي فروش رفته طي دوره ، و
ج . مبلغ موجوديهاي مواد و كالا كه در وثيقه بدهيهاي واحد تجاري است .
تاريخ اجرا
1380 و بعد /1/ 53 . الزامات اي ن استاندارد د ر مورد كلي ه صورتها ي مال ي ك ه دور ه مال ي آنها از تاري خ 1
از آن شروع مي شود، لازم الاجراست .
مطابقت با استانداردهاي بين المللي حسابداري
54 . با اجراي الزامات اين استاندارد، مفاد استاندارد بين المللي حسابد اري شماره 2 با عنوان
موجوديها نيز رعايت مي شود.

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای مورد نیاز با * مشخص شده است

نوشتن دیدگاه

عضویت در خبر نامه

مشاور مالیاتی معتبر را بشناسید آرمان پرداز خبره
خدمات مالی
مشاور مالیاتی معتبر را بشناسید

در این نوشته برای شما توضیح می دهیم که چگونه یک مشاور مالیاتی معتبر را بشناسید و به او اعتماد کنیم. در پایان اعتماد شما را به آرمان پرداز خبره جلب می کنیم. مشاور مالیاتی معتبر

ادامه مطلب »
اهمیت مشاور مالیاتی آرمان پرداز خبره
خدمات مالی
اهمیت مشاور مالیاتی

اهمیت مشاور مالیاتی در این نوشته میخواهیم به اختصار در خصوص اهمیت مشاور مالیاتی به قلم کارشناس آرمان پرداز خبره بپردازیم. کسب و کار و اهمیت مشاور مالیاتی در آن اهمیت مشاوره در زمینه مالیات کسب

ادامه مطلب »
انتخاب کارشناس حسابداری و مشاور مالیاتی متناسب با ابعاد شرکت توسط آرمان پرداز خبره
خدمات مالی
مشاور مالیاتی متناسب با ابعاد شرکت

در این نوشته می خواهیم در مورد نکاتی در خصوص انتخاب مشاور مالیاتی متناسب با ابعاد شرکت و نحوه انتخاب کارشناس حسابداری بپردازیم. تا پایان با ما همراه باشید و جهت هرگونه نیاز به مشاور مالیاتی

ادامه مطلب »
شرح وظایف و اختیارات مشاور مالیاتی
خدمات مالی
شرح وظایف و اختیارات مشاور مالیاتی

در این نوشته میخواهیم به شرح وظایف و اختیارات مشاور مالیاتی در سازمان امور مالیاتی بپردازیم. جهت هرگونه سوال در خصوص مشاور مالیاتی با ما در ارتباط باشید. مشاور مالیاتی کیست؟ مشاور مالیاتی کسی است که

ادامه مطلب »
انواع هزینه ها در حسابداری و مالی توسط مشاور مالیاتی
حسابداری
انواع هزینه ها در حسابداری

در این نوشته میخواهیم در خصوص انواع هزینه ها در حسابداری و مالی ، بهبود هزینه ها توسط مشاور مالیاتی و همچنین در خصوص انواع هزینه بپردازیم انواع هزینه ها در حسابداری یکی از مهم‌ترین مفاهیم

ادامه مطلب »
مدارک مثبته
حسابداری
مدارک مثبته

در این نوشته به مفهوم مدارک مثبته و یا اسناد مثبته و نقش آن در حسابداری و چگونگی رسیدگی به آن توسط مشاور مالیاتی می پردازیم. مدارک مثبته یا اسناد مثبته مدارک مثبته اسناد نشان‌دهنده وقوع

ادامه مطلب »
مشاور مالیاتی کیست ؟
خدمات مالی
مشاور مالیاتی کیست ؟

مشاور مالیاتی کیست؟ در این مطلب درباره مشاور مالیاتی کیست و خصوصیات یک وکیل مالیاتی خبره ، هم چنین میزان آشنایی او با قوانین مالیاتی و امور مالیاتی کشور به صورت مفصل صحبت می کنیم. با

ادامه مطلب »
اهمیت مشاوره مالیاتی
خدمات مالی
اهمیت مشاوره مالیاتی

اهمیت مشاوره مالیاتی تمامی مشاغل نیازمند دانش مشاور مالیاتی و وکیل مالیاتی و اهمیت مشاوره مالیاتی برای روبه رو شدن با قانون مالیات سازمان امور مالیاتی هستند. با ما باشید زیرا در این نوشته به این

ادامه مطلب »
مفاصا حساب مالیاتی
خدمات مالی
مفاصا حساب و نحوه دریافت مفاصا حساب

درخواست گواهی مفاصا اولین کاری است که مودی و یا مشاور مالیاتی و وکیل مالیاتی وی ملزم است برای دریافت گواهی مفاصا حساب مالیاتی انجام دهد. براساس ماده ۲۳۵ قانون مالیات های مستقیم، اداره امور مالیاتی

ادامه مطلب »
مشاور مالی را چگونه انتخاب کنیم
خدمات مالی
مشاور مالیاتی چه کاری انجام می دهد

اشخاص حسابرس و مشاور مالیاتی در هدایت مالیات دهندگان برای رعایت قوانین، در تمام امور مالی، حسابداری و پرداخت مالیات نقش مهمی دارد. بسته به وضعیت مالیات دهنده، خدماتی که یک مشاور مالیاتی ارائه می‌دهد، متفاوت

ادامه مطلب »
مالیات بر ارزش افزوده
خدمات مالی
مالیات املاک و مستغلات

مالیات املاک و مستغلات ، نوعی از مالیات می باشد، که از درآمدهای به دست آمده از ملک محسوب می شود. املاک و مستغلات شامل سه نوع مالیات می شوند: مالیات بر درآمد اجاره از املاک

ادامه مطلب »
تکنولوژی نرم افزار
حسابرسی
موضوعی برای بحث در زمینه حسابرسی

    موضوعی برای بحث در زمینه حسابرسی     جمع داراییهای شرکتی ۲۰۰ میلیارد ریال است. حسابرس معتقد است تحریف داراییها بالای ۲۰ درصد، منجر به اظهار نظر مردود می‌شود (برای پرهیز از تردیدهای احتمالی در

ادامه مطلب »
بیمه‌ای به کارفرمایان
حسابداری
مدیریت سود چیست؟

مدیریت سود چیست؟   در کسب و کار برای حفظ عملیات، ارائه خدمات بهتر، و ارائه محصولات جدید، آن نیاز به سود می باشد. در هر کسب و کار، سود همیشه با زیان های خاص همراه است. مهم

ادامه مطلب »

مقاله های مرتبط

اهمیت مشاور مالیاتی آرمان پرداز خبره

اهمیت مشاور مالیاتی

اهمیت مشاور مالیاتی در این نوشته میخواهیم به اختصار در خصوص اهمیت مشاور مالیاتی به قلم کارشناس آرمان پرداز خبره بپردازیم. کسب و کار و

ادامه مطلب »
درخواست خود را بنویسید ...
ما را در نقشه بیابید ...