راه کارهایی را که دو شرکت بزرگ بین ­المللی استفاده می­کنند در نظر بگیرید.

تاریخ اجرای این قانون از اول سال 1381 خواهد بود و کلیة اشخاص حقوقی که شروع سال مالی آنها از اول فروردین ‌ماه سال 1380

راه کارهایی را که دو شرکت بزرگ بین­ المللی استفاده می­کنند در نظر بگیرید.

رییس حسابرسی داخلی یکی معمولاً از استراتژی دوگانه برای تشخیص قسمتهای قابل حسابرسی استفاده می­کند. برای حسابرسی کنترلهای مالی، قسمتها را برحسب چرخه­های معاملات در بخش بخصوص شرکت مورد شناسایی قرار می­دهد.

برای حسابرسی عملیات، قسمتها را معمولاً برحسب مناطق جغرافیایی شناسایی می­کند. مدیریت ارشد حسابرسی این شرکت می­گوید دفاتر گوناگون منطقه­ای و بین­المللی شرکت به نوعی مستقل از یکدیگر عمل می­کنند. تخصیص گروه­های حسابرسی برای رسیدگی گسترده به این واحدهای منطقه­ای، اطلاعات و گزارشهای حسابرسی کاملاً هماهنگی را بدست می­دهد.

بدین ترتیب، عملیات هر محل را به هم ربط می­دهد بدون نیاز به گسیل  کردن گروه­های مختلف در زمانهای متفاوت که تازه، در تجمیع یافته­های گوناگون خود نیز دشواری خواهند داشت.

حسابرسان شرکت دیگر، شرکت را هر ساله به سه شکل مختلف زیر تقسیم می­کنند:

  • برحسب واحدهای عملیاتی.

  • برحسب چرخه­های معاملات و رویدادها.

  • برحسب مراکز تصمیم­گیری.

مدیریت ارشد حسابرسی داخلی با در نظر گرفتن پنج عامل دیگر به طور ضمنی، استراتژیهای گوناگون را به طور ذهنی مورد ارزیابی قرار می­دهد تا بهترین استراتژی را برای رسیدگی به هر بخش از سازمان انتخاب کند. نتیجه این کار، استراتژیهای جداگانه برای هر بخش از سازمان به جای یک استراتژی برای تمام بخشهاست.

حسابرسان داخلی قسمتهای بزرگ سازمان را با بکارگیری هر سه استراتژی بالا مورد رسیدگی قرار می­دهند تا رسیدگی­های جامعتری را انجام داده باشند، این کارهای بزرگ حسابرسی می­تواند بیش از 3.000 ساعت زمان برای تکمیل شدن نیاز داشته باشد.

راه­هایی که در این بخش برای تشخیص قسمتهای قابل حسابرسی ارائه شد، یک برخورد است.

برخورد دیگر، راهی است که بیانیه استانداردهای حسابرسی داخلی شماره 9 با عنوان «براورد خطر»، ارائه کرده است. بیانیه یاد شده، انواع فعالیتهای قابل حسابرسی را به شرح زیر ارائه داده است:

  • سیاست­ها، رویه­ها و طرز کارها.

  • مراکز هزینه، مراکز سود و مراکز سرمایه­گذاری.

  • مانده­های حسابهای دفتر کل.

  • سیستم اطلاعاتی (دستی و کامپیوتری).

  • قراردادها و برنامه­های عمده.

  • واحدهای عملیاتی، چون خطوط تولید یا ارائه خدمات.

  • وظایف، چون دایره­های خدمات کامپیوتری، خرید، بازاریابی، تولید، تامین مالی، حسابداری و منابع انسانی.

  • سیستمهای معاملات مربوط به فعالیتها چون فروش، وصول، خرید، پرداختهای نقدی، موجودیها و حسابداری صنعتی، تولید، خزانه داری، حقوق و دستمزد و دارایی­های سرمایه­ای

  • صورتهای مالی

10- قوانین و مقررات

مدیران و حسابرسان هنگام تصمیم گیری نسبت به چگونگی تقسیم سازامن برای تشخیص فعالیتهای قابل حسابرسی بالقوه باید به این فکر باشند که کدام شیوه بهترین است برای سازمان آنان

مرحله دوم: شناسایی قسمتهای قابل حسابرسی

حسابرسان داخلی پس از تدوین استراتژی یا گاه استراتژیهای مربوط به شناسایی قسمتهای قابل حسابرسی به تقسیم سازمان به قسمتهای قابل حسابرسی می­پردازند. حاصل این فرایند لیستی عموماً طولانی از قسمتهای قابل حسابرسی است.

مثال: بیان مثالی این دو مرحله تدوین جدول کار حسابرسی را روشن می­کند. فرض کنید حسابرسان داخلی شرکت سرزمین چوب می­خواهند جدول کار حسابرسی سال آینده شرکت را تدوین کنند. شرکت سرزمین چوب دارای دو دایره اصلی چوب بری و تولید کاغذ است. این شرکت یک کارخانه تولید تخته چندلایی نیز در درون چوب بری دارد. دفتر مرکزی شرکت در رشت و کارخانه تولید کاغذ آن در همان نزدیکیها قرار دارد و دو کارگاه چوب­بری و کارخانه تولید تخته چند لایی آن در رامسر واقع شده است. شکل 4-5 نمودار سازمانی شرکت سرزمین چوب را با پنج رده مدیریت آن نشان می­دهد. هر رده مدیریت شرکت در کنج راست گوشه نشان دهنده موقعیتهای مختلف است.

مدیریت شرکت سرزمین چوب با این دو دایره چنان برخورد می­کند که گویی دو شرکت مستقل از یکدیگرند. هر یک از این دو دایره چنان سازماندهی شده­اند که حسابداری، مدیریت عملیات و کارگزینی خود

راه کارهایی را که دو شرکت بزرگ بین ­المللی استفاده می­کنند در نظر بگیرید.

رییس حسابرسی داخلی یکی معمولاً از استراتژی دوگانه برای تشخیص قسمتهای قابل حسابرسی استفاده می­کند. برای حسابرسی کنترلهای مالی، قسمتها را برحسب چرخه­های معاملات در بخش بخصوص شرکت مورد شناسایی قرار می­دهد.

برای حسابرسی عملیات، قسمتها را معمولاً برحسب مناطق جغرافیایی شناسایی می­کند. مدیریت ارشد حسابرسی این شرکت می­گوید دفاتر گوناگون منطقه­ای و بین­المللی شرکت به نوعی مستقل از یکدیگر عمل می­کنند. تخصیص گروه­های حسابرسی برای رسیدگی گسترده به این واحدهای منطقه­ای، اطلاعات و گزارشهای حسابرسی کاملاً هماهنگی را بدست می­دهد.

بدین ترتیب، عملیات هر محل را به هم ربط می­دهد بدون نیاز به گسیل  کردن گروه­های مختلف در زمانهای متفاوت که تازه، در تجمیع یافته­های گوناگون خود نیز دشواری خواهند داشت.

حسابرسان شرکت دیگر، شرکت را هر ساله به سه شکل مختلف زیر تقسیم می­کنند:

  • برحسب واحدهای عملیاتی.

  • برحسب چرخه­های معاملات و رویدادها.

  • برحسب مراکز تصمیم­گیری.

مدیریت ارشد حسابرسی داخلی با در نظر گرفتن پنج عامل دیگر به طور ضمنی، استراتژیهای گوناگون را به طور ذهنی مورد ارزیابی قرار می­دهد تا بهترین استراتژی را برای رسیدگی به هر بخش از سازمان انتخاب کند. نتیجه این کار، استراتژیهای جداگانه برای هر بخش از سازمان به جای یک استراتژی برای تمام بخشهاست.

حسابرسان داخلی قسمتهای بزرگ سازمان را با بکارگیری هر سه استراتژی بالا مورد رسیدگی قرار می­دهند تا رسیدگی­های جامعتری را انجام داده باشند، این کارهای بزرگ حسابرسی می­تواند بیش از 3.000 ساعت زمان برای تکمیل شدن نیاز داشته باشد.

راه­هایی که در این بخش برای تشخیص قسمتهای قابل حسابرسی ارائه شد، یک برخورد است.

برخورد دیگر، راهی است که بیانیه استانداردهای حسابرسی داخلی شماره 9 با عنوان «براورد خطر»، ارائه کرده است. بیانیه یاد شده، انواع فعالیتهای قابل حسابرسی را به شرح زیر ارائه داده است:

  • سیاست­ها، رویه­ها و طرز کارها.

  • مراکز هزینه، مراکز سود و مراکز سرمایه­گذاری.

  • مانده­های حسابهای دفتر کل.

  • سیستم اطلاعاتی (دستی و کامپیوتری).

  • قراردادها و برنامه­های عمده.

  • واحدهای عملیاتی، چون خطوط تولید یا ارائه خدمات.

  • وظایف، چون دایره­های خدمات کامپیوتری، خرید، بازاریابی، تولید، تامین مالی، حسابداری و منابع انسانی.

  • سیستمهای معاملات مربوط به فعالیتها چون فروش، وصول، خرید، پرداختهای نقدی، موجودیها و حسابداری صنعتی، تولید، خزانه داری، حقوق و دستمزد و دارایی­های سرمایه­ای

  • صورتهای مالی

10- قوانین و مقررات

مدیران و حسابرسان هنگام تصمیم گیری نسبت به چگونگی تقسیم سازامن برای تشخیص فعالیتهای قابل حسابرسی بالقوه باید به این فکر باشند که کدام شیوه بهترین است برای سازمان آنان

مرحله دوم: شناسایی قسمتهای قابل حسابرسی

حسابرسان داخلی پس از تدوین استراتژی یا گاه استراتژیهای مربوط به شناسایی قسمتهای قابل حسابرسی به تقسیم سازمان به قسمتهای قابل حسابرسی می­پردازند. حاصل این فرایند لیستی عموماً طولانی از قسمتهای قابل حسابرسی است.

مثال: بیان مثالی این دو مرحله تدوین جدول کار حسابرسی را روشن می­کند. فرض کنید حسابرسان داخلی شرکت سرزمین چوب می­خواهند جدول کار حسابرسی سال آینده شرکت را تدوین کنند. شرکت سرزمین چوب دارای دو دایره اصلی چوب بری و تولید کاغذ است. این شرکت یک کارخانه تولید تخته چندلایی نیز در درون چوب بری دارد. دفتر مرکزی شرکت در رشت و کارخانه تولید کاغذ آن در همان نزدیکیها قرار دارد و دو کارگاه چوب­بری و کارخانه تولید تخته چند لایی آن در رامسر واقع شده است. شکل 4-5 نمودار سازمانی شرکت سرزمین چوب را با پنج رده مدیریت آن نشان می­دهد. هر رده مدیریت شرکت در کنج راست گوشه نشان دهنده موقعیتهای مختلف است.

مدیریت شرکت سرزمین چوب با این دو دایره چنان برخورد می­کند که گویی دو شرکت مستقل از یکدیگرند. هر یک از این دو دایره چنان سازماندهی شده­اند که حسابداری، مدیریت عملیات و کارگزینی خود

حسابرسی داخلی

تداوم انقلاب صنعتی در اروپای قرن نوزدهم، ایجاد کارخانه­های بزرگ و بزرگتر و اجرای طرح­های عظیمی چون احداث شبکه­های سراسری راه­آهن را می­طلبید که نیازمند به سرمایه­های کلان بود. تامین چنین سرمایه­هایی از امکانات مالی یک یا چند سرمایه گذار فراتر بود و از سویی، یک یا چند سرمایه­دار نیز آمادگی پذیرفتن خطر تجارتی چنین فعالیت­های بزرگی را نداشتند.

با بهره­گیری از دو دست آورد بزرگ و مفید انقلاب صنعتی، یعنی سازماندهی و همکاری، شرکت­هایی شکل گرفت که مسئولیت صاحبان سرمایه آنها محدود به مبلغ سرمایه گذاریشان بود و در قالب چنین مشارکت­هایی، سرمایه­های کوچکی تجهیز گردید و راه­حل مناسبی برای تامین سرمایه­های کلان و توزیع مخاطرات تجارتی فراهم آمد.

سرمایه­های چنین شرکت­هایی به سهام تقسیم شده و سهام آنها قابل نقل و انتقال بود.

رواج معاملات سهام باعث رونق بازار سرمایه و مشارکت صاحبان سرمایه­های کوچک در این بازار شد. تنظیم نحوه اداره شرکت­های سهامی و روابط بین صاحبان سهام از طریق وضع قوانین و مقررات توسط دولتها، نظم یافتن بخشی از معاملات اوراق بهادار با ایجاد بورسهای اوراق بهادار از جمله عوامل دیگری بود که به نضج شرکتهای سهامی و فزونی شمار طبقه­ای از سرمایه­گذاران انجامید که نه مستقیماً در اداره شرکت­ها مشارکت داشتند و نه دارای چنین تمایلی بودند.

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای مورد نیاز با * مشخص شده است

نوشتن دیدگاه

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در print

مقاله های مرتبط

مدارک مثبته

مدارک مثبته

در این نوشته به مفهوم مدارک مثبته و یا اسناد مثبته و نقش آن در حسابداری و چگونگی رسیدگی به آن توسط مشاور مالیاتی می

ادامه مطلب »
مشاور مالیاتی کیست ؟

مشاور مالیاتی کیست ؟

مشاور مالیاتی کیست؟ در این مطلب درباره مشاور مالیاتی کیست و خصوصیات یک وکیل مالیاتی خبره ، هم چنین میزان آشنایی او با قوانین مالیاتی

ادامه مطلب »
اهمیت مشاوره مالیاتی

اهمیت مشاوره مالیاتی

اهمیت مشاوره مالیاتی تمامی مشاغل نیازمند دانش مشاور مالیاتی و وکیل مالیاتی و اهمیت مشاوره مالیاتی برای روبه رو شدن با قانون مالیات سازمان امور

ادامه مطلب »
درخواست خود را بنویسید ...
ما را در نقشه بیابید ...