استاندارد بین‌المللی حسابداری بخش عمومی شماره ۹

حسابداري
 استاندارد بین‌المللی حسابداریبخش عمومی شماره ۸
اردیبهشت ۲۱, ۱۳۹۷
حسابداري
استاندارد بین‌المللی حسابداری بخش عمومی شماره ۱۰
اردیبهشت ۲۱, ۱۳۹۷
استاندارد بين‌المللي حسابداري بخش عمومي شماره 9 درآمدهاي عملياتي حاصل از معاملات مبادله‌اي كميته استانداردهاي حسابداري بين­المللي در "چارچوبي براي تهيه و ارائه صورت‌هاي مالي" سود را بدين صورت تعريف مي­كند. "افزايش در منافع اقتصادي در طی دوره حسابداري به شكل جريانات ورودي يا افزايش دارايي‌ها يا كاهش بدهي­ها كه منجر

استاندارد بين‌المللي حسابداري بخش عمومي شماره 9 درآمدهاي عملياتي حاصل از معاملات مبادله‌اي كميته استانداردهاي حسابداري بين­المللي در "چارچوبي براي تهيه و ارائه صورت‌هاي مالي" سود را بدين صورت تعريف مي­كند. "افزايش در منافع اقتصادي در طی دوره حسابداري به شكل جريانات ورودي يا افزايش دارايي‌ها يا كاهش بدهي­ها كه منجر

 

   استاندارد بین‌المللی حسابداری بخش عمومی شماره ۹ 

درآمدهای عملیاتی حاصل از معاملات مبادله‌ای

 کمیته استانداردهای حسابداری بین­المللی در “چارچوبی برای تهیه و ارائه صورت‌های مالی” سود را بدین صورت تعریف می­کند. “افزایش در منافع اقتصادی در طی دوره حسابداری به شکل جریانات ورودی یا افزایش دارایی‌ها یا کاهش بدهی­ها که منجر به افزایش حقوق صاحبان سهام می‌شود، به استثنای مواردی که به آورده صاحبان سرمایه مربوط است.” تعریف کمیته استانداردهای حسابداری بین­المللی از سود هم درآمدهای عملیاتی و هم سودهای غیرعملیاتی را در بر می­گیرد. این استاندارد از واژه درآمد عملیاتی، که شامل درآمدهای عملیاتی و سودهای غیرعملیاتی است،  استفاده می­کند. اقلام خاص مشخصی که باید به‌عنوان درآمد عملیاتی شناسایی شوند در سایر استانداردها مطرح می­شوند و در دامنه کاربرد این استاندارد نمی­گنجند. برای مثال، سود غیرعملیاتی ناشی از فروش دارایی‌های ثابت مشهود به‌طور خاص در استانداردهای مربوط به دارایی‌های ثابت مشهود مطرح می­شوند و در این استاندارد به آن پرداخته نمی­شود.

هدف این استاندارد تجویز نحوه عمل حسابداری درآمدهای عملیاتی ناشی از معاملات و رویدادهای مبادله­ای است.

مساله اصلی در حسابداری درآمدهای عملیاتی تعیین زمان شناسایی درآمد عملیاتی است. درآمد عملیاتی زمانی شناسایی می­شود که جریان منافع اقتصادی آتی یا توان بالقوه خدمت­رسانی به درون واحد محتمل باشد و این منافع را بتوان به‌گونه­ای اتکاپذیر اندازه­گیری کرد. این استاندارد شرایطی را مشخص می­کند که در آن این معیارها برآورده خواهد شد و در نتیجه درآمد عملیاتی شناسایی خواهد شد. همچنین، رهنمودهای عملی در مورد کاربرد این معیارها فراهم می­کند.

 

دامنه کاربرد

  • هر واحدی که صورت‌های مالی را طبق مبنای تعهدی حسابداری تهیه و ارائه می­کند، باید این استاندارد را در حسابداری درآمدهای عملیاتی ناشی از معاملات و رویدادهای مبادله‌ای زیر بکار گیرد:

الف) ارائه خدمات.

ب) فروش کالاها و

پ) استفاده دیگران از دارایی‌های واحد که سود تضمین شده، درآمد حق امتیاز و سود سهام به بار می­آورد.

  • این استاندارد در مورد کلیه واحد‌های بخش عمومی به استثنای واحدهای تجاری دولتی کاربرد دارد.

  • “مقدمه استانداردهای بین‌المللی حسابداری بخش عمومی” منتشره توسط هیأت استانداردهای بین‌المللی حسابداری بخش عمومی توضیح می‌دهد که واحدهای تجاری دولتی استانداردهای گزارشگری مالی بین‌المللی منتشره توسط هیأت استانداردهای بین‌المللی حسابداری را بکار می‌برند. واحدهای تجاری دولتی، در استاندارد بین‌المللی حسابداری بخش عمومی شماره ۱ “نحوه ارائه صورت‌های مالی” تعریف شده­اند.

  • این استاندارد به درآمد عملیاتی ناشی از معاملات غیرمبادله­ای رسیدگی نمی­کند.

  • واحد‌های بخش عمومی ممکن است درآمدهای عملیاتی را از معاملات مبادله­ای یا غیرمبادله­ای بدست آورند. یک معامله مبادله­ای، معامله­ای است که طی آن واحد دارایی‌ها یا خدماتی را دریافت می­کند، یا بدهی­ها را تسویه می­کند و به‌طور مستقیم ارزش تقریباً یکسانی (عمدتاً به شکل کالاها، خدمات یا استفاده از دارایی­ها) به سایر اشخاص طرف معامله می­دهد. مثال­هایی از معاملات مبادله­ای عبارت­اند از:

الف) خرید یا فروش کالاها یا خدمات، یا

ب) اجاره دارایی‌های ثابت مشهود به نرخ­های بازار

  • در تمایز بین درآمدهای عملیاتی مبادله­ای و غیرمبادله­ای، رحجان محتوی بر شکل معامله باید مدنظر قرار گیرد. مثال­هایی از معاملات غیرمبادله­ای عبارت­اند از درآمدهای عملیاتی ناشی از استفاده از قدرت حاکمیت (برای مثال، مالیات­های مستقیم و غیرمستقیم، عوارض گمرکی و جرائم)،کمک­ها و هدایا.

  • ارائه خدمات معمولاً مستلزم ایفای یک وظیفه توافق شده در طی دوره زمانی مورد توافق توسط واحد است. خدمات ممکن است در طی یک دوره یا چند دوره ارائه شوند. مثال­­هایی از خدمات ارائه شده به‌وسیله واحد‌های بخش عمومی که معمولاً در ازای آن­ها درآمد عملیاتی دریافت می­شود، ممکن است تأمین مسکن، مدیریت تاسیسات آبرسانی، مدیریت جاده‌های با عوارض عبور و مدیریت پرداخت‌های انتقالی را در بر بگیرد. برخی قراردادهای ارائه خدمات به‌طور مستقیم به قراردادهای ساخت مرتبط می­شوند. برای مثال، قراردادهای ارائه خدمات مدیران پروژه و معماران. درآمدهای عملیاتی ناشی از اینگونه قراردادها در این استاندارد مورد رسیدگی قرار نمی­گیرند بلکه طبق الزامات قراردادهای پیمانکاری بدان گونه که در استاندارد حسابداری بین­المللی بخش عمومی شماره ۱۱ «قراردادهای پیمانکاری» مشخص شده است، مورد رسیدگی قرار می­گیرند.

  • کالاها عبارت­اند از کالای تولید شده توسط واحد با هدف فروش مثل نشریات، و کالاهای خریداری شده برای فروش مجدد مثل موجودی کالا یا زمین یا سایر اموال نگهداری شده برای فروش مجدد.

  • استفاده دیگران از دارایی‌های واحد منجر به درآمدهای عملیاتی به شکل زیر می­شود:

الف) سود تضمین شده- مبالغی که بابت استفاده از وجوه نقد یا معادل وجوه نقد یا مبالغ قابل پرداخت به واحد مطالبه می­شود.

ب) حق­الامتیازها- مبالغی که بابت استفاده از دارایی‌های بلندمدت واحد نظیر حق اختراع، علایم تجاری، حق انتشار و نرم­افزار رایانه­ای مطالبه می­شود، و

پ) سود سهام یا معادل­های آن- توزیع مازادها به دارندگان سرمایه­گذاری­های مالکانه به نسبت سهم­ آن­ها از یک طبقه خاص از سرمایه.

  • این استاندارد به درآمدهای عملیاتی زیر رسیدگی نمی­کند:

الف) در سایر استانداردهای حسابداری بین­المللی بخش عمومی مطرح شده باشد، از جمله:

  • قراردادهای اجاره­ای (به استاندارد حسابداری بین­المللی بخش عمومی شماره ۱۳ «اجاره­ها» مراجعه شود).

  • سود سهام حاصل از سرمایه­گذاری­هایی که به روش ارزش ویژه به حساب گرفته می­شوند (به استاندارد حسابداری بین­المللی بخش عمومی شماره ۷ «حسابداری سرمایه­گذاری در واحدهای وابسته» مراجعه شود) و

  • سودهای غیرعملیاتی حاصل از فروش دارایی‌های ثابت مشهود (که در استاندارد حسابداری بین­المللی بخش عمومی شماره ۱۷ «دارایی‌های ثابت مشهود» مورد رسیدگی قرار می­گیرد).

ب) ناشی از قراردادهای بیمه در مؤسسات بیمه.

پ) ناشی از تغییرات در ارزش منصفانه دارایی‌های مالی و بدهی­های مالی یا واگذاری آن‌ها (رهنمود حسابداری ابزارهای مالی را می­توان در استاندارد حسابداری بین­المللی شماره ۳۹ «ابزارهای مالی: شناسایی و اندازه­گیری» یافت).

ت) ناشی از تغییرات در ارزش سایر دارایی‌های جاری.

ث) ناشی از افزایش­های طبیعی در گله­ها و محصولات کشاورزی و جنگلی و

ج) ناشی از استخراج سنگ­های معدنی.

 

تعاریف

  • واژه­های زیر در این استاندارد با معانی مشخص شده بکار می­رود:

معاملات مبادله­ای معاملاتی هستند که طی آن یک واحد دارایی‌ها یا خدماتی را دریافت می­کند، یا بدهی­ها را تسویه می­کند و به‌طور مستقیم ارزش تقریباً یکسانی (اصولاً به شکل وجه نقد، کالاها، خدمات یا استفاده از دارایی­ها) به واحد دیگر طرف معامله می­دهد.

ارزش منصفانه مبلغی است که اشخاص مطلع و مایل می­توانند در معامله­ای حقیقی، در ازای مبلغ مزبور یک دارایی را با یکدیگر مبادله کنند یا یک بدهی را تسویه کنند.

معاملات غیرمبادله­ای معاملاتی هستند که معاملات مبادله­ای نیستند. در معاملات غیرمبادله­ای، واحد یا ارزشی را از واحد دیگر دریافت می­کند بدون این که به طور مستقیم ارزش تقریباً یکسانی در ازای آن بدهد یا ارزشی را به واحد دیگر می­دهد بدون این که به طور مستقیم ارزش تقریباً یکسانی در ازای آن دریافت ­کند.

درآمد ناخالص جریان ورودی منافع اقتصادی یا توان بالقوه خدمت‌رسانی در طی دوره گزارشگری در زمانی است که آن جریان­های ورودی به افزایش در خالص دارایی‌ها / ارزش ویژه منجر می­شود به استثنای افزایش‌های مربوط به آورده مالکان.

واژه‌های تعریف شده در سایر استانداردهای بین‌المللی حسابداری بخش عمومی با همان معانی ذکر شده در آن استانداردها، در این استاندارد مورد استفاده قرار می‌گیرند و در واژه‌نامه اصطلاحات تعریف شده منتشره نیز به صورت جداگانه چاپ شده­اند.

 

درآمد عملیاتی

  • درآمد عملیاتی تنها ناخالص جریان‌های ورودی منافع اقتصادی یا توان بالقوه خدمت­رسانی دریافتی یا قابل دریافت توسط واحد به حساب خودش را در بر می­گیرد. مبالغ جمع­آوری شده به نمایندگی دولت یا سایر سازمان‌های دولتی یا از جانب سایر اشخاص ثالث، برای مثال وصول مبالغ پرداختی بابت تلفن یا برق توسط اداره پست از جانب واحد‌های ارائه دهنده این خدمات، منافع اقتصادی یا توان بالقوه خدمت­رسانی نیستند که به واحد وارد شوند و منجر به افزایش دارایی­ها یا کاهش بدهی­ها نمی­شوند. بنابراین، آن‌ها درآمد محسوب نمی­شوند. همچنین، در روابط امانی یا نمایندگی، ناخالص جریان‌های ورودی منافع اقتصادی یا توان بالقوه خدمت­رسانی در برگیرنده مبالغ وصولی از جانب مالک است و منجر به افزایش در خالص دارایی‌های / ارزش ویژه مؤسسه نمی­شوند. مبالغ وصولی از جانب مالک درآمد نیستند. بلکه درآمد، میزان هر گونه کمیسیون دریافتی یا دریافتنی بابت وصول یا رسیدگی به ناخالص جریانات است.

  • جریانات ورودی تأمین مالی، بویژه استقراض­ها، با تعریف درآمد تطابق ندارند زیرا منجر به تغییر دارایی‌ها و بدهی­ها به میزان یکسانی می­شوند و اثری برخالص دارایی­ها / ارزش ویژه ندارند. جریان‌های ورودی تأمین مالی به‌طور مستقیم در ترازنامه برده می­شوند و به مانده دارایی‌ها و بدهی­ها اضافه می­شوند.

 

اندازه­گیری درآمد عملیاتی

  • درآمد عملیاتی باید به ارزش منصفانه ما به ازای دریافتی یا دریافتنی اندازه­گیری شود.

  • مبلغ درآمد عملیاتی حاصل از یک معامله معمولاً از طریق توافق بین واحد و خریدار یا استفاده­کننده از دارایی یا خدمت مزبور تعیین می­شود. این مبلغ به ارزش منصفانه ما به ازای دریافتی یا دریافتنی با احتساب هر گونه تخفیف تجاری و تخفیف حجم مجاز توسط واحد، اندازه­گیری می­شود.

  • در اکثر موارد، ما به ازای مزبور به شکل وجه نقد یا معادل وجه نقد است و مبلغ درآمد عملیاتی همان مبلغ وجه نقد و معادل وجه نقد دریافتی یا دریافتنی است. با این حال، زمانی که جریان ورودی وجه نقد یا معادل وجه نقد به آینده موکول شود، ارزش منصفانه ما به ازای مزبور ممکن است کمتر از مبلغ اسمی وجه نقد دریافتی یا دریافتنی باشد. برای مثال، واحد ممکن است یک اعتبار بدون سود تضمین شده به خریدار بدهد یا اسناد دریافتنی با نرخ سود تضمین شده کمتر از بازار را از خریدار به عنوان ما به ازای فروش کالاها بپذیرد. زمانی که قرارداد به گونه موثری مستلزم یک معامله تأمین مالی باشد، ارزش منصفانه ما به ازای مزبور از طریق تنزیل کلیه دریافت‌های آتی با استفاده از یک نرخ سود تضمین شده منتسب تعیین می­شود. نرخ سود تضمین شده منتسب از طرق زیر به صورت روشن­تری قابل تعیین است:

الف) نرخ رایج یک ابزار مشابه متعلق به انتشاردهنده­ای با رتبه اعتباری مشابه. یا

ب) نرخ سود تضمین شده­ای که مبلغ اسمی ابزار را به قیمت فروش نقدی جاری کالاها یا خدمات تنزیل می­کند.

تفاوت بین ارزش منصفانه و مبلغ اسمی ما به ازای مزبور طبق بندهای ۳۳ و ۳۴ به‌عنوان درآمد سود تضمین شده شناسایی می­شود.

  • زمانی که کالاها یا خدمات در قبال کالاها یا خدمات که دارای ماهیت و ارزش مشابهی هستند، مبادله یا معاوضه می­شود، این مبادله به عنوان یک معامله­ درآمدزا تلقی نمی­شود. این اغلب در مورد کالاهایی مانند شیر یا نفت صادق است که عرضه­کنندگان به منظور برآوردن تقاضا بر مبنای به موقع در یک منطقه خاص، موجودی­ها را در مناطق مختلف مبادله یا معاوضه می­کنند. زمانی که کالاها یا خدمات در ازای کالاها یا خدمات غیرمشابه ارائه می­شوند، این مبادله به عنوان معامله­ای درآمدزا تلقی می­شود. درآمد عملیاتی به ارزش منصفانه کالاها یا خدمات دریافتی اندازه­گیری می­شود که از بابت سرک نقدی یا معادل نقد تعدیل شده است. زمانی که ارزش منصفانه کالاها یا خدمات دریافتی را نتوان به گونه­ای اتکا­پذیر اندازه­گیری کرد، درآمد عملیاتی به ارزش منصفانه کالاها یا خدمات واگذار شده پس از تعدیل از بابت سرک نقدی یا معادل نقد، اندازه‌گیری می­شود.

 

تشخیص معامله

  • معیارهای شناخت مندرج در این استاندارد معمولاً به طور جداگانه در مورد هر معامله اعمال می­شود. با این وجود، در شرایط خاصی، جهت انعکاس محتوای معامله لازم است معیارهای شناخت در مورد هر یک از اجزای قابل تشخیص یک معامله مجزا بکار گرفته شود. برای مثال، زمانی که قیمت فروش محصول شامل یک مبلغ قابل تشخیص بابت ارائه خدمت بعدی باشد، این مبلغ به دوره­های آتی منتقل و طی دوره ایفای خدمت مزبور به عنوان درآمد عملیاتی شناسایی می­شود. برعکس، زمانی که دو یا چند معامله به گونه­ای به هم مرتبط باشند که اثر مزبور را نتوان بدون رجوع به کل آن معاملات درک کرد، معیارهای شناخت در مورد دو یا چند معامله مزبور به‌طور یکجا اعمال می­شود. برای مثال، یک واحد ممکن است کالاهایی را به فروش رساند و در همان زمان قراردادی جداگانه برای بازخرید همان کالاها در آینده منعقد کند، این امر موجب نفی اثر محتوایی معامله مزبور می­شود و لذا در چنین حالتی دو معامله با هم مورد رسیدگی قرار می­گیرند.

 

ارائه خدمات

  • زمانی که ماحصل معامله­ای را که مستلزم ارائه خدمات است بتوان به گونه­ای اتکاپذیر برآورد کرد، درآمد عملیاتی مربوط به معامله مزبور باید با رجوع به مرحله تکمیل آن معامله شناسایی شود. ماحصل معامله، زمانی به گونه­ای اتکاپذیر می­تواند برآورد شود که همه شرایط زیر احراز شده باشند:

الف) مبلغ درآمد عملیاتی را بتوان به‌گونه­ای اتکا­پذیر اندازه­گیری کرد.

ب) جریان منافع اقتصادی یا توان بالقوه خدمت­رسانی مرتبط با معامله به درون واحد محتمل باشد.

پ) مرحله تکمیل معامله در تاریخ گزارشگری به گونه­ای اتکاپذیر قابل اندازه­گیری باشد و

ت) هزینه­های تحمل شده بابت معامله و هزینه­های تکمیل معامله مزبور را بتوان به گونه­ای اتکاپذیر اندازه­گیری کرد.

  • شناخت درآمد عملیاتی از طریق رجوع به مرحله تکمیل معامله اغلب روش درصد تکمیل نامیده می­شود. بر اساس این روش، درآمد عملیاتی در دوره­های گزارشگری شناسایی می­شود که در آن خدمات ارائه می­شوند. برای مثال، یک واحد ارائه دهنده خدمات ارزیابی اموال، درآمد عملیاتی را هنگامی شناسایی می‌کندکه ارزیابی­های جداگانه تکمیل شده­اند. شناسایی درآمد عملیاتی بر این مبنا اطلاعات مفیدی را در مورد میزان فعالیت خدمت و عملکرد در طی دوره فراهم می‌آورد. همچنین، استاندارد حسابداری بین­المللی بخش عمومی شماره ۱۱ شناسایی درآمد عملیاتی بر این مبنا را الزامی می­داند. الزامات آن استاندارد عموماً در مورد شناسایی درآمد عملیاتی و هزینه­های مربوطه برای یک معامله مستلزم ارائه خدمات قابل اعمال است.

  • درآمد عملیاتی فقط زمانی شناسایی می­شود که ورود جریان منافع اقتصادی و توان بالقوه خدمت­رسانی مربوط به معامله به درون واحد محتمل باشد. با این حال، زمانی که در مورد قابلیت وصول مبلغی که قبلاً در درآمد عملیاتی گنجانده شده، ابهام وجود دارد، مبلغ غیرقابل وصول، یا مبلغی که بازیافت آن دیگر محتمل نیست، به عنوان هزینه دوره و نه به عنوان تعدیل مبلغ درآمد شناسایی شده قبلی، شناسایی می­شود.

  • یک واحد عموماً پس از توافق در مورد شرایط زیر با طرف‌های دیگر معامله قادر به انجام برآوردهای اتکاپذیر است:

الف) حقوق لازم­الاجرا هر طرف در مورد خدماتی که قرار است توسط طرفین ارائه یا دریافت شود.

ب) ما به ازایی که قرار است مبادله شود و

پ) نحوه و شرایط تسویه.

معمولاً لازم است که واحد از یک سیستم بودجه­بندی و گزارشگری مالی داخلی مؤثر برخوردار باشد. واحد، برآوردهای درآمد عملیاتی را در زمان ایفای خدمت بررسی و در صورت لزوم در آن تجدید نظر می­کند. نیاز به اینگونه تجدیدنظرها لزوماً بدین معنی نیست که ماحصل معامله را نمی­توان به گونه­ای اتکاپذیر برآورد کرد.

  • مرحله تکمیل معامله را می­توان به روش­های مختلف تعیین کرد. واحد از روشی استفاده می­کند که خدمات اجرا شده را به گونه­ای اتکاپذیر اندازه­گیری کند. با توجه به ماهیت معامله، روش­ها ممکن است شامل:

الف) بررسی کار انجام شده.

ب) خدمات انجام شده تا این تاریخ بر حسب درصدی از کل خدماتی که قرار است ارائه شود یا

پ) نسبت هزینه­های متحمل شده تا تاریخ تحمل به کل هزینه­های برآوردی معامله. فقط هزینه­هایی که منعکس­کننده خدمات انجام شده تاکنون است در هزینه­های تحمل شده تا این تاریخ لحاظ می­شوند. فقط هزینه­هایی که منعکس­کننده خدمات انجام شده یا خدماتی که قرار است انجام شود، هستند در کل هزینه­های برآوردی معامله گنجانده می­شوند.

پرداخت‌های مرحله­ای و پیش پرداخت‌های دریافتی از مشتریان اغلب منعکس­کننده خدمات انجام شده نیست.

  • بنا به اهداف عملی، زمانی که خدمات از طریق انجام تعداد نامشخصی از عملیات طی یک دوره زمانی معین ایفا می­شوند، درآمد عملیاتی بر مبنای خط مستقیم طی آن دوره زمانی شناسایی می­شود، مگر اینکه شواهدی وجود داشته باشد دال بر این که روش دیگری مرحله تکمیل را بهتر نشان می­دهد. زمانی که یک عمل خاص در مقایسه با سایر عملیات بسیار با اهمیت­تر باشد، شناخت درآمد عملیاتی تا زمان اجرای آن عمل با اهمیت به تعویق می­افتد.

  • زمانی که ماحصل معامله­ای را که مستلزم ارائه خدمات است نتوان به گونه­ای اتکاپذیر برآورد کرد، درآمد عملیاتی را باید تا میزان هزینه­های شناسایی شده قابل بازیافت شناسایی کرد.

  • در طی مراحل اولیه معامله، اغلب وضع بدین گونه است که نمی­توان به گونه­ای اتکاپذیر ماحصل معامله را برآورد کرد. با این وجود، ممکن است این احتمال وجود داشته باشد که واحد هزینه­های تحمل شده معامله را بازیافت کند. بنابراین، درآمد عملیاتی تنها تا میزان هزینه­های تحمل شده­ای که انتظار بازیافت آن می­رود، شناسایی می­گردد. از آنجا که ماحصل معامله را نمی­توان به گونه­ای اتکاپذیر برآورد کرد، هیچ‌گونه مازادی شناسایی نمی­شود.

  • زمانی که ماحصل یک معامله را نتوان به گونه­ای اتکاپذیر برآورد کرد و بازیافت هزینه­های تحمل شده محتمل نباشد، درآمد عملیاتی شناسایی نمی­شود و هزینه­های تحمل شده به عنوان هزینه دوره شناسایی می­شود. هر گاه ابهاماتی که مانع برآورد اتکاپذیر ماحصل قرارداد شده بود، برطرف شود، درآمد عملیاتی به جای بند ۲۵ بر اساس بند ۱۹ شناسایی می‌شود.

 

فروش کالا

  • درآمد عملیاتی حاصل از فروش کالا باید زمانی شناسایی شود که کلیه شرایط زیرتحقق یافته باشد:

الف) واحد مخاطرات و مزایای عمده مالکیت کالای مورد معامله را به خریدار منتقل کرده باشد.

ب) واحد هیچ دخالت مدیریتی مستمر در حدی که معمولاً با مالکیت همراه است یا کنترل مؤثری نسبت به کالای فروش رفته اعمال نکند.

پ) مبلغ درآمد عملیاتی را بتوان به گونه­ای اتکاپذیر اندازه­گیری کرد.

ت) جریان منافع اقتصادی و توان بالقوه خدمت­رسانی مرتبط با معامله به درون واحد محتمل باشد. و

ث) هزینه­هایی که در ارتباط با معامله تحمل شده یا خواهد شد را بتوان به گونه­ای اتکاپذیر اندازه­گیری کرد.

  • ارزیابی زمانی که واحد مخاطرات و مزایای مالکیت را به خریدار انتقال داده است، مستلزم بررسی شرایط معامله است. در اکثر موارد، انتقال مخاطرات و مزایای مالکیت با انتقال مالکیت قانونی یا انتقال حق تصرف به خریدار همراه است. این موضوع در مورد اکثر فروش­ها صدق می­کند. اما، در برخی موارد خاص، انتقال مخاطرات و مزایای مالکیت در زمانی متفاوت از زمان انتقال مالکیت قانونی یا انتقال حق تصرف رخ می­دهد.

  • اگر واحد بخش عمده­ای از مخاطرات مالکیت را حفظ کند، معامله مزبور فروش تلقی نمی‌شود و لذا درآمدی از بابت آن شناسایی نمی­شود. واحد ممکن است مخاطرات عمده مالکیت را به چندین روش حفظ کند. نمونه­هایی از وضعیت­هایی که واحد ممکن است مخاطرات و مزایای عمده مالکیت را حفظ کند، به شرح زیر است:

الف) زمانی که واحد تعهداتی بابت عملکرد نامطلوب دارد که توسط مفاد عادی ضمانتنامه پوشش نیافته است.

ب) زمانی که دریافت درآمد عملیاتی حاصل از یک فروش خاص، مشروط به تحصیل درآمد توسط خریدار از محل فروش کالای مورد معامله باشد. (برای مثال، زمانی که یک انتشارات دولتی کالاهای آموزشی را بین مدارس بر مبنای فروش یا برگشت، توزیع می­کند).

پ) زمانی که کالاهای ارسالی مزبور متضمن خدمات نصب باشند و خدمات نصب بخش عمده­ای از مبلغ قرارداد است. اما واحد هنوز خدمات نصب را کامل نکرده باشد. و

ت) زمانی که خریدار حق فسخ خرید را بر اساس دلایل مشخص شده در قرارداد فروش دارد و واحد در مورد احتمال برگشت کالای فروش رفته مطمئن نیست.

  • چنانچه واحد تنها بخش کم اهمیتی از مخاطرات مالکیت را برای خود نگه دارد، معامله مورد نظر، فروش تلقی و درآمد عملیاتی شناسایی می­شود. برای مثال، فروشنده ممکن است تنها به خاطر تضمین قابلیت وصول مطالبات، مالکیت قانونی کالا را برای خود حفظ کند. در چنین حالتی، اگر واحد مخاطرات و مزایای عمده مالکیت را منتقل کرده باشد، این معامله، فروش تلقی و درآمد عملیاتی آن شناسایی می‌شود. مثال دیگر از واحدی که بخش کم اهمیتی از مخاطرات مالکیت را حفظ کرده، ممکن است فروش در زمانی باشد که در صورت عدم رضایت مشتری، کالا برگشت و ما به ازا به مشتری استرداد می­شود. در چنین مواردی، درآمد عملیاتی در زمان فروش شناسایی می­شود مشروط به آنکه فروشنده بتواند مبالغ برگشتی آتی را به‌گونه­ای اتکاپذیر برآورد کند و بدهی ناشی از برگشت کالا را با توجه به تجربیات گذشته و سایر عوامل مربوط شناسایی کند.

  • درآمد فقط زمانی شناسایی می­شود که جریان ورودی منافع اقتصادی یا توان بالقوه خدمت­رسانی مرتبط با معامله به درون واحد محتمل باشد. در برخی موارد، تا زمان دریافت ما به ازا یا رفع ابهام در این زمینه، ممکن است جریان ورودی منافع اقتصادی یا توان بالقوه خدمت­رسانی محتمل نباشد. برای مثال، ممکن است در قالب بخشی از قرارداد مربوطه، درآمد به توانایی واحد دیگر برای عرضه کالا وابسته باشد و اگر هر گونه شکی در مورد وقوع آن وجود داشته باشد، ممکن است شناسایی درآمد تا زمان وقوع به تأخیر افتد. وقتی که کالا عرضه گردید، ابهام رفع گردیده و درآمد عملیاتی شناسایی می­شود. با این حال، هر گاه در مورد قابلیت وصول مبلغی که قبلاً در درآمد عملیاتی منظور شده، ابهام به وجود آید، مبلغ غیرقابل وصول یا مبلغی که بازیافت آن غیرمحتمل است، به عنوان هزینه دوره شناسایی می­شود و نه به‌عنوان تعدیل مبلغ درآمد عملیاتی شناسایی شده قبلی.

 

 

 

 

سود تضمین شده، درآمد حق امتیاز و سود سهام

  • درآمد عملیاتی ناشی از استفاده دیگران از دارایی‌های واحد که سود تضمین شده، درآمد حق امتیاز و سود سهام به بار می­آورد، باید براساس نحوه عمل حسابداری مندرج در بند ۳۴ به شرط تحقق شرایط زیر شناسایی شود:

الف) جریان منافع اقتصادی و توان بالقوه خدمت­رسانی مرتبط با معامله به درون واحد محتمل باشد. و

ب) مبلغ درآمد عملیاتی را بتوان به گونه­ای اتکاپذیر اندازه­گیری کرد.

  • درآمد عملیاتی باید بر اساس نحوه عمل­های حسابداری زیر شناسایی شود:

الف) سود تضمین شده باید براساس نسبت زمانی شناسایی شود که بازده مؤثر دارایی را نیز در نظر می­گیرد.

ب) درآمد حق امتیازها باید زمانی شناسایی شوند که طبق محتوای قرارداد مربوطه کسب­ می­شوند، و

پ) سود سهام یا سایر معادل­های آن باید زمانی شناسایی شوند که حق دریافت مبلغ مزبور توسط سهامدار یا واحد احراز شود.

  • بازده مؤثر دارایی، نرخ سود تضمین شده­ای است که برای برابر کردن مبلغ تنزیل شده جریان دریافت‌های نقدی آتی مورد انتظار در طی عمر دارایی با مبلغ دفتری اولیه دارایی لازم است. درآمد سود تضمین شده شامل مبلغ استهلاک هر گونه کسر، صرف یا سایر تفاوت­های مابین مبلغ دفتری اولیه یک اوراق بدهی و مبلغ آن در تاریخ سررسید است.

  • زمانی که سود تضمین شده پرداخت نشده قبل از تحصیل یک سرمایه­گذاری با سود تضمین شده، معوق شده است، دریافت بعدی سود تضمین شده بین دوره­های قبل و بعد از تحصیل تسهیم می­شود و فقط بخش مربوط به دوره پس از تحصیل به‌عنوان درآمد عملیاتی شناسایی می­شود. زمانی که سود سهام مربوط به اوراق بهادار سرمایه­ای از محل خالص مازاد دوره قبل از تحصیل، اعلام می­شود، این سود سهام از بهای تمام شده اوراق بهادار کسر می‌شوند. اگر انجام چنین تسهیمی جز بر یک مبنای اختیاری، مشکل باشد، سود سهام به‌عنوان درآمد عملیاتی شناسایی می­شود مگر اینکه به‌ وضوح بیانگر بازیافت بخشی از بهای تمام شده اوراق بهادار سرمایه­ای باشد.

  • حق امتیازها، از قبیل حق امتیازهای نفتی، طبق شرایط مندرج در قرارداد مربوط تعلق می­گیرد و معمولاً بر همان اساس شناسایی می­شود مگر اینکه با توجه به محتوای قرارداد، شناسایی درآمد بر مبنای روش­های سیستماتیک و منطقی دیگری مناسب­تر باشد.

  • درآمد عملیاتی تنها زمانی شناسایی می­شود که جریان منافع اقتصادی یا توان بالقوه خدمت­رسانی مرتبط با معامله به درون واحد محتمل باشد. با این حال، زمانی که در مورد قابلیت وصول مبلغی که قبلاً به‌عنوان درآمد شناسایی شده، ابهامی به وجود آید، مبلغ غیرقابل وصول یا مبلغی که بازیافت آن محتمل نیست، به عنوان هزینه دوره و نه به عنوان تعدیل درآمد عملیاتی شناسایی شده قبلی، شناسایی می­شود.

 

افشا

  • واحد باید موارد زیر را افشا کند:

الف) رویه­های حسابداری پذیرفته شده برای شناسایی درآمد عملیاتی از جمله روش­های پذیرفته شده برای تعیین میزان تکمیل معاملات متضمن ارائه خدمت.

ب) مبلغ هر یک از طبقات عمده درآمد عملیاتی شناسایی شده طی دوره از جمله درآمد عملیاتی ناشی از موارد زیر:

  • ارائه خدمات

  • فروش کالا

  • سود تضمین شده

  • حق امتیازها و

  • سود سهام یا معادل­های آن. و

پ) مبلغ درآمد عملیاتی حاصل از مبادله­ کالا یا خدمات که در هر یک از طبقات عمده درآمد عملیاتی گنجانده شده است.

  • رهنمود مربوط به افشای هر گونه دارایی‌ها و بدهی­های احتمالی را می­توان در استاندارد حسابداری بین­المللی شماره ۳۷ «ذخایر، دارایی‌های احتمالی و بدهی­های احتمالی» یافت. دارایی‌ها و بدهی­های احتمالی ممکن است از اقلامی مثل هزینه­های تضمین، ادعاها، جریمه­ها یا زیان‌های احتمالی ناشی شوند.

تاریخ اجرا

  • این استاندارد بین‌المللی حسابداری بخش عمومی در مورد صورت‌های مالی سالانه­ای قابل اجرا است که شروع دوره مالی آن‌ها از اول ژوئیه ۲۰۰۱ و بعد از آن است. بکارگیری آن برای تاریخ‌های قبل از تاریخ مزبور ترغیب شده است.

  • زمانی که واحدی مبنای تعهدی حسابداری را، بدان گونه که توسط استانداردهای بین‌المللی حسابداری بخش عمومی تعریف شده است، برای اهداف گزارشگری مالی در تاریخی بعد از تاریخ اجرای مزبور بپذیرد، این استاندارد در مورد صورت‌های مالی سالانه واحد در دوره شروع تاریخ پذیرش مبنای تعهدی و بعد از آن کاربرد دارد.

ش

arman
arman
شرکت آرمان پرداز خبره بیش از 15سال سابقه فعالیت در زمینه حسابداری وحسابرسی وخدمات مشاوره مالی ومالیاتی

دیدگاه ها بسته شده است