ویژگی­های کیفی اشتباهات و یا تحریفها نیز علاوه بر مبلغ آن

کمیت مطلق مالی

ویژگی­های کیفی اشتباهات و یا تحریفها نیز علاوه بر مبلغ آن

ویژگی­های کیفی اشتباهات و یا تحریفها نیز علاوه بر مبلغ آن، سبب می­شود برخی فعالیتها با اهمیت تلقی شود. برای مثال، هر گونه اشتباه در وجوه صندوق بازنشستگی کارکنان یا درحقوق و مزایای مدیران ارشد دستگاه به دلیل اثر روانی آن بر کارکنان، با اهمیت محسوب می­شود.

به همین ترتیب، نقض قانون، ولو در حد جزیی، عموماً با اهمیت تلقی می­شود.

تقلب، ماهیتاً با اهمیت است. نکته اصلی این است که صرفنظر از زیانی که وارد آمده یا در آینده خواهد آمد، صِرف وجود تقلب می­تواند مخاطرات بزرگ و جدی را در پی داشته باشد، مگر این که حتی اگر اقدامات تنبیهی هم صورت نمی­گیرد، دست کم، اقدامات پیشگیرانه به عمل آید.

ویژگیهای کیفی دیگری که می­تواند اهمیت برخی فعالیتها را که صرفنظر از مبالغ ریالی تحت تاثیر قرار دهد به شرح زیر است:

  • معاملات با اشخاص وابسته.

  • پرداختهای حساس (برای مثال، پرداخت­هایی برای تسهیل فعالیت­های برون مرزی «پرداخت رشوه»).

  • موارد قانونی و مقرراتی.

  • عملیات حساس به فعالیتهای سیاسی.

اثر انباشته موارد کم اهمیت

حسابرس داخلی در مواردی که تعداد زیادی اقلام بی اهمیت را شناسایی می­کند باید اثر انباشته آنها را مورد توجه قرار دهد. چنانچه مجموعه این اقلام بطور یکجا مورد توجه قرار گیرد اثر آنها ممکن است نشاندهنده ضعف جدی در کنترلهای داخلی باشد.

اهمیت میزان خطر و رابطه منافع ـ مخارج مربوط به آن حسابرسان را در تعیین شواهدی که باید گردآوری کنند یاری می­رساند. هر چه اهمیت یک قلم بیش احتمال وجود خطر آن بیشتر و احتمال این که حسابرسان داخلی باید شواهد اضافی را گرداوری کنند نیز بیشتر خواهد بود.

ارزیابی کفایت شواهد حسابرسی: شواهد حسابرسی پشتوانه گزارشهای حسابرس را فراهم می­کند. استانداردهای حسابرسی داخلی مقرر می­دارد که شواهد حسابرسی باید دارای چهار ویژگی کافی قابل قبول، مربوط به هدفهای حسابرسی و قابل استفاده بودن برای دستگاه باشد. همچنین شواهد حسابرسی باید درباره هر چیز مربوط به هدفها و دامنه حسابرسی گرداوری شود. حسابرس داخلی باید پیش از صدور گزارش و پایان کار حسابرسی درباره رعایت کامل مفاد این استاندارد اطمینان حاصل کند. این گونه تصمیم گیریها مستلزم قضاوت حرفه­ای حسابرس است چون معیارهای آن را نمی­توان بطور مقداری تعیین و تعریف کرد. در نتیجه هر حسابرس انواع و میزان متفاوتی از شواهد حسابرسی را به عنوان پشتوانه نتیجه گیریها و پیشنهادی خود می­پذیرد و گرداوری می­کند. رهنمودهایی نیز برای کمک به این گونه قضاوتهای حسابرس داخلی وجود دارد.

شواهد حسابرسی کافی: طبق استانداردهای حسابرسی داخلی ملاک کفایت شواهد حسابرسی این است که هر شخص منطقی دیگر با مطالعه و بررسی آنها به همان نتایجی برسد که حسابرسان داخلی به آن دست یافته­اند بنابراین تاکید استاندارد بر این مطلب است که شواهد حسابرسی باید متقاعد کننده باشد که پیشتر در همین فصل بحث شد.

حسابرس داخلی اصولاً باید به این پرسش پاسخ دهد که یک فرد باهوش متوسط و آگاه و منطقی مجموعه شواهد مربوط به موضوع مورد نظر را چنان متقاعد کننده خواهد دانست که به عنوان پشتوانه نتیجه گیریها و پیشنهادهای حسابرس داخلی بداند یا نه.

همان گونه پیشتر آمد صرف ردیابی دوباره روشها ممکن است برای اثبات کامل بودن مدارک کافی باشد اما دستیابی به هدفهای ارزیابی قابلیت اعتماد این گونه شواهد مستلزم در اختیار داشتن مبنای قویتری از شواهد پیش از نتیجه گیری است.

شواهد قابل قبول: آزمونهای تشخیص قابلیت قبول شواهد عبارتند از 1- قابلیت اعتماد و 2- این شواهد بهترین شواهد قابل دسترسی از فنون مناسب حسابرسی است. شواهد حسابرسی در صورتی قابل اعتماد  است که اگر حسابرسان دیگری می­خواستند از همان محلها و به همان روشها گرداوری کنند با احتمال زیاد به نتایج مشابهی دست می­یافتند و این نتایج در اصل وضعیت موضوع مورد آزمون را نشان دهد. یکی از دلایل توجیهی برای استفاده از روشهای مقداری در حسابرسی قابلیت اعتماد ذاتی آن روشهاست.

آزمون بهترین شواهد قابل دسترسی محدودیتهایی را برای حسابرسان داخلی به وجود می­آورد که این محدودیتها از محدودیتهای جدی عملی ناشی می­شود. اگرچه می­توان همه شواهد موجود را گرداوری کرد اما این کار به ندرت مقرون به صرفه است. زمان و پول دو عامل مهم محدود کننده می­باشند و در بسیاری از موارد هر چه شواهد بیشتری گرداوری شود ارزش  نهایی هر شاهده جدید بطور قابل ملاحظه­ای کاهش می­یابد.

با توجه به مطالب بالا روشهای حسابرسی داخلی به گونه­ای طراحی شده­اند که شواهد حسابرسی با حداکثر صرفه جویی گرداوری شود. برخی از این روشها عبارتند از مصاحبه، محاسبه مجدد یا واگردانی، آزمونهای تفصیلی، مشاهده، پویش یا وارسی، نمونه گیری آماری، تاییدخواهی و روشهای تحلیلی.

حسابرسان داخلی در اعمال این روشهای مختلف حسابرسی باید چنان مهارتی داشته باشند که تشخیص دهند کدام روشها احتمالاً به گرداوری بهترین شواهد قابل دسترسی مینجامد.

برای مثال یک گروه حسابرس داخلی کنترلهای داخلی یک پروژه چند میلیارد ریالی را مورد آزمون قرار داد و در پایان کار چنین نتیجه گیری کرد که کنترلهای داخلی در این پروژه به گونه­ای مناسب اعمال شده است. یک سال بعد پس از این که دشواریهایی پیش آمد که با صرف چند صد میلیون ریال برطرف شد گروه دیگری از  حسابرسان داخلی همان عملیات را رسیدگی کرد. این گروه به نقاط ضعف بیشماری پی برد که از سالهای گذشته در سیستم کنترل داخلی وجود داشت. رییس حسابرسی داخلی پس از پی جویی این موضوع که چرا این ضعفها کشف نشده بود به این نتیجه رسید که گروه اول آزمونهای تفصیلی کافی انجام نداده است. این گروه اساساً به پرس و جو و مشاهده بسنده کرد و موارد سوال برانگیز حاصل از اجرای این روشهای مقدماتی را نیز پیگیری نکرده است در نتیجه شواهد گرداوری شده نه قابل قبول بوده است نه از نوع بهترین شواهد قابل دسترسی.

شواهد مربوط: استاندارد ویژه شماره 420 مقرر می­دارد که حسابرسان داخلی باید شواهدی را گرداوری کنند که پشتوانه یافته­ها و پیشنهادهای حسابرسی و با

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای مورد نیاز با * مشخص شده است

نوشتن دیدگاه

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در print

مقاله های مرتبط

مدارک مثبته

مدارک مثبته

در این نوشته به مفهوم مدارک مثبته و یا اسناد مثبته و نقش آن در حسابداری و چگونگی رسیدگی به آن توسط مشاور مالیاتی می

ادامه مطلب »
مشاور مالیاتی کیست ؟

مشاور مالیاتی کیست ؟

مشاور مالیاتی کیست؟ در این مطلب درباره مشاور مالیاتی کیست و خصوصیات یک وکیل مالیاتی خبره ، هم چنین میزان آشنایی او با قوانین مالیاتی

ادامه مطلب »
درخواست خود را بنویسید ...
ما را در نقشه بیابید ...