مدیریت سود و حسابداري ساختگی

سود وزیان انباشته

مدیریت سود و حسابداري ساختگی

رسوایی هاي حسابداري، حسابداري ساختگی و تقلب همواره وجود دارند بطوریکه

گستره آنها در تمامی عصر ها و کشور ها وجود داشته و از بین النهرین باستان تا

جنوب دریاي بابل در سال 1720 تا انرون و پارمالات 3 امروزي می باشد. بنابراین

سرمایه گذاران ، اعتبار دهندگان و تمامی ذینفعان هر کدام به نوبت خود نگران

منافع خود در شرکت ها می باشند. با توجه به اینکه رقم سود جهت اتخاذ تصمیم

هاي اقتصادي ، پاداش دهی، ترفیع، اخراج و ابقاء مدیران متاثر می باشد، این امر

سبب نگرانی مدیران از آینده شرکت، پاداش و آینده شغلی می شود. پر واضح

است رقم سود از عوامل زیادي تاثیر می پذیرد. مدیریت سود به مجموعه اقداماتی

اطلاق می شود که مدیر را در راه نیل به اهداف از پیش تعیین شده خود راهنمایی

می کند و حسابداري ساختگی مجموعه روش هایی است که جهت رسیدن به این

هدف وي را یاري می کند. بطور کلی مدیریت سود و حسابداري ساختگی هر دو

یک عمل با نام هاي متفاوت هستند. در ادامه ابتدا به تبیین مفاهیم مستتر در سود ،

مدیریت سود و حسابداري ساختگی ، انگیزه ها و روش هاي اجراي آن پرداخته می

شود.

واژگان کلیدي: سود – مدیریت سود- حسابداري ساختگی

٣

مقدمه:

سود را می توان مبنایی براي محاسبه مالیات و توزیع مجدد ثروت بین افراد، تدوین سیاست

هاي مربوط به سود تقسیمی و نگهداري سود، راهنمایی براي سرمایه گذاري و تصمیم

گیري، یک ابزار یا وسیله پیش بینی کننده که افراد را در امر پیش بینی سود ها و رویداد

هاي اقتصادي یاري می دهد و نهایتاً به عنوان معیاري از کارآیی منظور می گردد[ 8].می

توان گفت ارزش تئوریک شرکت برابر است با ارزش فعلی سود هاي آتی آن که افزایش

در سود بیانگر افزایش در ارزش شرکت و کاهش در آن نشان دهنده کاهش در ارزش

شرکت است. با توجه به اهمیت سود جاي تعجبی وجود ندارد که مدیریت شرکت علاقه

اي خاص به چگونگی گزارش سود داشته باشد. طبق بند سه استاندارد حسابداري شماره

یک ، با عنوان نحوه ارائه صورت هاي مالی ، “صورت هاي مالی براي پاسخگویی به

نیازهاي استفاده کنندگانی تهیه می شود که در موقعیت دریافت گزارش هاي متناسب با

هدف صورت » نیازهاي اطلاعاتی خاص خود نیستند. همچنین طبق بند 6 استاندارد یادشده

هاي مالی، ارائه اطلاعاتی تلخیصو طبقه بندي شده درباره وضعیت مالی، عملکرد مالی و

انعطاف پذیري مالی واحد تجاري است که براي طیفی گسترده از استفاده کنندگان صورت

هاي مالی در اتخاذ تصمیمات اقتصادي مفید واقع شود. صورت هاي مالی همچنین نتایج

ایفاي وظیفه مباشرت مدیریت یا حساب دهی آنها را در قبال منابعی که در اختیارشان قرار

گرفته است، نشان می دهد”[ 1]. با پر رنگ تر شدن حسابداري ساختگی 4در حوزه

حسابداري ، مدیران براي بهتر جلوه دادن گزارش هاي خود، قادر به تغییر در چهره صورت

هاي مالی در قالب استانداردهاي حسابداري شده اند.

سود و روش هاي شناسایی آن

هیئت استانداردهاي حسابداري مالی ، در بند 70 سود را بدین گونه تعریف می کند:

افزایش در منافع اقتصادي طی یک دوره مالی به صورت جریان ورودي یا افزایش ارزش

دارایی یا کاهش بدهی که به افزایش حقوق صاحبان سهام منجر می شود ، غیر از جریان

.[ هاي ناشی از سر مایه گذاري سهامداران در واحد تجاري[ 6

می توان سود (درآمد منهاي هزینه) را به روش هاي مختلف محاسبه کرد. دو روش متداول

شناخته شده عبارتند از روش مبتنی بر دارایی ها- بدهی ها و روش مبتنی بردرآمدها-

۴

هزینهها. در روش مبتنی بردارایی ها – بدهی ها سود را ناشی از تغییرات رخ داده در دارایی

ها و بدهی هاي واحد تجاري می دانند، در حالیکه اجراي روش مبتنی بر درآمد ها – هزینه

.[ ها بیشتر بر اصل تطبیق درآمد هاي هر دوره با هزینه هاي همان دوره تاکید می کنند[ 7

کیفیت سود و ابعاد آن

نظریه کیفیت سود براي اولین بار توسط تحلیل گران مالی و کارگزاران بورس مطرح شد،

زیرا آنها احساس می کردند سود گزارش شده قدرت سود شرکت را آنچنان نشان نمی

دهد که در ذهن مجسم می کنند. آنها دریافتند که تجزیه و تحلیل صورت هاي مالی

شرکت ها به دلیل نقاط ضعف متعدد در اندازه گیري اطلاعات حسابداري کار مشکلی

است. منظور از کیفیت سود ، زمینه بالقوه رشد سود و میزان احتمال تحقق سود هاي آتی

است. به عبارت دیگر ، ارزش یک سهم تنها به سود هر سهم سال جاري شرکت بستگی

ندارد بلکه به انتظارات ما از آینده شرکت و قدرت سود آوري سال هاي آتی و ضریب

[ اطمینان نسبت به سود هاي آتی بستگی دارد[ 3

بولو و طالبی( 1389 ) کیفیت سود را از دو بعد تبیین کردند:

-1 ویژگی سري زمانی که خود شامل “تداوم و تکرار پذیري” و “قابلیت پیش گویی”

می باشد.

-2 نقد شوند گی و اقلام تعهدي

تداوم و تکرار پذیري منجر به تحقق آتی می شود بدین معنی که سود با کیفیت ، داراي

پشتوانه و قابلیت حمایت بالایی است. قابلیت پیش گویی اجزاي سود، براي بهبود قابلیت و

توانایی استفاده کنندگان در تخمین اجزاي سود است، که این قابلیت به مفید بودن در

تصمیم گیري مربوط است، که اغلب محققین به آن به عنوان قابلیت سود گذشته در پیش

بینی سود آتی نگاه می کنند.

دردیدگاه نقد شوندگی و اقلام تعهدي نسبت به جریان هاي نقدي حاصل از فعالیت هاي

عملیاتی به درآمد ، معیاري از کیفیت سود است، بطوریکه نزدیکی به نقد نیز به معناي

کیفیت بالاي آن است. آنها عناصر کیفیت سود را در دو گروه کیفی و کمی طبقه بندي

کردند.

بطور کلی عناصر کیفیت سود را به شرح زیر بیان کردند:

۵

روش هاي مورد استفاده در حسابداري، مدیریت سود، روش هاي حسابداري محافظه

کارآنه، عدم ثبات رویه در روش هاي حسابداري، ریسک تغییر پذیري، اقتصاد صنعت و

شرکت که خود شامل ثبات و پایداري سود ،ساختار سرمایه، نگهداشت سرمایه و ویژگی

هاي مدیریتاست.

تعاریف مدیریت سود

مدیریت بر سود یکی از جنبه هاي کیفیت سود می باشد. در حوزه سود اصطلاحی به نام

هموار سازي سود وجود دارد که می توان آن را نوعی اقدام آگاهانه با هدف طبیعی نشان

دادن (عادي ساختن) سود دانست که مدیریت می خواهد بدین وسیله به یک سطح مطلوب

و مورد نظر از سود دست یابد،وقتی مدیریت سود ارزش شرکت را بیشینه میکند، به لحاظ

اقتصادي کارا تلقی میشود، و وقتی مدیریت سود، ارزش شرکت را بیشینه نمیکند فرصت

1 تعاریف ارائه شده در رابطه با مدیریت سود از جنبه هاي – طلبانه است[ 4].در جدول 1

کارائی اقتصادي و سوء استفاده گرایانه ارائه گردیده است.

۶

ابعاد تعاریف ارائه شده در مورد مدیریت سود :

کارایی اقتصادي (کار در چارچوب قانونی جهت حفظ

منافع استفاده کنندگان)

فرصت طلبانه (کار در چارچوب قانونی

جهت حفظ منافع تهیه کنندگان)

از دیدگاه:

موسن، دانر و

گوردون

انگیزه مدیران براي هموار سازي سود بر اساس این فرضقرار دارد که مدیریت ترجیح می دهد سود و نرخ سود و نرخ رشد آن داراي نوعی ثبات باشند ، و نه

این که جریان مربوط به میانگین سود پیوسته افزایش یابد و شاهد نوسانات سنگین باشد، به صورتی دقیق تر مطرح کردند.

بیدل من اقدام آگاهانه براي کاستن از نوسانات ناشی از تغییر در سطح سود خالص به گونه اي که در زمان کنونی براي شرکت عادي جلوه کند. به این مفهوم، هموار سازي سود

نمایانگر تلاشی است که مدیریتانجام می دهد تا تغییر هاي غیر عادي سود بدان حد کاهش دهد که با توجه به اصول حسابداري و مدیریتسالم ، مجاز است.

دي جورج و

( همکارانش( 1999

مدیریت سود را به عنوان نوعی دستکاري مصنوعی سود توسط مدیریت جهت حصول به سطح مورد انتظار سود براي برخی مقاصد خاص ) از جمله حصول پیشبینی

تحلیل گران و یا برآورد روند سود هاي قبلی براي پیشبینی سود هاي آتی( تعریفکرده اند.

جونز( 2010 ) بکار گیري انعطاف پذیري هاي موجود در حسابداري جهت دستیابی به سود از قبل تعیین شده .

فرن و همکارانش

(1994)

عنوان دستکاري سود توسط مدیریتبه منظور دست یابی به قسمتی از پیشداوري هاي مربوط به سود مورد انتظار تعریفمی کنند.

هلی و والن

(1999)

مدیریتسود هنگامی رخ می دهد که مدیران از قضاوت هاي شخصی خود در گزارش گري مالی استفاده کنند و ساختار معاملات را جهت تغییر گزارشگري مالی دست

کاري می نمایند

اسکات( 2000 ) اختیار شرکت در انتخاب سیاستهاي حسابداري براي دست یابی .به برخی از اهداف مدیر، دانست

شرودر و

( همکارانش( 2009

شرودر و همکارانش( 2009 ) ، به صورت، تلاش مقامات ارشد شرکت براي اثر گذاري یا تغییر دادن سود گزارششده دوره کوتاه مدت، می دانند.

تعاریف مدیریت سود

٧

تعاریف حسابداري ساختگی

حسابداري ساختگی یکی از راه هاي تحت تاثیر قرار دادن صورت هاي مالی توسط مدیران

می باشد. مدیران طرح هاي خودشان را دارند ، به صورت نظري مدیران شرکت هایی را

مدیریت می کنند که متعلق به سهامداران است. بنابراین آنها در اجراي نقش مباشرت باید

شرکت را به نفع سهامداران اداره کنند، اما در عمل ممکن است منافع شخصی مدیران آنها

را وادار به استفاده از انعطاف پذیري موجود در درون سیستم حسابداري که بوسیله

حسابداري ساختگی تهیه می شود بکند تا نتایج را به نفع خود مدیریت کنند. ممکن است

مدیران به افزایش یا کاهش سود ها، یا افزایش دارایی ها یا کاهش بدهی تمایل داشته باشند

که این تمایلات متفاوت است. براي مثال ممکن است در بکارگیري حسابداري ساختگی

منافع شخصی وجود داشته باشد مثل افزایش سود زمانی که پاداش مرتبط به سود باشد یا

مدیران سهامی داشته باشند که ارزش آن به سود خالص شرکت وابسته باشد و یا اینکه

مدیران بخواهند نتایج را با انتظارات بازار سیتی 5 از سود پیش بینی شده مطابقت دهند، در

این حالت براي رسیدن به آن اهداف نیاز به دستکاري سود دارند، و یا در موارد خاصی

ممکن است براي پرهیز از نقض قرارداد بدهی ها 6 نیاز به افزایش دارایی ها داشته باشند.

اگر ارقام سود سالانه تحت شرایط عادي، یعنی بر اساس اصول پذیرفته شده حسابداري،

تهیه شده باشد و بیانگر حقایق نباشد، مدیران ممکن است به حسابداري ساختگی متوسل

شوند. اگر به کمک حسابداري ساختگی هم نتوانستند، ممکن است از کاهش احتمالی

.[ قیمت سهام یا اخراج شدن و شاید هم از کاهش پاداش نگران باشند[ 11

گرچه واژه حسابداري ساختگی واژه اي عامیانه است اما در مورد تعریف دقیقی که مفهوم

آن را پوشش دهد توافقی اندکی وجود دارد. در این مورد می توان به تعریف مالفورد و

کامیسکی 7 در آمریکا و تعریفی ارائه شده در انگلستان اشاره نمود. عموما” تعریفی که در

آمریکا در مورد حسابداري ساختگی به چشم می خورد ، حسابداري ساختگی را در بر

دارنده تقلب می داند در حالیکه در انگلستان حسابداري ساختگی به عنوان انعطاف پذیري

سیستم هاي قانونی بجز تقلب است.

تعریف جونز( 2010 ) از حسابداري ساختگی تقلب را شامل نمی شود حسابداري ساختگی

به عنوان، ” بکارگیري انعطاف پذیري موجود در حسابداري در چارچوب قانون جهت

٨

مدیریت اندازه گیري و ارائه حساب ها با در اولویت قرار دادن منافع تهیه کنند گان نسبت

به استفاده کنندگان” ، تعریف شده است. همانطور که مشاهده می شود حسابداري

ساختگی به عنوان شیوه عمل در چارچوب قانونی می باشد ،از این رو غیر قانونی نیست

.شرکت هایی که از حسابداري ساختگی استفاده می کنند آنها قانون شکنی نمی کنند بلکه

فقط از انعطاف پذیري هاي موجود در حسابداري در جهت منافع شخصی استفاده می

کنند. حسابداري ساختگی جهت استفاده از راه هاي گریز موجود در سیستم قانونی براي

حفظ منافع تهیه کنندگان (نه استفاده کنندگان) طراحی شده است. براي مثال در اروپا

” صورت هاي مالی ارائه شده توسط شرکت ها مستلزم ارائه تصویري “صحیح و منصفانه 8

از حساب ها می باشند. در آمریکا عبارتی مشابه آن، “ارائه منصفانه 9 ” بکار رفته است. در

کشور هاي آنگلو ساکسون (و سایر کشور ها ) یک مفهوم برجسته تري وجود دارد و آن

اینکه حساب ها باید عین واقعیت اقتصادي را ارائه کنند. استفاده کنندگان باید چنین فرض

کنند که صورت هاي مالی ارائه شده بیانگر واقعیت اقتصادي است . در مقابل حسابداري

ساختگی علایق تهیه کنندگان صورت هاي مالی (مثل مدیران )را در اولویت قرار می دهد.

حسابداري ساختگی قادر به انجام (در اولویت قرار دادن منافع مدیران) ، بدلیل نیاز اساسی

براي ارئه گزارشگري مالی انعطاف پذیر به همراه ارائه تصویري صحیح و منصفانه از

حساب ها ،می باشد .انعطاف پذیري در گزارشگري بیانگر این مفهوم است . بطوریکه این

انعطاف پذیري می تواند (و اغلب هم چنین است) در حسابداري ساختگی بکار گرفته شود

. همانطور که در نمایه ذیل نشان داده می شود یک سلسله از انعطاف ناپذیري به سمت

انعطاف پذیري جهت ارائه تصویر منصفانه و صحیح ، از انعطاف پذیري به سمت ارائه

تصویري ساختگی و از انعطاف پذیري به سمت دیدگاه متقلّبانه، وجود دارد[ 11 ]..بنابراین

اگر انعطاف پذیري وجود نداشته باشد حسابداري ساختگی هم وجود نخواهد داشت. در

این صورت تصویري صحیح و منصفانه هم وجود نخواهد داشت. این مورد از دیدگاه اصلی

حسابداري که جمع آوري اطلاعات براي استفاده کنندگان بویژه سهامداران که بتوانند

بوسیله آنها تصمیمات اقتصادي از قبیل خرید ، فروش یا نگهداري سهام ، اتخاذ نمایند، قابل

قبول نیست. چارچوب قانون گذاري از کشوري به کشور دیگر متفاوت است اما می تواند

دربردارنده استاندارد هاي ملی (مثل بیشتر کشور ها از قبیل انگلستان و آمریکا

٩

)استانداردهاي بین المللی (که بطور گسترده استفاده می شود) قوانین شرکتی (بیشتر کشور

ها مثل انگلستان و آلمان ) یا کمیته حسابداري مستقل (مثل کمیسیون بورس و اوراق بهادار

در آمریکا) باشد بنابراین توسعه قوانین و مقررات حسابداري شرکت ها یا سازمان ها باید

در راستاي ارائه تصویري صحیح و منصفانه از حساب ها به استفاده کنند گان باشد. زمانی

که تهیه کنندگان گزارشات مالی از انعطاف پذیري حسابداري در ارتباط با ارائه تصویري

صحیح و منصفانه به استفاده کنندگان استفاده کنند ، عملی ایده آل می شود. انعطاف

پذیري موجود در قوانین و مقررات حسابداري خود به مدیران اجازه استفاده از حسابداري

ساختگی را می دهد. در اصل اگر برخی قوانین و مقررات حسابداري زیر پا گذاشته نشود

حسابداري ساختگی خطري ندارد. با این حال مدیران با انجام این کار از هدف اصلی

حسابداري یعنی ارائه تصویري صحیح و منصفانه به استفاده کنندگان دور می شوند.

زمانیکه مدیران واقعاً از چارچوب قانونی تخطی می کنند اعمال آنها در تضاد با قوانین

موجود می باشد. به اصطلاح آنها ممکن است تمایل به استفاده از حسابداري متقلّبانه 10 یا

تقلب داشته باشند.

١٠

١١

تفاوت هاي حسابداري ساختگی و مدیریت سود

بر اساس مفاهیم مستتر در آنچه که در تعاریف خواهد آمد به بطور واضح مشخص می

شود که مدیریت سود خود دو نوع می باشد، یا فرصت طلبانه است یا کارآیی اقتصادي

دارد. بر این اساس وقتی مدیریت سود ارزش شرکت را بیشینه می کند به لحاظ اقتصادي

کارآ تلقی می شود و وقتی که مدیریت سود ارزش شرکت را بیشینه نمی کند فرصت

.[ طلبانه است[ 6

همچنین می توان چنین گفت که اگر از حسابداري ساختگی جهت ارائه تصویري صحیح و

منصفانه از عملکرد شرکت استفاده شود، کارآیی اقتصادي دارد و در صورتی که جهت

حفظ منافع تهیه کنندگان به جاي استفاده کنندگان استفاده شود فرصت طلبانه می باشد و

در بدترین حالت منجر به تقلب می شود.

در شرکت هاي بی رونق قدرتمند ترین عامل مشوق استفاده از حسابداري ساختگی، زمانی

است که شرکت ها از نظر مالی در مضیقهاند، اما باور دارند که دوره هاي خوب در همین

نزدیکی هاست . بنابراین شرکت ها جهت گذر از این دوران و یا اجتناب از خارج شدن از

.[ لیست شرکت هاي بورسی، از حسابداري ساختگی یا تقلب استفاده کند[ 11

انگیزه هاي مدیریت سود و حسابداري ساختگی

انگیزه هاي بکارگیري حسابداري ساختگی را می توان در سه گروه به شرح ذیل بیان کرد|:

الف: انگیزه هاي فردي شامل افزایش پاداش و پرداخت هاي مرتبط با پاداش، سهام و حق

انتخاب سهم، امنیت شغلی و برآورد نیاز هاي شخصی

ب: انتظارات بازار ( مطابقت با انتظارات تحلیل گران)

پ: موقعیت هاي خاص، این بخش را می توان در هفت قسمت تبیین کرد که عبارتند از:

مدیریت اهرم مالی و استقراض، ادغام ها و تحصیل ها، کاهش تمهیدات نظارتی، تیم

مدیریتی جدید، افزایش قیمت سهام در عرضه اولیه سهام، کاهش مالیات و انتقال اطلاعات

محرمانه.

١٢

شکل هاي زیر نمودي کلی از انگیزه هاي مدیریت سود و حسابداري ساختگی ارائه می

کنند.

کار در چارچوب قانونی جهت حفظ

منافع تهیه کنندگان

کار در چارچوب قانونی جهت حفظ

منافع استفاده کنندگان

ادغام ھا و تحصیل ھا

مدیریت اهرم مالی و استقراض

کاهش تمهیدات نظارتی

افزایش قیمت سهام در عرضه اولیھ

انتقال اطلاعات محرمانه

کاهش مالیات

مطابقت با انتظارات تحلیل گران

تیم مدیریتی جدید

امنیت شغلی و برآورد نیاز

هاي شخصی

سهام و حق انتخاب سهم

افزایش پاداش

١٣

الف: انگیزه هاي فردي

افزایش پاداش و پرداخت هاي مرتبط با پاداش

این مورد شبیه افزایش حقوق است. اما در این مورد پاداش زمانی پرداخت می شود که

نتایج واقعی مناسب باشند. علاوه بر این ،مدیران خیلی مشتاق اند تا انعطاف پذیري هاي مهم

در حسابداري را به صورت کاملا قانونی جهت افزایش سود به کار ببرند(جونز 2010 ).در

تئوري نمایندگی براي غلبه بر مشکل تضاد منافع بین مالک و مدیر، یکی از راه هاي

پیشنهادي جهت همسو کردن منافع، وضع پاداش است، بدین ترتیب که هرچه مدیر بیشتر

در جهت اهداف شرکت ( سودآوري) تلاش کند، پاداش دریافت خواهد کرد. به علاوه

یکی از اهداف مبنا هاي اندازه گیري تلاش مدیر در جهت اهداف شرکت ، سود شرکت

است از آنجایی که سود، از اعداد بر آمده از سیستم حسابداري است، مدیر انگیزه کافی

براي مدیریت سود خواهد داشت[ 5].چنین به نظر می رسد که این فرض معقول باشد،

مدیران شرکت ها، مانند هر کس دیگري خواستار بالاترین حقوق و مزایا می باشند. اگر

دست کم ، بخشی از این حقوق و پاداش به سود خالص گزارش شده مرتبط شود، در آن

صورت آنها در صدد بر می آیند تا آنجا که امکان دارد سود خالص را بیشتر گزارش کنند

تا بر مزایاي خود بافزایند. یکی از این راه ها این است که رویه هایی از حسابداري را مورد

استفاده قرار دهند که نتوانند بدان وسیله سود خالص گزارش شده را در دوره جاري افزایش

دهند. بدیهی است به سبب ماهیت روش تعهدي ،اگر سایر عوامل ثابت بمانند ،کاربرد این

روش باعث خواهد شد که سود هاي خالص گزارش شده دوره هاي آتی کمتر شود و در

نتیجه میزان پاداش مدیران هم کاهش یابد، ولی ، با جا بجا کردن جریان هاي حقوق ،می

.[ توانند مزایاي آینده را بالا ببرند[ 2

سهام و حق انتخاب سهم 11

با پرداخت حقوق و پاداش مدیریت در قالب حق خرید سهام، برگ اختیار خرید سهام به

عنوان ابزاري در می آید که منافع مدیریت با منافع سهامداران همسو می شود. بدیهی است

که این چیزي جز کاربرد تئوري نمایندگی نیست که در صحنه واقعی صنعت مشاهده می

شود. در عمل ،برگ اختیار خرید به صورت یکی از ابزار هاي بسیار بی ثبات یا متزلزل

درآمده است. بدان سبب مسئله هایی به وجود می آیند، که در بسیاري از موارد، مبلغ

١۴

مندرج در برگ اختیار خرید سهام بسیار زیاد می شود و دارنده می تواند بدون رعایت هیچ

مقررات اضافی پس از گذشتن یک دوره نسبتاً کوتاه مدت اقدام به استفاده از حق مندرج

در برگ نماید. در نتیجه اغلب مدیران دست به تلاش هایی می زنند تا از طریق دستکاري

در شیوه محاسبه سود بر قیمت سهام شرکت اثر بگذارند[ 10 ].اختیار انتخاب سهام به صورت

ساده اختیار خرید سهام در یک قیمت معین را به مدیران می دهد. بعلاوه ، همانطور که

مدیران مستقیماً منتفع می شوند، آنها داراي هر گونه انگیزه براي اطمینان از آنکه شرکت هر

.[ طور که هست به سود خود دست یابد، می باشند[ 11

امنیت شغلی و برآورد نیاز هاي شخصی

بازار کار داخلی و خارجی مدیریت وابسته به موفقیت یا عدم موفقیت مدیر در شرکت است

که میزان اعتبار، حقوق و پاداش وي را تعیین می کند. از طرفی ارقام حسابداري به طور

مستقیم یا غیر مستقیم در برداشت بازار کار از موفقیت یا عدم موفقیت مدیر در شرکت ،اثر

گذار است. همچنین ارقام حسابداري می توانند به صورت مستقیم یا غیر مستقیم بر

تصمیمات سهامداران و هیئت مدیره براي تجدید یا خاتمه مدیریت مدیر عامل اثر گذار

باشد. بنابراین، مدیر انگیزه کافی براي مدیریت سود[ 5]. و مدیریت ساختگی نتایج خواهد

.[ داشت[ 11

ب: انتظارات بازار

مطابقت با انتظارات تحلیل گران

تحلیل گران سود شرکت را بر اساس اطلاعات جاري و سایر عوامل پیش بینی می کنند. در

این صورت قیمت سهام منعکس کننده انتظارات تحلیل گران است .اگر شرکت سود پیش

بینی شده را بدست آورد معمولا قیمت سهام پایین نمی آید .اما، اگر به هر دلیلی شرکت

موفق به کسب سود پیش بینی شده نشود قیمت سهام آن احتمالا دچار افت شود. این امر

خبر بدي براي هیئت مدیره می باشد مخصوصاً زمانی که پاداش آنها مبنی بر قیمت سهام

شرکت باشد. در نتیجه فشار زیادي جهت ایجاد سود مطابق انتظارات تحلیل گران به وجود

می آید. اگر یک کمبود وجود داشته باشد در این صورت ممکن است هیئت مدیره براي

پوشش این فاصله انتظاراتی سود ، حسابداري ساختگی را بکار بگیرند[ 11 ].در برخی

تحقیقات از دست یابی به انتظارات تحلیل گران براي بهره مندي از بازده سهام بالاتر ، به

١۵

عنوان انگیزه مدیریت سود یاد شده است[ 5]..طی سال هاي 1990 بسیاري از مقامات ارشد

شرکت ها تحت فشارهاي شدید قرار گرفتند تا به سود پیش بینی شده دست یابند و براي

شرکت خود سود هایی را کسب نمایند که تحلیل گران پیش بینی کرده بودند. آنها در

واکنش به این درخواست درصدد برآمدند تا از شیوه هاي حساب سازي استفاده کنند و

.[ گزارش هاي مالی ساختگی گزارش نمایند[ 9

ج: موقعیت هاي خاص

مدیریت اهرم مالی و استقراض

معمولاً اعتبار دهندگان در مورد بازپرداخت شدن اصل سود و منابعی که در اختیار شرکت

ها قرار می دهند، داراي ریسک هستند. عموماً براي کنترل چنین ریسکی ، اعتبار دهندگان

در قرارداد فی مابین با شرکت خواهان وضع مفادي می گردند[ 2].در مورد وام هاي بلند

مدت براي اعمال کنترل بر چنین مسئله اي مفاد قرارداد به گونه اي تنظیم می شود که وام

دهندگان در برابر اقدامات مدیر بهترین منافع آنها را تامین ننماید مصون می سازند، و این

قرارداد ها می کوشند تا پرداخت سود تقسیمی را محدود کنند، اجازه ندهند شرکت وام

دیگري بگیرد و حقوق صاحبان سهام و سرمایه در گردش از سطح معینی پایین تر برود،

زیرا این اقلام می توانند سطح ایمنی وام دهندگان را کاهش دهند[ 2]. براي مثال، این توافق

نامه ها ممکن است داراي جرایم یا پرداخت بلا درنگ ،در صورت نقض قرار داد وام

باشند. یکی از مفاد قرار داد وام ممکن است سطح استقراض باشد (براي مثال، نسبت بدهی

به حقوق صاحبان سهام باید از سطح معینی بیشتر نشود ).اگر بدهی هاي خارجی شرکت

افزایش یابند ، ممکن است شرکت را در مشکل قرار دهد. براي مثال ،اگر قرار داد وام

شرکت بیانگر این باشد که اگر اهرم مالی به 30 ٪ افزایش یابد و حساب ها 35 ٪ را نشان

دهد اصل وام باید بطور خودکار بازپرداخت شود[ 11 ]. با توجه به مفروضات قرارداد وام

(براساس تئوري اثباتی حسابداري) می توان نفوذي را که امکان دارد مدیر بر سود اعمال

نماید، پیش بینی کرد. با توجه به اینکه نقض مفاد قرار داد می تواند هزینه هاي سنگینی بر

شرکت تحمیل نماید، انتظار بر این است که مدیران شرکت ها مانع از نقض قرارداد ها

شوند. در واقع حتی آنها می کوشند به مواردي که باعث خواهد شد آزادي هایی که براي

انجام دادن عملیات شرکت دارند ،کاهش یابد. بنابراین امکان دارد مدیریت بر سود[ 2].و

١۶

استفاده از تکنیک تامین مالی برون ترازنامه اي براي استقراض شرکت[ 11 ] به عنوان وسیله

یا روشی در آید که احتمال نقض مفاد قرارداد وام را کاهش دهد.

ادغام ها و تحصیل ها

شرکت ها اغلب خود را در بین فعالیت هاي ادغام و تحصیل می یابند. اگر شرکتی تحصیل

کننده یا تحصیل شونده است ،انگیزه هایی جهت قبول حسابداري ساختگی وجود دارد. از

دیدگاه پیشنهاد دهنده مجموعه اي از نتایج خوب اجازه پیشنهاد از موقعیتی قوي را خواهد

داد. بویژه اگر (همانطور که خیلی رایج است)شرکت بخواهد سهام خود را به عنوان بخشی

از مبلغ جدید عرضه کند در این صورت اگر قیمت سهام آن بیشتر باشد سهام کمتري عرضه

خواهد کرد .تحقیقات نشان می دهد در قبل از دهه 1980 در انگلستان هان سان 12 یکی از

بزرگترین شرکت هاي تحصیل کننده، پیشنهاد 16 تحصیل تجاري را ارائه کرد. زمانی که

قیمت سهام هان سان به طور مقایسه اي بی ثبات بود، فقط یک مورد تحصیل تجاري

صورت گرفت.همانطور که قبلا بحث شد، ارزش سهام شرکت بسته به سود دهی شرکت

است و سود دهی شرکت می تواند توسط حسابداري ساختگی افزایش یابد. اما در این

مورد، شواهدي مبنی بر حسابداري ساختگی وجود نداشت گرچه حتماً ارائه هدف دار

وجود داشت. از دیدگاه شرکت تحصیل شونده(هدف)،شرکت تحصیل کننده اي که به

آنها پرداخت خواهد کرد بهترین نتایج را باید داشته باشد. به علاوه، اگر شرکت تحصیل

شونده در مقابل تحصیل مقابله می کند و اگر داراي سود بیشتري است و به نظر می آید

بهتر از این ها میتواند عمل کند، در این صورت ممکن است تلاش هایی دفاعی انجام

دهد[ 11 ].. وو( 1997 ) به این نتیجه رسید که مدیر می کوشد درست پیش از خرید شرکت

(با هدف فروش دارایی هاي آن براي تامین پول مورد نیاز) در سود شرکت دستکاري کند

و سود خالص را کمتر گزارش کند. ولی ،نتیجه تحقیق وو( 1997 ) برعکس نتیجه تحقیق

دي آنجلو( 1986 ) بود، زیرا او نتوانست مواردي را مشاهده کند که مدیر از طریق حساب

سازي اقدام به کم نمایی سود خالص نماید، احتمالاً بدان سبب که پیش از معامله (خرید

شرکت و به فروش رساندن دارایی ها با هدف تامین مالی ) فعالیت هاي مدیر را زیر ذره بین

.[ قرار می گرفته است و این نوع اقدامات منجر به جریمه هاي سنگین می شده است[ 10

١٧

تحقیقاتی هم این مورد را بررسی کرده اند که شرکت ها زمانیکه می خواهند جاي خود را

( در بورس اوراق بهادار عوض کنند ،اقدام به مدیریت سود می کنند. براي مثال لین( 2003

به شرکت هایی متمرکز شد که از بورس نزدك 13 و بورس سهام آمریکا 14 به بورس اوراق

( بهادار نیویورك 15 در طی سال هاي 1990 تا 1997 تغییر مکان داده بودند. لین( 2003

شواهدي را بدست آورد که درآن شرکت ها سود را بوسیله اقلام تعهدي قبل از پذیرش در

بازار جدید مدیریت کرده بودند. به علاوه او شواهدي را یافت که در آن قبل از پذیرش

جدید مدیریت سود اقلام تعهدي بکار برده شده بودند، با عملیات پذیرش به بورس بالاتر و

.[ عملکرد بازده سهام ارتباطی منفی داشت[ 11

کاهش تمهیدات نظارتی

برخی شرکت ها ،از دیدگاه سیاسی ، در معرض دید بیشتر قرار می گیرند. در مورد شرکت

هاي بسیار بزرگ این وضع بدان سبب صادق است که نوع فعالیت آنها بر افراد و مردم

زیادي تاثیر می گذارد. همچنین شرکت هایی که در صنایع استراتژیک هستند، مانند

شرکت هاي نفت و گاز ، در معرض دید بیشتر قرار دارند و نیز در مورد شرکت هایی که

حالت انحصاري یا تقریباً انحصاري دارند ،مانند صنایع هواپیمایی و تولید برق هم این وضع

صادق است. این شرکت ها خواستار نوعی مدیریت سود هستند که کمتر آنها را در معرض

دید(و زبان زد) مردم قرار دهد. جونز( 1991 ) به این نتیجه رسید که شرکت ها براي کاهش

( دادن سود به میزان زیادي از اقلام تعهدي استفاده می کردند همچنین کاهان ( 1992

تحقیقی مشابه تحقیق جونز انجام داد، او هم به این نتیجه رسید که شرکت هاي مورد تحقیق

از دیدگاه وزارت دادگستري و کمیسیون تجارت فدرال طی سال هایی که بر روي آنها

.[ تحقیق انجام نمی شد ، براي کاهش سود از اقلام تعهدي زیادي استفاده کردند[ 2

تیم مدیریتی جدید

زمانی که تیم مدیریتی جدید می آید ممکن است خواهان سرزنش مدیران قبلی براي هر

گونه نتایج ضعیف باشد. آنها ممکن است سیاستی که پاکسازي بزرگ 16 می گویند انتخاب

کنند. این سیاست مدیریت را با تضعیف نتایجی که قبلا ضعیف تر بودند در گیر می کند.

این کار به دو دلیل خوب است:

١٨

این سیاست مدیریت جدید را جهت شروع از سطح پایین و همچنین براي زیاد کردن سود

هاي آتی توانا می سازد. براي مثال، سود هاي آتی بوسیله ي ایجاد ذخیره هاي آنی براي

هزینه هایی که در آینده تحمل خواهند شد می تواند تقویت شود . این عمل هزینه هاي آتی

را کاهش می دهد و به همین طریق سود هاي آتی را افزایش خواهد داد. به بیان دیگر ،اگر

مدیران ارزش موجودي کالا دوره جاري را بکاهند از این رو زمانیکه موجودي کالا در

دوره هاي آتی فروخته شود، این عمل سود هاي آتی را افزایش خواهد داد. بطور مشابه

،امکان دستکاري ارزش سایر دارایی ها از قبیل حساب هاي دریافتنی و دارایی هاي ثابت

.[ وجود دارد[ 11

در زمان تغییر مدیر عامل انگیزه زیادي به وجود می آید که نوعی مدیریت بر سود اعمال

شود. بر اساس مفروضات طرح پاداش می توان پیش بینی کرد که چون زمان بازنشستگی

مدیر عامل فرا می رسد ، با احتمال زیادي او در صدد اجراي نوعی استراتژي برآید که سود

.[ را به حداکثر برساند و میزان پاداش خود را افزایش دهد[ 2

« آب از سر گذشتن » دي آنجلو( 1994 )، شاید این مدیران عامل از یک استراتژي به نام

استفاده کنند و در صدد برآیند احتمال سود مثبت آینده را افزایش دهند. این انگیزه در

مدیران عامل جدید وجود دارد به ویژه اگر آنها بتوانند حذف بسیار زیاد اقلام را به حساب

مدیران عامل پیشین بگذارند( گناه را به گردن آنها بیندازند). پورچیائو تحقیقی در مورد

تغییر غیر عادي مدیران عامل انجام داد، به نظر او یک احتمال این است که ، مدیر عاملی که

شرکت را ترك می کند در چنگال پولادین روش معکوس کردن اقلام تعهدي اختیاري

قرار می گیرد که به ناگزیر سود خالص کاهش می یابد و با احتمالی دیگر هیئت مدیره بر

فعالیت مدیري که عملکرد ضعیفی داشته و در حال ترك شرکت است نظارت می نماید و

.[ اجازه نمی دهد که با استفاده از فرصت طلبی اقدام به اعمال نفوذ بر سود نماید[ 2

افزایش قیمت سهام در عرضه اولیه سهام

در ارتباط با شرکت هایی که سهام خود را براي اولین بار به بازار عرضه می کنند این

پرسش ها مطرح می شود که چگونه می توان ارزش سهام این شرکت را تعیین نمود و

اینکه شرکت هایی که سهام خود را براي اولین بار به مردم عرضه می کنند می توانند به

سود گزارش شده در برگ پذیره نویسی اعمال نفوذ نمایند تا قیمت سهام خود را افزایش

١٩

دهند. فریدلان( 1994 ) به این نتیجه رسید که ، شرکت هایی که سهام خود را براي اولین بار

به مردم عرضه می کردند در آخرین دوره پیش از عرضه سهام با استفاده از اقلام تعهدي

اختیاري سود را افزایش داده اند. همچنین به نظر می رسید که مدیریت بر اقلام تعهدي

بیشتر متمرکز بر نمونه اي از شرکت ها بود که داراي ضعف عملکرد بودند و این عملکرد

از مجراي جریان نقدي عملیاتی محاسبه می شد[ 2].حسابداري ساختگی یا در مواردي تقلب

ممکن است بین موفقیت یا عدم موفقیت انتشار سهام یا عرضه اولیه سهام در بازار تفاوت

.[ هایی ایجاد کند[ 11

کاهش مالیات

هزینه مالیات یکی از بزرگترین اقلام هزینه شرکت هاي محسوب می شود از این رو شرکت

ها تلاش خواهند کرد تا آن را بکاهند. این امر می تواند بوسیله ترفند هاي حسابداري

ساختگی و مدیریت سود میسر گردد.

اما باید توجه داشت که بستر اعمال مدیریت سود، سیستم اعداد حسابداري است. به عبارتی

دیگر هنگامی مدیریت سود می تواند در میزان پرداخت مالیات موثر باشد که محاسبه

مالیات، از اعداد بیرون آمده از سیستم حسابداري استفاده شود. اما اگر قوانین مالیاتی

اختیاراتی به مدیر در حسابداري مالیاتی ندهد ، کارآیی مدیریت سود در این حوزه کاهش

می یابد. به عنوان مثال اگر قوانین مالیاتی تنها استفاده از یک روش حسابداري را مجاز

بداند، مدیریت قادر نیست به وسیله تغییر در رویه در این روش هاي حسابداري مدیریت

سود کند. بنابراین میزان کارآئی مدیریت سود در کاهش مالیات بستگی به میزان تاثیر

گذاري محاسبه مالیات از اعداد حسابداري دارد.

انتقال اطلاعات محرمانه.

سرمایه گذاران هنگام ارزیابی عملکرد آینده شرکت بر اساس سود خالص از دیدگاه روش

حسابداري این کار را انجام می دهند. اگر مدیریت بر سود به گونه اي باشد که اطلاعات

محرمانه افشا شود، در واقع این شیوه مدیریت می تواند اثر بخشی گزارشگري مالی را

افزایش دهد. اصولا سرمایه گذاران متکی به خود بر اساس عملکرد آینده شرکت اقدام به

سرمایه گذاري می کنند و با استفاده از سود خالص گزارش شده دوره جاري در احتمالاتی

که براي دوره آینده در نظر گرفته اند، تجدید نظر می نمایند. از این دیدگاه مدیر کسی

٢٠

است که درباره سود هاي خالص آینده شرکت اطلاعات بهتري ( اطلاعات محرمانه) دارد.

اگر بر سود خالص گزارش شده به شیوه اي مدیریت یا اعمال نفوذ شود که موید برآورد

مدیر درباره توان تداوم سود باشد و بازار هم این واقعیت را تشخیص دهد، قیمت سهام باید

این اطلاعات محرمانه را به سرعت منعکس نماید. در واقع کاربرد مسئولانه مدیریت بر سود

.[ می تواند احتمالات قطر اصلی نمودار سیستم اطلاعاتی را افزایش دهد[ 2

روش هاي متداول حسابداري ساختگی که می تواند در مدیریت سود هم

استفاده شود:

جونز( 2010 ) پنج استراتژي را براي انجام حسابداري ساختگی بیان کرد که شامل استراتژي

هاي زیر می باشند:

افزایش درآمد

  • شناسایی زود تر فروش

  • افزایش بهره در یافتنی

  • گنجاندن سود هاي غیر عملیاتی

  • تلقی وام به عنوان فروش

  • معاوضه

کاهش هزینه ها

  • بکارگیري حسابداري ذخیره

  • کاهش مالیات

  • پاك سازي بزرگ

  • کاهش هزینه ها و افزایش دارایی ها

  • افزایش موجودي کالاي آخر دوره

  • سرمایه اي کردن هزینه ها

  • طول دادن استهلاك

  • در مقابل مطالبات سوخت شده سخاوتمند بود

٢١

علت تداوم مدیریت سود و حسابداري ساختگی

علت تداوم مدیریت سود

بنا به نظر چیپر( 1989 ) یک علت وجود دارد، یعنی دست یافتن به اطلاعات محرمانه و درون

سازمانی(در دسترس مدیران) براي دیگران بسیار پر هزینه است.

جونز( 1991 ) داراي این دیدگاه است که براي مصرف کنندگان معقول نیست که در مورد

میزان حمایت هاي تعرفه اي (به وسیله کمیسیون تجارت بین المللی) اطلاعات کاملی

بدست آورد، زیرا اثر این اقدامات براي قیمت ها می تواند بسیار زیاد باشد. حتی کمیسیون

تجارت بین الملل هم اگر از مصرف کنندگان شکایت هایی دریافت نکند هیچ گاه زحمت

.[ بررسی در مورد احتمال کاربرد مدیریت سود را به خود نخواهد داد[ 2

علت تداوم حسابداري ساختگی

اعتقاد بر اینکه قوانین جاري غلط هستند

عامل بالقوه خاص و نادر این است که مدیریت بخواهد تصویري صحیح و منصفانه ارائه

کند اما در حقیقت اعتقاد دارد که تفسیر هاي خشک از قوانین و مقررات جاري حسابداري

مانع این عمل می شود. در اینگونه موارد ممکن است مدیران احساس کنند پذیرش

افزایش دارایی ها

  • زیاد کردن سرقفلی

  • زیاد کردن ارزش نام تجاري و سایر دارایی هاي نا مشهود

  • تجدید ارزیابی دارایی هاي ثابت

  • به روز رسانی حساب ها

کاهش بدهی ها

  • تامین مالی برون ترازنامه اي

  • تجدید طبقه بندي بدهی ها به عنوان حقوق صاحبان سهام

افزایش گردش وجوه

نقد عملیاتی

  • حداکثر کردن جریان ورود وجوه نقد عملیاتی

  • حداقل کردن جریان خروج وجوه نقد عملیاتی

٢٢

حسابداري ساختگی اصلاح طلبانه 17 آنها را قادر به انجام این عمل خواهد کرد. به عبارت

دیگر، آنها حسابداري ساختگی را براي به تصویر کشیدن صحت وضعیت شرکت بکار می

برند. اما شمار شرکت هایی که حسابداري ساختگی را با این استدلال بکار میبرند و واقعاً

هم به آن اعتقاد دارند، احتمالا کمتر از شرکت هایی است که به دلایلی ساده حسابداري

.[ ساختگی را استفاده می کنند[ 11

با اینکه غیر قانونی نیست پس چرا نباید از حسابداري ساختگی استفاده کنیم؟

آخرین دلیل، زمانی که انگیزه اي وجود نداشت آن است که حسابداري ساختگی غیر

قانونی نیست. با اینکه مدیران عمل خطرناکی انجام نمی دهند چرا آنها نباید از حسابداري

ساختگی استفاده کنند؟ که این بحث یک بحث قانونی است، گرچه ضرورتی هم ندارد تا

در مفاد قانون جستوجو شود. واقعیت این است که آنها (قانون گذاران) ممکن است اعتقاد

داشته باشند افراد دیگري که حسابداري ساختگی را می پذیرند این بحث را مستحکم تر می

کنند[همان منبع].

نتیجه گیري:

” در طی سال 1999 ما مسائل مرتبط با گزارشگري مالی مرتبط با مدیریت سود سوء

استفاده گرایانه توسط شرکت هاي سهامی عام بودیم. مدیریت سود سوء استفاده گرایانه با

بکارگیري انواع مختلف حیله گري ها جهت تحریف کارآئی مالی شرکت در جهت

. [ دست یابی به نتایج دلخواه سرو کار داشت”[ 11

با توجه به آنچه که تاکنون گفته شد و با استناد به تفسیر فوق، ارائه شده توسط کمیته بورس

در سال 1999 ، چنین می توان نتیجه گرفت که مدیریت سود و (SEC) و اوراق بهادار

حسابداري ساختگی مادام که در جهت حفظ منافع استفاده کنندگان استفاده شوند داراي

کارآیی اقتصادي هستند و در غیر این صورت هر دو یک عمل با نام هاي متفاوت می

باشند.

Abstracts:

Accounting scandals, creative accounting and froud are pernnial.they

range from ancient Mesopotamia to the south Sea Bubble in 1720 to

Enron and Parmalat today.so, Stock holders, creditors and stack holders

are anxious about their interests. Number of the profit is important to

the economic decision making , compensation, promotion and job

٢٣

security. On the other hands managers are anxious about corporate

futer, compensation and job security. For this reasons number of the

earning affect from multiple aspects. Earnings management is that

methods helping to the managers for achievement of their

predetermined aims, and creative accountings is that methods helping

to them for accessablty of that aims. In fact earnings management and

creative accounting are same action with different names. As following

first describing concepts of earning, earnings management and creative

accounting, incentives and its implementation.

Keywords: Earning, earnings management, creative accounting

٢۴

پی نوشت ها

١ دانشیار، گروه حسابداري ،واحد تبریز ، دانشگاه آزاد اسلامی ، تبریز، ایران ، نویسنده و مسئول مکاتبات-

Baradaran313@iaut.ac.ir-09144001030

aliacc67@gmail.com. 2 کارشناس ارشد حسابداري دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهر قدس

3 Enron and Parmalat

4 creative accounting

5 city expectation

6 debt covenant

7 Mulford & Comiskey(2002)

8 True & Fair

9 Present fairly

10 False accounting

11 Stock and stock option

12 Han son

13 NASDAQ

14 AMEX

15 NYSE

16 big bath

17 liberal creative accounting

منابع و مآخذ:

.( -1 کمیته تدوین استاندارد هاي حسابداري ایران، تهران: سازمان حسابرسی( 1392

-2 اسکات ، ویلیام ( 1391 ) تئوري هاي حسابداري ترجمه دکتر علی پارسائیان ،ترمه 1391

-3 بولو، قاسم؛ طالبی، میثم،”معیارها و مدل هاي اندازه گیري کیفت سود”مجله: بورس،

.( مرداد و شهریور 1389 – شماره 92 (از صفحه 10 تا 18

-4 ثقفی علی، پوریا نصب امید( 1389 ) ، “نظریه مدیریتسود”- فصلنامه تحقیقات حسابداري

. سال دوم شماره ششم صفحه 34

( -5 دستگیر ، محسن ، حسینی ،”مروري جامعه بر مدیریت سود”سید احسان حسینی ( 1392

نشریه مطالعات حسابداري وحسابرسی.

-6 کریک دیگان، آنرمن جفري( 1391 ) تئوري هاي حسابداري ترجمه دکتر علی پارسائیان،

. تهران: ترمه 1390

-7 ریاحی بلکویی، احمد( 1390 ) تئوري هاي حسابداري ترجمه دکتر علی پارسائیان ، تهران:

. ترمه 1390

٢۵

-8 رهنماي رود پشتی، فریدون و صالحی، اله کرم( 1389 )- مکاتب و تئوري هاي حسابداري

-انتشارات ترمه.

-9 شرودر، ریچارد جی، کلارك، مایرتل دبلیو و کی تی ، جک ام ( 1391 ) تئوري هاي

. حسابداري ترجمه دکتر علی پارسائیان ، تهران: ترمه 1391

-10 ولک ، داد- ترنی( 1390 ) تئوري هاي حسابداري ترجمه دکتر علی پارسائیان ، تهران:

. ترمه 1390

11-Michael John Jones(2012)- Creative Accounting, Fraud and

-A John Wiley and

Sons, Ltd., Publication.

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در print

مقاله های مرتبط

مدارک مثبته

مدارک مثبته

در این نوشته به مفهوم مدارک مثبته و یا اسناد مثبته و نقش آن در حسابداری و چگونگی رسیدگی به آن توسط مشاور مالیاتی می

ادامه مطلب »
مشاور مالیاتی کیست ؟

مشاور مالیاتی کیست ؟

مشاور مالیاتی کیست؟ در این مطلب درباره مشاور مالیاتی کیست و خصوصیات یک وکیل مالیاتی خبره ، هم چنین میزان آشنایی او با قوانین مالیاتی

ادامه مطلب »
درخواست خود را بنویسید ...
ما را در نقشه بیابید ...