راهبرد مشاور مالیاتی در کاهش مالیات شرکتها چیست؟

مشاور مالیات
راهبرد مشاور مالیات برای کاهش مالیات
آبان ۷, ۱۳۹۹
برنامه ریزی شرکت حسابداریری
روند دقیق برنامه ریزی مالیات در شرکت حسابداری چیست؟
آبان ۷, ۱۳۹۹
مشاور مالیاتی

راهبرد مشاور مالیاتی در کاهش مالیات شرکتها چیست؟مطمئن شوید که بودجه کافی برای ادامه فعالیت اقتصادی  دارید. یکی ازراهبرد مشاور مالیاتی برای انجام این کار کاهش

راهبرد مشاور مالیاتی در کاهش مالیات شرکتها چیست؟

 

مطمئن شوید که بودجه کافی برای ادامه فعالیت اقتصادی  دارید. یکی از راهبرد مشاور مالیاتی برای  انجام این کار کاهش مالیات قابل پرداخت است. شما فقط باید کمی آماده شوید ، از عادت های خوب استفاده کنید و از یک متخصص مالیات واجد شرایط مشاوره بگیرید.

از این نکات استفاده کنید تا به کسب و کار خود مزیت داشتن بودجه بیشتر را بدهید.

کاهش پرداخت مالیات شرکت شما

اگر موردی وجود داشته باشد که احتمالاً شما را در تجارت دوست نداشته باشید ، این مالیاتی است که شما باید به عنوان صاحب مشاغل بپردازید. به همین دلیل ، مطمئناً می خواهید از هر راهبرد مشاور مالیاتی موجود برای کمک به شما در کاهش مالیات هایی که باید بپردازید بهره بگیرید.

 

در اینجا راهبرد مشاور مالیاتی در کاهش مالیت شرکتها به شرح ذیل می باشد:

 

۱٫یکی از راهبرد مشاور مالیاتی اینست که همه رسیدها را نگه دارید

 

این شما نیستید که تعیین می کنید میزان کسر مجاز چیست. فقط رسیدهای خود را نگه دارید و در پایان سال که باید مدارک مالیاتی خود را تهیه کنید ، باید یک کارشناس آنها را بررسی کند.

به حسابدار خود اعتماد کنید ، زیرا او خواهد فهمید که آیا رسید مسافرت ، غذا با مشتری ، خرید لباس یا اشتراک در یک مجله هزینه قابل قبول برای کسر مالیات است. با این حال ، اگر رسید نداشته باشید نمی توانند به شما کمک کنند. تمام شواهد را نگه دارید و آن را به دست متخصص بسپارید.

۲٫ یکی از راهبرد مشاور مالیاتی اینست که هزینه های مربوط به دریافتی که نگه دارید و ثبت کنید

 

نوشتن جزئیات رسیدهای خود را هنگام ورود عادت کنید. ثبت سوابق ترتیب کتاب و حسابداری را تسهیل می کند.

۳٫ ازیک سیستم حسابداری جامع استفاده کنید

 

این تکه های کوچک کاغذ معمولاً به همه جا ختم می شوند – در کیف پول ، کیف پول ، چمدان ، جعبه کفش و …

یک سیستم فایل ساده ایجاد کنید که برای شما مناسب باشد و از آن استفاده کنید. وقتی زمان انجام مالیات شما فرا رسیده است ، این مراحل باعث صرفه جویی در وقت و سردرد شما می شود.

۴- یکی از راهبرد مشاور  اینست که امور مالی شخصی خود را از شرکت خود جدا کنید

 

اگر تازه کار خود را شروع کرده اید و یا از خانه کار می کنید ، ممکن است وسوسه شوید که هزینه های روزانه خود را با کارت اعتباری شخصی خود پرداخت کنید. انجام این کار می تواند کسر احتمالی مالیات شما را پیچیده کند.

سعی کنید امور مالی شخصی و شغلی خود را جداگانه نگه دارید. خرید کارت ویزیت اعتباری با نام تجاری خود و افتتاح حساب بانکی اختصاصی را در نظر بگیرید.

 

۵- یکی از راهبرد مشاور مالیاتی اینست کهمالیات و اقساط خود را به موقع پرداخت کنید

 

شما تمام کارهای لازم را انجام می دهید تا مالیاتی را که باید پرداخت کنید کاهش دهید و پول بیشتری را برای تجارت خود پس انداز کنید.

به این ترتیب ، هنگام تأخیر پرداخت های اقساطی ، باید پرداخت به موقع را انجام دهید تا از جریمه ها و هزینه های سود آخرین مبالغ پرداختی جلوگیری کنید.

 

۶٫ یکی از راهبرد مشاور مالیاتی اینست که ازخدمات یک شرکت حسابداری معتبر استفاده کنید

 

برای استفاده از هر معافیت مالیاتی احتمالی هزینه های مربوط به تجارت خود ،استفاده از خدمات شرکت حسابداری حرفه ای  ایده خوبی است.

شما می توانید از طریق مراجعه توسط صاحبان مشاغل دیگر یک حسابدار پیدا کنید. منابع ، صلاحیت ها و زمینه های تخصصی را بررسی کنید. آیا این مراجعه کنندگان تجربه کار با مشاغل کوچک را دارند؟ آیا با آنها احساس اطمینان می کنید؟ آیا به شما این تصور را می دهند که آنها چالش ها و فرصت هایی را که برای شرکت و بخش شما ایجاد می کنند درک می کنند؟

 

۷٫ یکی ازراهبرد مشاور اینست که از معافیت مالیاتی استفاده کنید

 

آیا از همه معافیت مالیاتی  موجود برای مشاغل کوچک استفاده می کنید؟ اگر می خواهید اظهارنامه مالیاتی خود را ثبت کنید ، در اینجا برخی از هزینه هایی که می توانید برای کاهش مالیات  در نظر بگیرید آورده شده است:

  • هزینه های انجمن و عضویت
  • اشتراک منظم در مجلات و نشریات مربوط به شرکت شما.
  • هزینه های بهره وام های تجاری.
  • بیمه شرکت بر روی محتوا ، ماشین آلات ، تجهیزات و غیره
  • لوازم اداری برای تهیه محصولات و خدمات مورد استفاده قرار می گیرد.
  • هزینه های خودرو (در صورت استفاده برای شرکت) مانند سوخت ، بیمه و نگهداری.
  • هزینه های سفر به منظور کسب درآمد برای تجارت.
  • هزینه خدمات حقوقی و حسابداری.
  • هزینه حقوق ودستمزد
  • هزینه های مواد ومصالح
  • هزینه خرید مواد اولیه
  • هزینه های تعمیر ونگهداری
  • هزینه استهلاک
  • هزینه اجاره

این فقط چند مورد از کسرهایی است که شما ممکن است واجد شرایط باشید. اگر از خانه کار می کنید ، می توانید بخشی از هزینه های مربوط به خانه خود مانند آب و برق ، نگهداری و بیمه را نیز کسر کنید.

لازم به یادآوری است که شرکت حسابداری  می تواند به شما کمک کند تأیید کنید که آیا از همه معافیتهای مالیاتی  احتمالی هزینه کسب و کار استفاده می کنید.

(توجه: این مقاله در فقط برای مقاصد اطلاعاتی توصیه می شود که شما همیشه با یک متخصص واجد شرایط مالیاتی در مورد هر وضعیت خاص در مورد مسائل مالیاتی خود مشورت کنید.) .

وظایف و زمینه های فعالیت مشاور مالیاتی

مشاوران مالیاتی با مالیات ، اعداد و امور مالی سروکار دارند. این باید تاکنون برای همه روشن باشد. اما مشاوره ، حسابداری و دفترداری تا چه اندازه در این حرفه نقش دارند؟ ما نمای کلی از وظایف و فعالیت های یک مشاور مالیاتی را به شما ارائه می دهیم.

فعالیت های یک مشاور مالیاتی

دامنه فعالیت هایی که مشاوران مالیاتی انجام می دهند متنوع است. خدمات مشاوره ای را می توان در سه دسته توصیف کرد:

  • اعلام مشاوره در درجه اول شامل کمک با آماده سازی اظهارنامه مالیاتی و بررسی ارزیابی مالیاتی.
  • ساختار مشاوره شامل جلو، به دنبال مشاوره برای ساختار مالیاتی مطلوب.
  • تحت مشاوره اجرای قانون ، مودیان مالیات باید به ادارات امور مالیاتی و دادگاههای مالیاتی پی ببرند.

این فعالیتها نمایانگر وظایفی است که اصطلاحاً روزمره  شده است. بنابراین خدمات از این نوع فقط توسط مشاوران مالیاتی ارائه می شود.

علاوه بر این ، فعالیت هایی که می توانند با این حرفه سازگار شوند از اهمیت بیشتری برخوردار می شوند. این شامل ، به عنوان مثال ، مشاوره تجاری در زمینه حسابداری ، کنترل ، هزینه ، سودآوری و تجزیه و تحلیل نقدینگی است. علاوه بر این ، صلاحیت مشاور مالیاتی نیز هنگام تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری و مالی لازم است.

 

وی همچنین می تواند در راه اندازی شرکت ها ، بازسازی و برنامه ریزی جانشینی های شرکت به کمک متخصص کمک کند. علاوه بر این ، مشاوران مالیاتی می توانند به عنوان متولی ، واسطه یا مدیر ورشکستگی عمل کنند. فعالیت های تدریس در دانشگاهها علمی یا کار نوشتن نیز قابل تصور است.

مشاور مالیاتی چه کاری انجام می دهد: جزئیات کارها را انجام دهید

مشاوره در امور مالیاتی

این یک رشته مشاور مالیاتی کلاسیک است. او در تمام مباحث ساختار بهینه مالیات به مشتریان خود مشاوره می دهد ، در مورد سوالات مربوط به روابط حقوقی خصوصی یا تجاری ، با در نظر گرفتن جنبه های مالیاتی ، مشاوره می دهد. او همچنین می تواند نکاتی را در صورت تغییر فرم قانونی شرکت ها ارائه دهد. بعلاوه ، وی درمورد امور مربوط به قانون مالیات با مقامات یا اشخاص ثالث مشورت می کند ، ارزیابی های مالیاتی را بررسی می کند ، در بازرسی های مالیاتی شرکت می کند و اطلاعات مربوط به نوآوری ها یا تغییرات در قانون مالیات را ارائه می دهد.

رسیدگی به امور مالیاتی

رسیدگی به امور مالیاتی در درجه اول شامل تهیه اظهارنامه مالیاتی (اظهارنامه مالیات بر درآمد ، اظهارنامه مالیات شرکت ، اظهارنامه مالیات تجاری ، اظهارنامه مالیات فروش سالانه و همچنین اظهارنامه مالیات بر ارث و اظهارنامه مالیات هدیه) ، اظهارنامه مالیاتی (مالیات بر درآمد ، اظهارنامه مالیات بر سود سرمایه و اظهارنامه مالیاتی پیش فروش) و برنامه های مختلف (سود فرزند ، کمک به مالکیت خانه و کمک هزینه سرمایه گذاری).

تهیه ترازنامه

این شامل جزئیات دفترداری (تنظیم دفاتر حسابداری ، تهیه نمودار حساب ،  ، حسابداری اسناد) و همچنین تهیه صورتهای مالی (درآمد و مازاد حساب ، ترازنامه افتتاحیه ، صورتهای مالی سالانه ، صورتهای مالی میان دوره ای ، ترازنامه اختلاف ، ترازنامه تصفیه و گزارشهای توجیهی).

حسابداری حقوق و دستمزد

. از طرف دیگر ، مشاور مالیاتی همچنین از حسابداری حقوق و دستمزد مراقبت می کند. مهمتر از همه ، این شامل جمع آوری و تهیه داده های مختلف حقوق و دستمزد است. در صورت درخواست ، فعالیت های دیگر در زمینه حسابداری دستمزد و حقوق و منابع انسانی به مشاور مالیاتی سپرده می شود.

نمایندگی در امور مالیات کیفری و موارد مربوط به جریمه

مشاور مالیاتی می تواند مجاز باشد که درخواستهای خاصی را به مقامات مالیاتی ارائه دهد (تعدیل پیش پرداخت مالیات ، تمدید مهلت زمانی ، به تعویق انداختن بدهی های مالیاتی ، بازپرداخت بدهی های مالیاتی پرداخت شده ، لغو اظهارنامه مالیاتی ، چشم پوشی از بدهی های مالیاتی ، لغو یا اصلاح ارزیابی مالیات و بازپرداخت مالیات بازپرداخت خارجی). وی همچنین حقوق موکلان خود را در برابر دفاتر مالیات یا دادگاه های مالیاتی اعمال می کند.

کمک در ورشکستگی

مشاور مالیاتی علاوه بر مشاوره تجاری پیش از موعد ، می تواند توانایی تجدید ساختار یک شرکت را بررسی کرده و برنامه های مناسب بازسازی را تنظیم کند.

راهبرد مشاور مالیاتی در امور مالیات شرکت ها چیست؟

تجارت حسابدار مالیات چیست؟ وکیل امور مشاور مالیاتی وظایف مختلفی مانند مشاوره در مورد پرداخت مالیات ، نمایندگی رویه و تهیه اسناد را بر عهده دارد.
به عبارت دیگر ، نقش یک “کارشناس مالیات” این است که یک حسابدار مالیاتی باشد ، اما در واقع ، این فقط مربوط به امور مالیاتی نیست.
وکلای مالیات اخیر نیز با درک وضعیت تجارت شرکتها بعنوان مشاور مدیریت نقش دارند.
شرکت ها می توانند با همکاری مشاور مالیاتی  که دارای یک قرارداد انحصاری است ، مشاوره مدیریتی مختلفی دریافت کنند.

 

هنگام مشاوره یا دریافت مشاوره از یک وکیل مالیاتی در مورد امور مالیاتی ، ابتدا بسته به محتوای هر مشاوره نیاز به دادرسی دارد تا اطلاعات مربوط به شرکت را بدست آورد.
حتی اگر برای حل آن عجله دارید ، شروع کار با توضیح وضعیت از ابتدا می تواند بسیار ناکارآمد باشد.
با این حال ، اگر قرارداد مشاوره ای با یک وکیل مالیاتی داشته باشید ، می توانید شرایط کسب و کار را درک کنید در حالی که به طور مداوم وضعیت مالی و نقش مالیاتی خود را می سپارید ، بنابراین اگر مشکلی یا مشکلی دارید ، می توانید بلافاصله با ما مشورت کنید.
از آنجا که وکیل مالیاتی همیشه از “وضعیت مالیاتی شرکت آگاه است ، می توان سریع پاسخ داد.

مزایای داشتن قرارداد مشاوره با یک مشاور مالیاتی

مزایای داشتن قرارداد مشاوره با یک حسابدار مالیاتی اگر مشاور مشاور مالیاتی با ه ساده سازی عملیات کلی شما و کاهش هزینه ها به شرکتها کمک می کند.
اگر از یک وکیل مالیاتی می خواهید یک کار یکبار مصرف انجام دهد ، باید هر بار وضعیت فعلی شرکت را توضیح دهید.
علاوه بر این ، اگر زمان و تلاش لازم برای انجام تحقیق را نیز در نظر بگیرید ، حل مسئله به زمان قابل توجهی نیاز دارد.

 

وقت و هزینه های انسانی هرگاه جمع شود هرگز اندک نیست.
از این نظر ، اگر مشاور مالیات وضعیت داخلی شرکت را پیگیری کند ، هزینه های بیهوده و اتلاف وقت کاهش می یابد.
مشاور  مالیاتی دارای تخصص مدیریت زیادی هستند و مسئولیت امور مالیاتی شرکتهای مختلف را بر عهده دارند و جدیدترین اطلاعات را جمع آوری می کنند.
می توان گفت که اطلاعات احتمالاً حاوی اطلاعات زیادی است که برای شرکت مفید است.
استفاده از مشاور مالیاتی برای مدیریت شرکت ها  مانند اصلاحات مالیاتی ، وام ها ، واستفاده از معافیتهای مالیاتی  لازم وضروری می باشد.

 

مشاور مالیاتی چیست و برای یک شرکت چه معنایی دارد؟

 

در سالهای جاری و آینده ، برون سپاری مالی و مشاوره مالیاتی نقش مهمی در عملکرد شرکتهاا دارد. با توسعه سریع اقتصاد ایران و باز شدن بیشتر آن به دنیای خارج ، شرکت های کوچک و متوسط ​​در ایران شکل گرفته اند. طبق اطلاعات رسمی در مورد تأسیس شرکتها ، ۹۰٪ شرکتهای تازه تاسیس شرکتهای کوچک و متوسط ​​هستند. این شرکت ها در حال حاضر فعال تریت بخش توسعه اقتصادی ایران هستند. برای شرکتهایی هایی که می خواهند کاملاً پیشرفت کنند ، مشاوران مالیاتی انتخاب بسیار خوبی هستند.

راهبرد مشاور مالیاتی ، استفاده کامل از سیاست های ترجیحی مالیاتی مربوطه در کشور و از طریق برنامه ریزی مالیاتی علمی و معقول ، می باشد تا مالیات مشتری  را به طور منطقی کاهش دهد و بهره وری اقتصادی شرکت را بهبود بخشد.

خدمات برون سپاری مالی و مشاوران بلند مدت مالیات از جنبه های زیر برای آنها بسیار مهم خواهد بود.

 

۱٫ مزایای مشاوران مالیاتی :

 

مزایای مشاوران مالیاتی برای مودیان عمدتا جلوگیری از ضررهای مالیاتی غیر ضروری است. بسیاری از شرکت ها به راهنمایی حرفه ای  مشاور مالیات در زمینه نحوه رسیدگی به مالیات نیاز دارند ، اما مدتهاست که همه این مفهوم را ندارند آنها فکر می کنند اگر مالیات را به موقع بپردازند ، دیگر باید نگران چه چیز دیگری باشند؟ آنها نمی دانند که با طراحی برخی از برنامه های مالیاتی می توان از پرداخت مالیات غیر ضروری جلوگیری کرد.

 

 

 

از یک مشاور مالیاتی بپرسید ، هزینه خیلی زیاد نیست ، اما مزایای آن بسیار زیاد خواهد بود. یک مشاور مالیاتی معتبر نه تنها می تواند مشاوره مالی و مالیاتی خوبی در مورد مدیریت شرکت ارائه دهد ، بلکه به دلیل آشنایی با قانون مالیات می تواند بهترین طرح مالیات را برای شرکت تنظیم کند و هزینه های شرکت را صرفه جویی کند.

نقش مشاوران مالیاتی در شرکتها از طریق فعالیت بنگاههای اقتصادی ، داراییها و عملیات مالی ، چگونگی به حداکثر رساندن سود پس از کسر مالیات برای شرکتها موضوعی است که بسیاری از شرکتها باید با آن روبرو شوند.

 

 

پس از گسترش تدریجی رشد شرکتها ، شرایط عملیاتی شرکتها از توسعه تا مدیریت ، مالیات موقعیت قابل توجهی در هزینه های شرکت ها دارد و نحوه پس انداز مالیات در دستور کار قرار گرفته است. با این حال ، به دلیل مسائل مفهومی ، هنوز بسیاری از شرکت ها وجود دارند که از این موضوع آگاهی ندارند. آنها حاضرند برای استخدام مشاور حقوقی هزینه کنند ، اما کاملاً درک نمی کنند که یک مشاور مالیاتی حرفه ای  می تواند بسیاری از هزینه های مالیاتی غیر ضروری را برای شرکت ها پس انداز کند.

 

 ۲٫ یک استراتژی مشاور مالیاتی می تواند ، حتی ده ها میلیون تومان صرفه جویی کند

 

بیشتر شرکت ها مالیات اضافه پرداخت می کنند. اضافه پرداخت مالیات توسط شرکت ها یک پدیده بسیار رایج است. “اضافه پرداخت مالیات” که در اینجا ذکر شد به این معنا نیست که اداره مالیات از شرکت ها می خواهد مالیات بیشتری نسبت به سیاست مالیات ملی دریافت کنند ، بلکه از طریق برنامه ریزی منطقی یا حسابداری دقیق به تجارت اقتصادی مودیان اشاره دارد. برخی از بارهای اضافی غیرضروری با حسابداری ، انجام اظهارنامه و سایر تعهدات پس انداز می شود.

 

برخی از مودیان مالیات فاقد دانش مربوطه هستند و حتی اگر پول بیشتری را بپردازند متوجه نمی شوند. علاوه بر این ، بیشتر مودیان مالیاتی از سیاستهای ترجیحی مالیاتی مهم فعلی در چین استفاده معقول نکرده اند. بنابراین ، شرکت ها برای برنامه ریزی مالیاتی به مشاوران حرفه ای مالیات نیاز دارند. یک برنامه ریزی می تواند بعضی اوقات ده ها هزار ، صدها هزار ، میلیون ها یا حتی ده ها میلیون مالیات برای شرکت ها صرفه جویی کند.

برنامه ریزی مالیاتی نوعی پس انداز قانونی مالیات است ، مادامی که برنامه ریزی مالیاتی خلاف قوانین و مقررات کنونی کشور ما نباشد ، پس این مجاز است که اساساً با فرار مالیاتی غیرقانونی متفاوت است. بسیاری از مالیات دهندگان سیاست مالیات ملی را درک نمی کنند و درک نمی کنند. اگرچه اداره مالیات همچنین دارای شرکتهای مشاوره مرتبط برای پاسخگویی به سوالات  مودیان است ، اما آنها به اندازه برنامه ریزی مالیاتی که توسط مأموران مالیاتی ارائه می شود حرفه ای و هدفمند نیستند. می توان گفت که برنامه ریزی مالیاتی این است که منابع قوانین مالیاتی برای راهنمایی مودیان برای پرداخت راحتتر مالیات استفاده کامل می کند.

 

 ۳- مشاوران مالیاتی می توانند به راحتی خطرات مالیاتی شرکت ها را حل کنند:

 

شرکت ها غالباً فقط به هزینه های عملیاتی اهمیت می دهند اما قادر به کنار آمدن با هزینه های مالیاتی نیستند. در واقع ، ضرر هزینه های مالیاتی بسیار بیشتر از هزینه های عملیاتی است. مشاوران مالیاتی پل ارتباطی بین مدیریت تولید شرکت و مدیریت مالیات هستند. در شرایط سیاست مالیاتی که به سرعت در حال تغییر است ، شرکت ها باید راه هایی برای حفظ توانایی کنترل و کنترل هزینه های مالیاتی و خطرات مالیاتی پیدا کنند. با این حال ، پرسنل حسابداری عادی شرکت ها درک عمیقی از دانش مالیات ندارند و آموزش مجدد شرکت وقت گیر و کارگر خواهد بود. برعکس ، اگر شرکتی خدمات مشاوره مالیاتی شرکت حسابداری آرمان پرداز خبره  را انتخاب کند ، اغلب نتایج غیر منتظره ای را برای شرکت به همراه خواهد داشت.

مالیات در مدیریت مشاغل موقعیت محوری دارد و نقش تعیین کننده ای در تصمیم گیری شرکت ها دارد. حسابداران شرکت ها عموماً دانش مالیاتی ندارند و مشاوران مالیاتی بهترین مکمل مالیات شرکت ها هستند. از منظر عملکرد کلی بنگاه اقتصادی ، مشاوران مالیاتی از توانایی های کمکی خاصی برای بنگاه ها برای کنترل ریسک های مالیاتی ، کنترل هزینه های مالیاتی و مدیریت تولید و مدیریت مالیات برخوردارند.

مراجع حل اختلاف مالیاتی

۱ـ حسابرسی کل مالیاتی (ممیز مالیاتی) که اصطلاحا به آن هیأت ماده ۲۳۸ ق.م.م نیز می­گویند در قانون مالیات بر ارزش افزوده مطابق ماده ۲۹ آن قانون است و در حقیقت اولین مرجع حل اختلاف مالیاتی همین ماده ۲۳۸ ق.م.م و یا ۳۹ قانون مالیات بر ارزش افزوده است.

۲ـ هیأت­های اختلاف مالیاتی اعم از هیأت حل اختلاف مالیاتی بدوی

۳ـ هیأت حل اختلاف مالیاتی تجدید نظر

۴ـ شورای عالی مالیاتی

۵ـ هیأت حل اختلاف مالیاتی موضوع ماده ۲۱۶ ق.م.م

بر طبق ماده ۳۳ قانون مالیات بر ارزش افزوده، مرحله دادرسی شورای عالی امنیتی در نظام مالیات بر ارزش افزوده ندارد.

۶ـ هیأت حل اختلاف ۳ نفری ماده ۲۵۱ مکرر ق.م.م ( که به آن هیأت ۲۵۱ مکرر یا مرکز عالی دادخواهی و تشخیص صلاحیت حرفه­ای نیز گفته می­شود و این هیأت خارج از سازمان امور مالیاتی و در وزارت اقتصاد و امور دارائی تشکیل می­شود و اعضای این هیأت زیر نظر مستقیم وزیر اقتصاد انتخاب می­شوند).

اشخاص مجاز به حضور در هیأت­های حل اختلاف

بر طبق دستور العمل دادرسی مالیاتی مورخ ۱۳/۱۱/۱۳۸۷ موارد زیر در خصوص حضور نمایندگان یا بستگان مودی در جلسه هیأت حائز اهمیت است:

  • تسلیم مدارک دال بر سمت وکیل یا نماینده قانونی مؤدی به هیأت

هر گاه اعتراض مؤدی توسط مشاور مالیات یا نماینده قانونی او یا ولی یا وارث یا وصی و یا قیمبه عمل آید تصویر مدارکی که اثبات کننده سمت وی باشد باید به پیوست آن ارائه گردد.

  • انتخاب وکیل و حدود اختیارات وی و تعلق حق تمبر

مؤدی می­تواند مشاور مالیات خود را از بین وکلای دادگستری و یا سایر اشخاص به موجب سند رسمی وکالت که در دفتر اسناد رسمی تنظیم می­شود، انتخاب نماید. در این صورت می­بایست حدود اختیارات وی صراحتا در متن وکالتنامه احصاء شود.

تبصره ۱ـ حکم این ماده در خصوص تصریح حدود اختیارات نسبت به نماینده قانونی مؤدی نیز جاری خواهد بود.

تبصره ۲ـ حق تمبر موضوع ماده ۱۰۳ ق.م.م چنانچه محاسبه و پرداخت نشده باشد می­بایست پس از محاسبه توسط کارشناس هیأت طبق ماده مذکور از سوی مؤدی پرداخت و رسید آن تسلیم دبیرخانه هیأت شود و در هنگام رسیدگی توسط هیأت کنترل گردد.

  • اشخاص مجاز به حضور در هیأت

اشخاص مجاز به حضور در هیأت­های حل اختلاف مالیاتی عبارتند از: شخص مؤدی (در مورد اشخاص حقوقی صاحبان امضاء مجاز با ارائه تصویر آخرین روزنامه رسمی)، وکیل مؤدی با ارائه وکالتنامه رسمی، وراث، کارمند حقوق بگیر اشخاص حقوقی با همراه داشتن معرفی نامه از شخص حقوقی با تأیید واحد مالیاتی مربوط.

 

 

(با ارائه مدارک جهت تشخیص هویت نامبردگان). دقت کنید اگر کارمند مؤدی برای شرکت در هیأت حل اختلاف شرکت کند علاوه بر معرفی نامه رسمی از جانب مؤدی (تایپ شده در سربرگ) باید نام وی در لیست بیمه کارگاه یا شرکت باشد و همراه با معرفی نامه باید لیست بیمه را به حوزه مالیاتی ارائه کند.

  • منع وکالت اعضاء هیأت­های حل اختلاف مالیاتی و کارمندان وزارت امور اقتصاد و دارائی و سازمان امور مالیاتی کشور کارمندان وزارت امور اقتصادی و دارائی و سازمان امور مالیاتی کشور در دوره خدمت یا آمادگی خدمت و اعضاء هیأت­هیا حل اختلاف مالیاتی نمی­تونند به عنوان وکیل یا نماینده مؤدی در جلسات هیأت­های حل اختلاف مالیاتی حاضر شوند.

 

  • اگر شما قصد ارائه وکالت رسمی به نماینده خود جهت انجام امور مالیاتی دارید متن زیر پیشنهاد می­شود. دقت کنید متن زیر را به دفتر اسناد رسمی ارائه تا دفتر اسناد اقدام به سدور وکالت رسمی کند. حتی می­توانید تاریخ وکالت را نامحدود تعیین کنید یعنی تا هر زمان که مشاور مالیات را عزل نکردید می­تواند از جانب شما امور مالیاتی را انجام دهد.

مشاور مالیاتی در موارد ذیل حق وکالت دارد وموارد ذیل را پیگیری می کند

 

: مراجعه به وزارت و ادارات امور اقتصادی و دارائی، سر ممیزی­های مالیاتی، حوزه­های مالیاتی، شورای عالی مالیاتی، سازمان امور مالیاتی، هیئت­های حل اختلاف مالیاتی و اتحادیه و احتمالا دادستانی انتظامی مالیاتی جهت انجام کلیه امور مالیاتی اعم از تسلیم اظهارنامه، شرکت در کمیسیون­های بدوی و تجدید نظر و اخذ اخطارها، قبول یا رد اعلام تشخیص­ها، اعتراض به آراء کمیسیون­های تشخیص، تجدید نظر خواهی، جوابگویی و دفاع از حقوق موکلین، اعتراض به آراء، صادره از طریق شورای عالی مالیاتی خصوصا در ارتباط با ماده ۲۵۱ مکرر و ۲۱۶ و بند ۳ ماده ۹۷ قانون مالیات­های مستقیم با حق تقدیم دادخواست به دیوان عدالت اداری

 

 

در همین رابطه با داشتن اختیارات مندرج در مواد ۳۵ و ۳۶ آئین دادرسی مدنی و در ارتباط با طرح دعاوی با حق انتخاب وکلاء دادگستری و عزل و نصب ایشان، درخواست اعلام و اجرای رأی شورا یا رأی دیوان عدالت اداری و مراجعه به دوایر وصول و اجراء مالیاتی، نهایتا تأدیه مالیات­ها و عوارض و سایر حقوق مربوطه ول به صورت تقسیط، درخواست تقسیط، دریافت اضافه پرداختی، انعقاد هر نوع توافق قانونی با ادارات دارایی و اخذ مفاصا حساب­ها، گواهی­ها و مجوزها، تسلیم یا اخذ اسناد و مدارک از اصل یا رونوشت و کپی، به طور کلی اقدام به امری که از لواز انجام مورد وکالت باشد حتی اموری که در این وکالتنامه پیش بینی نشده باشد.

حدود اختیارات: مرقوم در خصوص انجام موارد مشاور مالیات  به نحو فوق دارای اختیارات تام می­باشد.

  • موارد خوداری از رسیدگی توسط اعضاء هیأت­های حل اختلاف مالیاتی

اعضاء هیأت حل اختلاف مالیاتی، در موارد  زیر باید از رسیدگی خودداری نمایند همچنین مؤدی یا نماینده اداره امور مالیاتی نیز، می­تواند رد عضو یا اعضاء هیأت حل اختلاف مالیاتی را درخواست نماید:

الف) قرابت نسبی یا سببی تا درجه سوم از هر طبقه بین اعضاء هیأت حل اختلاف مالیاتی با مؤدی.

ب) عضو یا اعضاء هیأت حل اختلاف مالیاتی، قیم یا مخدوم مؤدی باشند و یا مؤدی مباشر یا متکفل امور عضو هیأت با همسر او باشد.

ج) عضو هیأت یا همسر یا فرزند او، وارث مؤدی باشد.

د) عضو هیأت ـ پیشتر ـ در موضوع اعتراض مؤدی به عنوان عضو یا کارشناس یا گواه یا مأمور مالیاتی اظهار نظر کرده باشد.

هـ) بین عضو هیأت حل اختلاف مالیاتی و مؤدی و یا همسر و یا فرزند آنها دعوای حقوقی یا کیفری مطرح باشد و یا پیشتر مطرح بوده و از تاریخ صدور حکم دو سال نگذشته باشد.

و) وجود رابطه شراکت بین عضو هیأت حل اختلاف مالیاتی با مؤدی و چنانچه، مؤدی شخص حقوقی باشد: سهامدار، نماینده یا عضو هیأت مدیره یا مدیر عامل یا بازرس قانونی بودن اعضاء هیأت حل اختلاف مالیاتی مانع از رسیدگی آنها خواهد بود.

ز) عضو هیأت یا همسر یا فرزند او دارای نفع شخصی در موضوع مطروحه یا مورد رسیدگی باشند.

 

ـ در موارد یاد شده، عضو هیأت با صدور قرار خودداری از رسیدگی، با ذکر جهت قانونی آن، از امور هیأت­های حل اختلاف مالیاتی ذیربط درخواست می­نماید تا عضو دیگری را که از موارد خودداری رسیدگی به دور باشد برای رسیدگی معرفی نماید. چنانچه، به هر دلیل قانونی امکان تعیین اعضاء هیأت حل اختلاف مالیاتی میسر نباشد، پرونده برای رسیدگی به نزدیکترین هیأت حل اختلاف مالیاتی شهر یا محلی که با محل مزبور در محدوده یک استان باشد ارجاع می­شود.

 

نحوه محاسبه حق تمبر موضوع ماده ۱۰۳ ق.م.م

راهبرد مشاور مالیاتی

مالیات حق الوکاله موضوع ماده ۱۰۳ قانون مالیات­های مستقیم است. توجه کنید طبق مفاد ماده ۱۰۳ ق.م.م دو نوع مالیات حق الوکاله داریم:

۱ـ بر طبق ماده ۱۰۳ قانون مالیات­های مستقیم، وکلای دادگستری که در محاکم قضائی (دادگاه­ها) وکالت می­کنند مکلف هستند ۵% از رقم حق الوکاله خود را تمبر الصاق و ابطال نمایند. این ۵% به عنوان علی الحساب (پیش پرداخت) مالیاتی محسوب می­شود و بعدا در زمان رسیدگی اظهارنامه عملکرد از درآمد مشمول مالیات کسر خواهد شد.

راهبرد مشاور مالیاتی

۲ـ مالیات حق الوکاله دعاوی مطروحه در محاکم غیر قضائی (مانند کمیسیون ماده ۱۰۰ شهرداری، هیأت­های حل اختلاف مالیاتی و …)

بر طبق مفاد ماده ۱۰۳ قانون مالیات­های مستقیم میزان حق الوکاله دعاوی مطروحه در محاکم غیر قضائی به شرح جدول زیر تعیین و ۵% آن تمبر باطل خواهد شد.

تا ۱۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال ما به الاختلاف ۵%

تا ۳۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال ما به الاختلاف نسبت به مازاد ۱۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال ۴%

از ۳۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال ما به الاختلاف به بالا نسبت به مازاد ۳۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال ۳%

  • مفاد این بند برای تمام افرادی که چه وکیل دادگستری باشند و چه وکالت محضری (تنظیم شده در دفاتر اسناد رسمی) داشته باشند جاری است جز برای کارمندان مؤدی، پدر، مادر، برادر، خواهر، پسر، دختر، نوه و همسری مؤدی.

نکته: مطابق رأی شورای عالی مالیاتی به شماره ۳۰/۴/۱۱۸۸۵ مورخ ۱۳/۱۰/۱۳۷۱ منظور از ما به الاختلاف تفاوت مبلغ مالیات مورد قبول مؤدی با مالیات مطالبه شده توسط مراجع ذیربط است و تفاوت مذکور باید به عنوان مابه الاختلاف مبنای محاسبه ابطال تمبر قرار گیرد.

مثال: شخصی وکالت شرکتی را جهت امور مالیاتی پذیرفته است. مالیات مورد قبول مؤدی ۱۵٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال و مالیات مطالبه شده ۳۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال است. مطلوب است محاسبه مالیاتی حق الوکاله؟

 

با توجه به جدول فوق مشاور مالیات به صورت زیر محاسبه می کند:

 

۵۰۰٫۰۰۰=۰٫۰۵*۱۰٫۰۰۰٫۰۰۰

۲۰۰٫۰۰۰=۰٫۰۴*(۱۰٫۰۰۰٫۰۰۰-۱۵٫۰۰۰٫۰۰۰)

۷۰۰٫۰۰۰=۲۰۰٫۰۰۰+۵۰۰٫۰۰۰

۳۵٫۰۰۰=۰٫۰۵*۷۰۰٫۰۰۰

مبلغ مورد نظر برای محاسبه حق تمبر ۱۵٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال است (ما به الاختلاف مالیات مطالبه شده وو مالیات مورد قبول مؤدی) و این مبلغ در محدوده دوم قرار می­گیرد چون از ۱۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال بیشتر و از ۳۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال کمتر است.

پس مالیات حق الوکاله دعاوی فوق بابت ۱۵٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال معادل ۳۵٫۰۰۰ ریال می­شود. دقت کنید بعد از اینکه مالیات مطالبه شده را طبق جدول محاسبه کردیم در عدد ۵% ضرب می­کنیم تا مالیات حق الوکاله محاسبه شود. در واقع این ۵% همان نرخ اصلی ماده ۱۰۳ قانون مالیات­های مستقیم است.

ثبت حسابداری مالیات حق الوکاله به شرح زیر است:

هزینه مالیات حق الوکاله ۳۵٫۰۰۰

صندوق / جاری شرکا/ تنخواه ۳۵٫۰۰۰

راهبرد مشاور مالیاتی

مراحل اعتراض مشاور مالیات در پرونده مالیاتی

راهبرد مشاور مالیاتی

در این قسمت مراحل دادرسی و در واقع چگونگی اعتراض مؤدیان به پرونده مالیاتی آموزش داده می­شود. این قسمت از مهمترین امور بین مؤدی و سازمان امور مالیاتی می­باشد و توصیه می­شود همه این قسمت را کامل و با دقت مطالعه کنید.توجه:منظور از ابلاغ قانونی (ابلاغ غیابی) برگ تشخیص یعنی مودی از رویت و امضاء برگ تشخیص خودداری (استنکاف) کند .
یا مودی در محل حضور نداشته باشد (مانند تعطیلی شرکت، مسافرت و …) در این صورت واحد مالیاتی برگ تشخیص را بدون امضاء و رویت مودی ابلاغ می­کند.در واقع حوزه مالیاتی به علت عدم دسترسی به مودی و یا بستگان وی مبادرت به ابلاغ قانونی می­کند. دقت کنید مطابق ماده ۲۳۹ ق.م.م زمانی که برگ تشخیص ابلاغ قانونی شود مؤدی در حکم معترض به برگ تشخیص است.
راهبرد مشاور مالیاتی
و پرونده وی به دبیرخانه هیأت حل اختلاف مالیاتی ارسال می­شود.دقت کنید بر طبق تبصره ماده ۲۳۹ ق.م.م چنانچه ابلاغ قانونی صورت گرفته باشد و مودی ظرف ۳۰ روز از تاریخ ابلاغ قانونی اعتراض کتبی خود را ارائه نکند پرونده به هیأت حل اختلاف مالیات ارسال می­شود. مگر اینکه ظرف ۳۰ روز از تاریخ ابلاغ قانونی برگ تشخیص (برگ ارزیابی) طی نامه کتبی قبولی خود را نسبت به برگ تشخیص اعلام و یا با حسابرس کل مالیاتی توافق کند.

در مقابل ابلاغ قانونی ابلاغ واقعی (ابلاغ به مودی) وجود دارد. در این نوع ابلاغ که تقریبا همه ما مواجه بودیم برگ تشخیص را رویت و امضا می­کنیم و می­توانیم در مهلت مقرر به آن اعتراض و یا قبولی خود را نسبت به آن اعلام کنیم.

توجه:

منظور از اصطلاح رفع تعرض یعنی کل درآمد مشمول مالیات تعیین شده در مراحل قبل (اعم از مرحله برگ تشخیص یا هیأت­های حل اختلاف قبلی (صفر) شود.

منظور از تعدیل یعنی کاهش درآمد مشمول مالیات تعیین شده است.

۱ـ مرجع حل اختلاف موضوع ماده ۲۳۸ ق.م.م (۲۹ قانون مالیات بر ارزش افزوده)

بعد از ابلاغ برگ تشخیص (برگ ارزیابی) به مؤدی دو حالت زیر وجود دارد:

۱ـ مؤدی ظرف ۳۰ روز از تاریخ ابلاغ برگ تشخیص به وی اعتراض نکند (سکوت مؤدی) که در این حالت مالیات مؤدی، قطعی خواهد شد و مؤدی مطابق ماده ۲۱۰ ق.م.م بعد از صدور برگ قطعی مالیات، ۱۰ روز فرصت دارد که مالیات مطالبه شده (قطعی شده) را پرداخت کند. در غیر این صورت پرونده وی به اداره وصول و اجرا سازمان امور مالیاتی ارسال و برگ اجرایی برای مؤدی صادر می­شود و وی باید ترتیب پرداخت مالیات را انجام دهد.

توجه:

  • در قانون مالیات بر ارزش افزوده مهلت اعتراض به برگ مطالبه/ استرداد ارزش افزوده ۳۰ روز از تاریخ ابلاغ به مؤدی می­باشد.
  • در نظام مالیات بر ارزش افزوده به برگ تشخیص، برگ مطالبه / استرداد ارزش افزوده گفته می­شود.

۲ـ اگر مؤدی ظرف مدت ۳۰ روز از تاریخ ابلاغ برگ تشخیص ـ برگ ارزیابی ـ (۲۰ روز در قانون مالیات بر ارزش افزوده) به آن اعتراض کند در این صورت دو حالت زیر اتفاق می­افتد:

الف) ابتدا پرونده مورد اعتراض در این مرجع حل اختلاف مطرح می­شود که اصطلاحا به آن هیأت ۲۳۸ یا مرحله توافق با حسابرس کل مالیاتی (رئیس امور مالیاتی یا ممیز کل سابق) گفته می­شود. اگر مؤدی یا مشاور مالیات از طف مودی که وکالت تام اختیار از مودی داشته باشد می تواند  با حسابرس کل مالیاتی به توافق برسند و مدارک و دلایل ارائه شده مودی مورد قبول حسابرس کل مالیاتی قرار گیرد. حسابرس کل مالیاتی (ممیز کل) نظر خود را در پشت برگ تشخیص درج و پرونده را برای صدور برگ قطعی به واحد عملیاتی ارجاع می­شود.

راهبرد مشاور مالیاتی

ب) اما اگر دلایل و مدارک مؤدی ویا مشاور مالیات که وکیل مودی می باشد  مورد قبول حسابرس کل مالیاتی قرار نگیرد، وی نظر خود را در پشت (ظهر) برگ تشخیص درج و پرونده جهت طرح در هیأت­های حل اختلاف مالیاتی (هیأت بدوی) به دبیرخانه هیأت حل اختلاف مالیاتی ارسال می­شود. (البته به شرط اینکه مؤدی درخواست احاله پرونده به هیأت حل اختلاف مالیاتی را داشته باشند).

 

* بر طبق بخشنامه­های ۱۰۰۸۵ مورخ ۳۰/۳/۱۳۸۰ و ۱۰۶۲۴/۲۰۰ مورخ ۰۷/۰۴/۱۳۸۹ تأکید فراوانی بر رسیدگی اعتراضات توسط حسابرس کل مالیاتی (ممیز کل) داشتند و تعدیل مبنای محاسبه مالیات (مأخذ مشمول مالیات) محدود به درصد خاصی نیست (مثلا ۲۰% یا ۳۰% یا از این ارقام که بعضا شاهد آن هستیم) و حتی حسابرس کل مالیاتی می­تواند برگ تشخیص را رد یا درآمد مشمول مالیات را تعدیل نماید و انجام این کار باعث کاهش قابل ملاحظه پرونده ­ها به هیأت­های حل اختلاف می­شود.

 

بعد از هیأت ۲۳۸ ق.م.م مرحله بعد (هیأت بدوی ) شروع می­شود که در زیر توضیح کامل داده شده است.

۲ـ هیأت حل اختلاف مالیاتی بدوی (موضوع ماده ۲۴۴ ق.م.م)

قبل از اینکه وارد مبحث دادرسی هیأت حل اختلاف بدوی شویم درباره نماینده بند ۳ ماده ۲۴۴ توضیحاتی را ارائه می­کنم.

  • توجه کنید مؤدی می­تواند درخواست کند که نماینده وی (نماینده بند ۳ ماده ۲۴۴ ق.م.م) در جلسه هیأت حل اختلاف مالیاتی حضور پیدا کند اما این نماینده به معنای تعیین یک فرد خاص نیست بلکه یک فردی به انتخاب سازمان امور مالیاتی و از صنف یا سازمان مورد درخواست مؤدی است.

مثلا اگر شغل مؤدی طلا فروشی باشد می­تواند درخواست دهد که نماینده از اتحادیه طلا و جواهر در جلسه هیأت حضور داشته باشد و یا می­تواند درخواست دهد نماینده وی از جامعه حسابداران رسمی انتخاب شود.

راهبرد مشاور مالیاتی

  • مطابق بند ۳ ماده ۲۴۴ ق.م.م مؤدی می­تواند نماینده خود را از مراجع زیر انتخاب کند:

  1. اتاق بازرگانی و صنایع و معادن
  2. اتاق تعاون
  3. جامعه حسابداران رسمی
  4. مجامع حرفه­ای (مانند سازمان نظام پزشکی، سازمان دامپزشکی، انجمن دارو سازان و ….)
  5. تشکل­های صنفی (اتحادیه­های صنفی مانند اتحادیه لوازم التحریر، اتحادیه پوشاک، اتحادیه آهن فروشان و …)
  6. شورای اسلامی شهر
  • نکته بسیار مهم این است که زمانی مؤدی می­تواند درخواست نماینده بدهد که:

۱ـ برگ تشخیص عملکرد یا برگ مطالبه / استرداد ارزش افزوده ابلاغ به مؤدی (ابلاغ واقعی) باشد و اگر ابلاغ قانونی شده باشد از این حق محروم می­شود و سازمان امور مالیاتی راسا نماینده بند ۳ ماده ماده ۲۴۴ ق.م.م را انتخاب می­کند.

۲ـ در مهلت قانونی ۳۰ روزه و یا ۲۰ روزه (برای مالیات بر ارزش افزوده) درخواست خود را اعلام کند.

۳ـ دقت کنید مؤدی حتما باید در آخر متن اعتراض خود یا لایحه دفاعیه درخواست نماینده خود را بنویسید و حتما به واحد مالیاتی اعلام کند در سیستم ثبت شود.

  • نماینده انتخابی مؤدی در هیأت­های بدوی، تجدید نظر می­تواند حاضر شود و در هیأت­های ۲۳۸ ق.م.م هیأت ۲۵۱ مکرر و شورای عالی مالیاتی چنین امکانی برای مؤدی وجود ندارد.

  • جلسات هیأت­های حل اختلاف با حضور ۳ نفر رسمیت می­یابد (نماینده سازمان امور مالیاتی، قاضی و نماینده مؤدی) و رأی هیأت­هیا مذبور با اکثریت آراء اعضا قطعی و لازم الاجرا است ولی نظر اقلیت باید در متن رأی درج شود.

 

  • دقت کنید اگر هر یک از اعضاء در جلسات هیأت حل اختلاف حضور نداشته باشد جلسه رسمیت ندارد. به خصوص زمانی که نماینده بند ۳ ماده ۳۰۴ ق.م.م که مؤدی انتخاب کرده اگر در جلسه حضور نداشته باشد، مؤدی می­تواند درخواست عدم رسمیت و تشکیل جلسه برای زمان دیگری درخواست کند.

راهبرد مشاور مالیاتی

  • اکنون مرحله دادرسی در هیأت بدوی را شرح می­دهم.

 

بعد از ارسال پرونده از اداره امور مالیاتی به دبیرخانه هیأت حل اختلاف مالیاتی، تعیین وقت صورت می­گیرد و مؤدی  ویا مشاور مالیات که وکیل قانونی  مودی می باشددر وقت تعیین شده در جلسه هیأت بدوی حاضر می­شود و دلایل و مدارک خود را ارائه می­دد و دو حالت زیر اتفاق می­افتد:الف) اگر هیأت حل اختلاف مالیاتی بدوی دلایل و مدارک مؤدی را قبول کند مالیات وی را تعدیل و یا رفع تعرض می­کند وگرنه تعدیلی در مالیات صورت نمی­گیرد و همان نظر حساب رس کل مالیاتی و یا گروه رسیدگی مالیاتی تأیید می­شود.

 

ب) چنانچه مؤدی رأی هیأت بدوی را قبول کند، پرونده وی جهت صدور برگ قطعی به حوزه مالیاتی ارجاع می­شود و اگر مؤدی به رأی هیأت بدوی معترض باشد باید ظرف ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ رأی هیأت بدوی به وی، اعتراض خود را به واحد مالیاتی مربوطه ارائه کند. بعد از اعتراض کتبی مؤدی به رأی هیأت بدوی، پرونده وی برای رسیدگی به هیأت حل اختلاف تجدید نظر موضوع ماده ۲۴۷ ق.م.م ارسال می­شود.

* مهلت ۲۰ روزه فوق برای اعتراض به رأی هیأت بدوی برای قانون مالیات مستقیم و قانون مالیات بر ارزش افزوده یکسان است.

 

* مؤدی می­توند هم زمان از رأی هیأت­های حل اختلاف مالیاتی (اعم از بدوی، تجدید نظر، شورای عالی مالیاتی، ۲۱۶ و ۲۵۱ مکرر) ظرف ۳ ماه از تاریخ ابلاغ رأی به دیوان عدلت اداری شکایت کند. این مهلت برای افراد خارج از کشور ۶ ماه است. یعنی هم می­تواند اعتراض خود را در هیأت بدوی و هم در دیوان عدالت اداری مطرح کند و مسلما رأیی که توسط دیوان عدالت اداری صادر می­شود نافذتر و مقدم­تر نسبت به رأی هیأت حل اختلاف مالیاتی است. در قسمت­های بعدی کتاب نکات مهمی را درباره دستور موقت توضیح خواهم داد.

راهبرد مشاور مالیاتی

* بر طبق ماده ۲۴۷ ق.م.م مامور مالیاتی می­تواند به رأی هیأت بدوی اعتراض کند که در این صورت پرونده مجددا در هیأت تجدید نظر حل اختلاف مالیاتی مطرح و فقط به ادعای آن طرف رسیدگی و رأی صادر خواهد شد. در اینجا منظور از مأمور مالیاتی فقط حسابرس کل مالیاتی (ممیز کل) نیست بلکه می­تواند ممیز (حسابرس) یا سر ممیر نیز باشد.

* همچنین بر طبق ماده ۲۵۱ و ۲۵۶ ق.م.م مأمور مالیاتی می­تواند به رأی هیأت تجدید نظر اعتراض کرده و پرونده در شورای عالی مالیاتی مطرح شود.

بعد از هیأت بدوی مرحله بعد (هیأت تجدید نظر) شروع می­شود که در زیر توضیح کامل داده شده است.

۳ـ هیأت حل اختلاف مالیاتی تجدید نظر (موضوع ماده ۲۴۷ ق.م.م)

بعد از اعتراض مؤدی  ویا وکیل مالیاتی مودی به رأی هیأت حل اختلاف مالیاتی بدوی، پرونده مؤدی به هیأت حل اختلاف تجدید نظر ارسال می­شود که دو حالت زیر ممکن است رخ دهد:

الف) در جلسه هیأت حل اختلاف مالیاتی تجدید نظر مانند هیأت بدوی چنانچه دلایل و مدارک مؤدی مورد قبول هیأت تجدید نظر قرار گیرد مالیات مؤدی تعدیل و یا رفع تعرض خواهد شد. چنانچه دلایل و مدارک مؤدی مورد قبول هیأت تجدید نظر قرار نگیرد تغییری در مالیات مؤدی داده نمی­شود و رأی هیأت بدوی مورد تأیید قرار می­گیرد.

ب) در صورتی که مؤدی رأی هیأت تجدید نظر را قبول کند، پرونده وی به واحد مالیاتی ارجاع شده و برگ قطعی مالیاتی مؤدی صادر خواهد شد و در صورتی که مؤدی به رأی هیأت تجدید نظر معترض باشد باید ظرف ۳۰ روز از تاریخ ابلاغ رأی هیأت تجدید نظر به وی، اعتراض کتبی خود را به واحد مالیاتی مربوطه ارائه کند. (مهلت ۳۰ روزه فوق برای مالیات عملکرد و مالیات و ارزش افزوده یکسان است.)

* دقت کنید اعتراض مؤدی ویا مشاور مالیات مودی  به رأی هیأت تجدید نظر در شورای عالی مالیاتی بررسی می­شود و همان طور که در قسمت قبلی توضیح دادم هم زمان می­تواند به دیوان عدالت اداری شکایت کند.

توجه راهبرد مشاور مالیاتی

بر طبق تبصره ۴ ماده ۲۴۷ ق.م.م مؤدی می­تواند از آراء هیأت­های حل اختلاف مالیاتی تجدید نظر به شورای عالی مالیاتی شکایت کند. همچنین مؤدی می­تواند هم زمان از آراء هیأت­های حل اختلاف مالیاتی به دیوان عدالت اداری نیز شکایت کند. در قسمت­های بعدی کتاب بیشتر در این مورد صحبت می­کنم اما نمی­توان از رأی هیأت بدوی به شورای عالی مالیاتی شکایت کرد.

 

  • توجه کنید زمانی که مؤدی به رأی هیأت حل اختلاف بدوی معترض باشد باید مالیات مورد قبول خود را پرداخت کند و سپس نسبت به مالیات مازاد اعتراض خود را ارائه کند. مثلا اگر مبلغ ۱۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال مالیات مطالبه شده باشد ولی مؤدی مبلغ ۶۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال مورد قبول وی است باید مبلغ ۶۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال را پرداخت و بابت مابقی اعتراض خود را ارائه کند.

 

  • بر طبق تبصره ۶ ماده ۲۴۷ ق.م.م اگر هیأت تجدید نظر شکایت مؤدی را نسبت به رأی هیأت بدوی رد کند معادل یک درصد (۱%) تفاوت مالیات موضوع تفاوت مالیات موضوع رأی و مالیات ابرازی مؤدی در اظهارنامه تسلیمی به عنوان هزینه رسیدگی مطالبه می­شود.

 

همچنین این حکم در مواردی که شورای عالی مالیاتی شکایت مؤدی نسبت به رأی هیأت تجدید نظر را رد کند جاری خواهد بود.

 

مثلا فرض کنید هیأت بدوی مبلغ ۱۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال را به عنوان مالیات در رأی خود صادر کرده است و مؤدی به هیأت تجدید نظر شکایت می­کند. هیأت تجدید نظر این شکایت را مردود اعلام می­کند. از طرفی مؤدی در اظهارنامه عملکرد خود مبلغ ۵۰۰٫۰۰۰ ریال مالیات ابراز کرده است. در اینجا واحد مالیاتی بر طبق تبصره ۶ ماده ۲۴۷ ق.م.م به صورت زیر عمل می­شود:

۹۹٫۵۰۰٫۰۰۰=۵۰۰٫۰۰۰-۱۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰

۹٫۹۵۰٫۰۰۰=۹۹٫۵۰۰٫۰۰۰×۱%

۹٫۹۵۰٫۰۰۰ ریال به عنوان هزینه رسیدگی مطالبه می­شود.

دقت کنید حکم تبصره فوق فقط برای رد شکایت توسط هیأت حل اختلاف تجدید نظر و شواری عالی مالیاتی است.

  • هیأت­های حل اختلاف مالیاتی، شبه قضائی محسوب می­شوند چرا که از ۳ عضو هیأت فقط یک نفر آن قاضی است و در ثانی این جلسات زیر نظر مستقیم قوه قضائیه نیست. مثلا دیوان عدالت اداری یک مرجع کاملا قضائی محسوب می­شود چرا که تمام اعضای آن از قضات هستند و در ثانی دیوان عدالت زیر نظر مستقیم قوه قضائیه فعالیت می­کند.

نکته حقوقی ـ رسیدگی شکلی و رسیدگی ماهوی (ماهیتی)

رسیدگی شکلی: دادگاه وارد ماهیت دعوی نمی­شود بلکه شکل و فرم و در واقع ظاهر شرایط قانونی طرح دعوی را مورد ملاحظه قرار می­دهد. مثلا آیا خواهان سمت دارد یا خیر. آیا بخشنامه­ها یا قوانین رعایت شده­اند یا خیر.

رسیدگی ماهوی (ماهیتی): دادگاه به اصل موضوع دعوی می­پردازد و دلایل طرفین را برای تشخیص حق از ناحق مورد ارزیابی قرار می­دهد. تصمیم دادگاه در رسیدگی ماهوی به صورت حکم می­باشد.

منظور از رأی همان قرار یا حکم است یعنی قرار یا حکم دادگاه را رأی گویند.

راهبرد مشاور مالیاتی

رسیدگی ماهوی خود بر دو نوع است: رسیدگی موضوعی و رسیدگی حکمی.

راهبرد مشاور مالیاتی

رسیدگی موضوعی: دادگاه باید تشخیص دهد ماهیت دعوی چیست برای مثال بیع است یا صلح. این رسیدگی دادگاه رسیدگی موضوعی است اما دادگاه باید بعدا حکم قضیه را صادر نماید.رسیدگی حکمی: رسیدگی وقتی حکمی است که دادگاه حکم صادر می­کند.اصحاب دعوا در رسیدگی موضوعی دخالت می­کنند و رسیدگی حکمی با قاضی است. به بیان دیگر (اثبات مسائل موضوعی با اصحاب دعوا و اثبات مسائل حکمی با دادگاه است.)

  • مشاور مالیات باید دقت کند که  رسیدگی شورای عالی مالیاتی و دیوان عدالت اداری به صورت شکلی است و نمی­توانند ماهیت پرونده شده و مالیات را تعدیل یا رفع تعرض کنند بلکه فقط می­توانند آراأ هیأت­های حل اختلاف را از لحاظ نقض قانون و یا نقص رسیدگی (رسیدگی شکلی) مورد بررسی قرار دهند و اگر یکی از موارد فوق (نقض قانون و یا نقض رسیدگی) اتفاق افتاده باشد پرونده را برای رسیدگی مجدد مطابق رأی شورای عالی مالیاتی با دیوان عدالت اداری، به هیأت هم عرض (موضوع ماده ۲۵۷ ق.م.م) ارجاع می­دهند.
  • مفهوم نقض قانون و نقض رسیدگی

۱ـ نقض رسیدگی

فرض کنید مؤدی به ۳ مورد از گزارش رسیدگی ممیز واحد رسیدگی ممیز واحد مالیاتی اعتراض کرده است و هیأت بدوی حل اختلاف مالیاتی به ۲ مورد آن رسیدگی و رأی صادر کرده است. در اینجا نقض رسیدگی اتفاق اگر دقت کافتاده است چرا که به ۲ مورد از ۳ مورد اعتراض مؤدی رسیدگی شده است و مؤدی می­تواند بابت نقض رسیدگی به دیوان عدالت اداری شکایت کند.

راهبرد مشاور مالیاتی

البته می­تواند به هیأت حل اختلاف تجدید نظر نیز مراجعه کند. بر طبق بخشنامه ۱۰۰۸۵ مورخ ۳۰/۳/۱۳۸۰ و ماده ۲۴۸ ق.م.م آراء هیأت باید متضمن دلایل کافی باشد و هیأت نباید رأی کلی دهد به عبارتی نباید کلی گویی کند. همچنین بر طبق بخشنامه فوق که یکی از بخشنامه­های عالی در زمینه مالیات می­باشد، تأکید فراوان کرده آراء هیأت­ها علاوه بر ذکر دلایل کافی جنبه آموزشی نیز داشته باشد تا باعث ارتقاء سطح دانش ممیزان شود.

  • مشاور مالیات از آراء هیأت بدوی نمی  تواند  به شورای عالی مالیاتی شکایت کرد ولی می­توان به دیوان عدالت اداری شکایت کرد.

راهبرد مشاور مالیاتی

۲ـ نقض قوانین و مقررات

 

فرض کنید مؤدی که یک بیمارستان است بر روی صورت حساب­های صادره کد ملی بیماران را درج نکرده است و به همین جهت ممیز رسیدگی درآمد را از طریق علی الرأس محاسبه کرده است یعنی در صورت مجلس خود عبارت “عدم صدور صورت حساب” را نوشته است و هیأت بدوی حل اختلاف نیز همین نظر را تأیید کرده و رأی به محاسبه مالیات بیمارستان از طریق علی الرأس داده است.

راهبرد مشاور مالیاتی

در اینجان نقض قوانین و مقررات اتفاق افتاده است چرا که در آئین نامه تبصره ۳ ماده ۱۶۹ ق.م.م صریحا ذکر شده که اگر مشتری مصرف کننده نهایی باشد نیازی به درج کد ملی مشتری بر روی صورت حساب نمی­باشد و بنابراین هیأت حل اختلاف مالیاتی خلاف آئین نامه فوق رأی صادر کرده است یا فرض کنید یکی از پرسنل شرکتی جانباز است و ممیز رسیدگی معافیت مالیات حقوق جانبازان را لحاظ نکرده و مالیات حقوق وی را مطالبه کرده است. مؤدی (یعنی شرکت فوق) به هیأت بدوی حل اختلاف اعتراض کرده و هیأت بدوی نیز ممیز رسیدگی را تأیید کرده است.راهبرد مشاور مالیاتی

مجدد مؤدی به هیأت تجدید نظر اعتراض کرده و هیأت تجدید نیز رأی هیأت بدوی را تأیید کرده است. در اینجا نقض قانون اتفاق افتاده است چرا که بر طبق قانون حمایت حداکثری از ایثارگران و قانون برنامه ششم توسعه ۱۰۰% حقوق و مزایای جانبازان و ایثارگران از مالیات بر حقوق معاف است.

در اینجا مؤدی می­تواند به خاطر نقض قوانین از رأی هیأت تجدید نظر حل اختلاف مالیاتی به شورای عالی مالیاتی یا دیوان عدالت اداری شکایت کند که مرحله بعدی یعنی شورای عالی مالیاتی در شعبه ۴ به طور کامل توضیح داده شده است.

  • همان طور که قبلا گفته شد از آراء هیأت­های بدوی، تجدید نظر، شورای عالی مالیاتی و ۲۵۱ مکرر می­توان ظرف ۳ ماه از تاریخ ابلاغ رأی به مؤدی، به دیوان عدالت اداری شکایت کرد.

۴ـ شورای عالی مالیاتی (موضوع ماده ۲۵۱ ق.م.م)

از مواد ۲۵۲ ق.م.م تا ۲۵۹ ق.م.م مربوط به شورای عالی مالیاتی است. مطابق ماده ۲۵۲ ق.م.م شورای عالی مالیاتی مرکب است از بیست و پنج نفر عضو که از بین اشخاص صاحب نظر، مطلع و مجرب در امور حقوقی، اقتصادی، مالی، حسابداری و حساب رسی که دارای حداقل مدرک تحصیلی کارشناسی یا معادل در رشته­های مذکور می­باشند به پیشنهاد رئیس کل سازمان امور مالیاتی کشور و حکم وزیر امور اقتصادی و دارائی منصوب می­شوند.

 

راهبرد مشاور مالیاتی

&nbs